پایگاه عدالت خواهان گلستان"داستان «پورشه زرد» آنقدر در بین کاربران اجتماعی و سایت های مختلف خبری رسمی و غیررسمی دست به دست چرخید و هر کس از ظن خود درباره آن تحلیل های مختلف مثبت و منفی، تهاجمی و دفاعی به میان آورد که بالاخره باعث شد خانواده محمدحسین ربانی نسبت به این هجمه ها واکنش نشان بدهند.
محمدمهدی ربانی، پدر مرحوم محمدحسین ربانی که پسر آیت الله ربانی است بعد از گذشت بیش از یک هفته از حادثه ای که برای پسر کوچکش اتفاق افتاده دیگر وارد عمل شد تا حرف و حدیث های پیش آمده را تا جایی که می تواند از بین ببرد.
به خانه مرحوم محمدحسین رفتیم تا از نزدیک با آنها گفتگو کنیم. خانه شان در یکی از محله های درکه است. خانه ای آپارتمانی با متراژ 115 متر. آقای ربانی گلایه می کند از حرف هایی که درباره خانه 18 میلیاردی اش می زنند. می گفت: «من نمی خواهم بگویم وضع مالی بد و اسفباری دارم اما این خوانه را خواستم متری 6 میلیون تومان بفروشم نخریدند. خودم هنوز ماشین ندارم. پسر بزرگم هم پرشیا دارد. آنوقت چطور محمدحسین که یک دوچرخه هم نداشت حالا به او می گویند پسر پورشه سوار! یک رسانه در این روزها به سراغ ما نیامد تا اطلاعات صحیح بگیرد. این دور از انصاف است...»
انتقاد پدر قربانی تصادف پورشه از هجمه ها
خواهرش با بغض ترکیده اش می گفت: «من با این وضعیت که باردار هستم و شرایط مساعدی ندارم حتی نمی توانم درست مانند یک خواهر داغدیده برای برادر کوچکم عزاداری کنم. اینترنت گوشی ام را قطع کرده ام تا هیچ چیز درباره این موضوع به دستم نرسد. واقعا انصاف نیست مردم اینطور تهاجمی برخورد می کنند...»
خانوده مرحوم محمدحسین بابت اینکه مجبور هستند در دفاع از پسر از دست رفته شان، خانه و زندگی و حتی اتاق شخصی پسرشان را نشان دهند اصلا راضی نیستد اما این کار را برخلاف میل باطنی شان انجام دادند تا حداقل کمی از بار فشارهایی که تحمل کرده اند کم کنند.
محمدمهدی ربانی، پدر محمدحسین ربانی درباره حواشی که بعد از تصادف پسرش به وجود آمده است پس از گلایه های فراوان می گوید: «حرف و حدیث ها پشت سر من و خانواده ام خیلی زیاد شده است. آنقدر زیاد شده که دیگر مجبور شدم واکنش نشان بدهم. پدرم آیت الله ربانی، روحانی بود آن هم 35 سال پیش و به همین دلیل که از یک خانواده مذهبی هستیم، هجمه تهمت ها روی ما بیشتر سنگینی می کند و نمی توانم نسبت به آنها ساکت بمانم. می گویند من خانه ای 18 میلیاردی دارم. می گویند پسر 20 ساله ای که ماشین 500 میلیونی سوار است ببین پدرش که پسر فلان روحانی است چه ماشینی سوار می شود. پسر من موتور که هیچ، دوچرخه هم نداشت.»
هیچ رسانه ای تا به حال پیش ما نیامده بود
او می گوید: «این حادثه آنقدر وسعت پیدا کرده و افراد مختلف با غرض های مختلف به این مسئله دامن زده اند که دیگر نمی شود ساکت ماند. از یک طرف به خاطر نام یک فوتبالیست و از طرف دیگر به خاطر اختلاس های این چند سال و ثروت های بادآورده ای که یک عده به دست آورده اند موجب شد ماجرای پورشه سوار شدن یک پسر 20 ساله با سرعت بیشتری به شکل منفی بپیچد. البته مردم هم حق دارند. اگر ما هم با این قضیه مواجه می شدیم عکس العمل نشان می دادیم. حتی اگر از مال حلال و درست هم این ماشین در اختیار یک پسر 20 ساله بود باز یک عامل منفی و حساسیت برانگیز در جامعه است.
نکته مهمتر این است که این پسر 20 ساله پدربزرگش روحانی مطرح 35 سال پیش بوده. اینها و مسائل فرعی جمع شد و از آن یک موضوع بزرگ ساخته که به خارج از ایران هم رسیده است. متاسفانه وظیفه رسانه ها که انتشار اخبار صحیح است از همان دقایق اول اخبار و اطلاعاتت نادرست در اختیار مردم قرار داده اند تا چنین سوءاستفاده هایی صورت بگیرد اما تا امروز هیچ رسانه ای پیش ما نیامده تا اطلاعاتی در این مورد به دست بیاورد. اولین نفر شما هستید. این موضوع جای تاسف دارد.
