به گزارش پایگاه عدالت خواهان گلستان"چشمانتان را ببندید و این صحنه ها را تصور کنید: صحنه اول : مادری در آستانه در اتاق بیمارستان با حالتی مضطرب ایستاده و به کیسه خونی چشم دوخته است که از راه شلنگی باریک به دستان نحیف فرزندش حیات و زندگی می بخشد.
صحنه دوم: مادر در کنار درب آزمایشگاه با کاغذی در دستانش روی زمین نشسته و از اعماق وجود ضجه می زند. نتیجه آزمایش اچ آی وی فرزند هموفیلی اش مثبت است.
مادر از سیاست و سیاست بازی سر در نمی آورد .او فقط فرزند بیمارش را می بیند که در یک بازی کثیف توسط محموله فرآورده های خونی یک شرکت فرانسوی به ایدز مبتلا شده و اکنون روی دستش مانده است.او از این غم بزرگ فریاد می زند بی آنکه بداند عامل اصلی این همه بدبختی و تیره روزی او کیست؟

اما امروز و بعد از سی سال، نام این مقصر اصلی و عامل کثیف این رسوایی دیگر نا آشنا نیست."فابیوس" همان شخصی است که این روزها داستان آمدنش به ایران خاطرات درد آور سال ها پیش را در اذهان مردم زنده کرده است. همان کسی که در چند ماه گذشته باز هم به واسطه موش دواندن در مذاکرات هسته ای ایران و ۵+۱ نامش در رسانه ها بارها عنوان شد.
"فابیوس" که در آن زمان نخست وزیر کشور فرانسه بود ،در داستان ورود خون های آلوده به اچ ای وی به ایران در سال ۱۳۶۴ متهم ردیف اول است. او هرگونه تشریفات در زمینه انجام آزمایش ها از نمونه های خونی را لغو کرده بود و بدین ترتیب خون های آلوده بدون اینکه مراحل آزمایش را پشت سر بگذارند توسط یک شرکت فرانسوی به نام مریو وارد بازار می شوند. فابیوس دستور غربالگری را زمانی صادر می کند که دیگر کار از کار گذشته بود و خون های آلوده نه تنها به فرانسه بلکه به ایران هم رسید و بسیاری از بیماران هموفیلی، که نیاز دائم به دریافت انواع فاکتورهای انعقادی خون دارند از این خون ها استفاده کرده و به ایدز مبتلا شدند.

البته هنگامی که این موضوع در میان بیماران هموفیلی افشا شد، وزارت بهداشت آلودگی فرآوردههای خونی وارداتی به ایران را تکذیب کرد در حالی که نمایندهٔ این شرکت پس از بازگشت به کشورش فرانسه، در نامهای به وزیر بهداشتِ آن زمان، آلوده بودن فرآوردههای شرکت مریو را تایید کرد عمق این فاجعه انسانی به حدی بود که حتی با وجود پنهان کاری برخی قربانیان و خانواده هایشان در این موضوع، براساس آمار رسمي ارائه شده از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از ابتداي ورود ايدز به ايران تا كنون ۱۲۵ تن از بيماران هموفيلي، هپاتيتي و كليوي بر اثر استفاده از فرآورده هاي خوني آلوده به ويروس HIV ، درگذشته اند.
اما با تمام آنچه اتفاق افتاد و علیرغم دادگاهی شدن فابیوس در فرانسه در نهایت او را به علت اینکه مستندات دخالتش در این ماجرا ناکافی بوده است، تبرئه کردند.
حال بعد از گذشت سال ها از این فاجعه انسانی، در یک بازی دیگر سیاسی و درست بعد ازصدور قطعنامه ۲۲۳۱ در سازمان ملل برای تصویب جمع بندی پایانی مذاکرات هستهای ایران، شاهد سفر هیئتهای سیاسی و اقتصادی به کشورمان برای ورود به بازار ایران هستیم. در همین راستا بعد از ورود هیئت ۶۰ نفره بلند پایه آلمانی به تهران ، این بار خبر از ورود لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه و اولین مقام غربی حاضر در مذاکرات به ایران است .فردی که همواره موضع سخت و معاندانه ای در طی مذاکرات هستهای علیه کشورمان اتخاذ میکرد و به عنوان نماینده حکومتهای عربی مرتجع منطقه و همچنین رژیم غاصب صهیونیستی در مذاکرات حضور داشت.

آمدن فابیوس به ایران فارغ از اهداف سیاسی و اقتصادی منفعت طلبانه فرانسه و با وجود مشخص بودن نقش فرانسوی ها در این معادلات اما با واکنش های قابل تاملی از سوی سیاستمداران و مسئولان داخلی همراه شد.
برخی از مسئولان با وجود موج اعتراضات نسبت به حضور فابیوس در ایران و نوع برخورد با وی صراحتا اعلام کردند که نباید هیچگونه برخورد و رفتار طلبکارانه ای در مقابل نماینده فرانسه اتخاذ شود زیرا وی به عنوان متهم یک پرونده پزشکی به ایران سفر نمی کند. اما نکته اصلی در این موضوع دیگر آمدن یا نیامدن فابیوس به ایران نیست که این کار بر اساس مصالح سیاسی توسط مسئولان قطعی شده است نکته ایجاست که چگونه مسئولان ما در ایران که از سه دهه پیش تا به حال در خصوص پرونده ای که همچنان مفتوح است و قربانی می گیرد اقدام مناسبی انجام نداده اند امروز حاضر شده اند با فراموش کردن تمام آن اتفاقات تلخ به دنبال انداختن فرش قرمز برای فابیوس و پذیرفتن او به عنوان یک فرد بلند رتبه سیاسی باشند؟

با وجود این که پرونده این فاجعه همچنان در اذهان باقی مانده و مردم ورود فابیوس را نه به چشم ورود یک مقام سیاسی که آمدن یک قاتل انسانی به سرزمین شان می دانند بنابراین به نظر می رسد برخورد محکم و دور از صمیمیت مسئولان ایرانی با فابیوس و حتی اعاده کردن حقوق حقه مردم بی گناه این کشور از نماینده فرانسه در ایران کمترین کاری است که مسئولان می توانند در این موضوع انجام دهند.
گرفتن حق مادرانی که فرزندان خویش را در این جریان هولناک از دست دادند و ستاندن داد پدران و همسران و کودکانی که بی گناه خود یا اعضای خانواده شان را در معرض این فاجعه دیدند قطعا به دوش کسانی است که توسط همین مردم انتخاب شده اند و رسالت پاسداشت حقوق ملت بر گرده آنان است.
امیدواریم حمایت از حق مردمی که به فرموده مقام عظمای ولایت در تمام شرایط سخت تحریم های اقتصادی و با وجود تمام نابسامانی ها همواره پشت رهبر و انقلاب و مسئولان انقلابی خویش بوده اند و شعار همدلی و همزبانی با دولت را عینیت بخشیده اند اولویت اول و به نوعی تنها اولویت مسئولان محترم قرار گیرد و برای دلجویی از مردمی که به خاطر روش های خصمانه دولت های غربی و گاهی نیز سوء مدیریت برخی مدیران داخلی در معرض اینگونه فجایع انسانی قرار گرفته اند برخوردی شایسته و حاکی از اقتدار و از موضع قدرت در مقابل دشمنان قسم خورده صورت پذیرد.