خانه 115 متری در درکه دارم نه خانه 18 میلیاردی
پدر محمدحسین از خانه ای که در آن زندگی می کند می گوید که یک خانه آپارتمانی در درکه است و آنقدرها هم قیمتی نیست: «من یک خانه آپارتمانی 115 متری دوخوابه در درکه دارم که فکر نکنم آنقدرها هم ارزش بالایی داشته باشد. یک بار می خواستم به خاطر یکسری مسائل اینجا را بفروشم، متری 6 میلیون تومان برای فروش گذاشتیم اما هیچ کس از ما نخرید.
انتقاد پدر قربانی تصادف پورشه از هجمه ها
از طرف دیگر فعالیت کاری من آنقدر درآمدزا نیست. حتی کار دولتی هم نداشتم و تا چهار سال پیش در یک شرکت ساختمانی کار می کردم. تا سال 88 سهامدار آنجا بودم. آن شرکت به خاطر مسائلی دچار مشکلاتی شد که بعد از سه سال دوندگی دوباره سرپا شد اما من دیگر در آنجا چیزی نداشتم تا بخواهم کارم را ادامه بدهم. بعد از آن هم در یک شرکت دانش بنیان مشغول به فعالیت شدم. چندین ماه هم کار تحقیقاتی کردیم اما به خاطر اینکه حمایتی صورت نگرفت، آن کار هم تعطیل شد اما الان با 60 سال سن، بیکار هستم.»
واقعا هنوز نمی دانم اصل ماجرای آن شب چه بوده
او تمام حرف هایی که بعد از آن حادثه زده شده از زبان دیگران مخصوصا دوستان پسرش شنیده و بسیار آزرده خاطرش کرده. برای همین بود که یک بار دیگر ماجرا را مرور می کند: «ماجرا را اینطور که تعریف می کنند نیست. نه ماشین برای پسرم بود نه برای دختری که پشت فرمان نشسته بود. پسر من آن شب به میهمانی خانه دوستش می رود. ما به او زنگ زدیم که زودتر به خانه بیاید. او وقتی می خواسته برگردد دختر دیگری که نامزدش هم در همانجا بود به پسرم گفت با او هم مسیر است. دانیال (کسی که ماشین را از هوتن قلعه نویی خریده بود) ماشینش را به دختر می دهد تا با آن بروند و پسر من هم با او همراه می شود که تصادف اتفاق می افتد.
حتی یک ربع قبل از تصادف هم با او صحبت کردیم که گفت در راه است. نه ماشین برای پسر من بوده نه پسر 20 ساله من با آن دختر 25 ساله نسبتی داشته و این تهمت ها را بعد از این حادثه نمی توانم بپذیرم. پسر من نامزد داشته اما نامزد او با خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرده است. قرار بود محمدحسین هم تابستان پیش آنها برود یا اینکه نامزدش برگردد اما به علت بیماری که داشته دو بار عمل کرد.
یک بار آپاندیس و یک بار هم معده. برا یهمین کارها یک مقدار عقب افتاده بود. در این روزها به خاطر اینکه درگیر مراسم پسرم بودم اصلا فرصت برای تحقیق اینکه واقعا ماجرا از چه قرار بوده نداشتیم. حتی به خاطر هجمه ها و فشارهای زیادی که رویمان بوده فرصت نکردیم خانه آن دختر برویم و حداقل از آنها سوال و تحقیق کنیم. من خودم چندین مدل ماجرا شنیده ام اما واقعا نمی دانم واقعیت و اصل ماجرا چه بوده.»
پسر آیت الله ربانی درباره مالکیت ماشین هم اینطور توضیح می دهد: «ماشینی که پسر من به همراه آن دختر تصادف کرده قبلا برای هوتن قلعه نویی بود. بعد از آن بود که شخصی به نام دانیال آن را می خرد که در کلانتری هم به عنوان مالک خودرو حضور پیدا کرد اما متاسفانه رسانه ها این موضوع را به درستی پوشش ندادندو گفتند که نوه 20 ساله آیت الله ربانی صاحب پورشه بوده. به هر حال مرلدم هم حق دارند این برداشت را داشته باشند که پسر 20 ساله با چنان ماشین گرانی در آن موقع شب، می تواند پدر پولداری داشته باشد.»
نکته
طومار دوستان محمدحسین را منتشر نکردند
آقای ربانی اشاره می کند به طوماری که دوستان محمدحسین می نویسند و برای انشتار در خبرگزاری ها امضا می کنند اما هیچ وقت منتشر نمی شود: «حتی دوستان پسرم طوماری تهیه کردند و همگی آن را امضا کرده و برای یکی از خبرگزاری ها جهت انتشار بردند. آنها هم پذیرفتند اما دیدیم که منتشر نکردند. برای اینکه در آن طومار نوشته شده بود «اطلاع رسانی نادرست رسانه ها» و همین موضوع دلیلی بر منتشر نشدن آن شد؛ در صورتی که این وظیفه رسانه هاست تا از طریق اطلاعات صحیح مردم را به گمراهی نکشانند.»
*وزنامه هفت صبح
حسين علي نيا
خدا لعنت كنه آدم دروغگورو پسرش رفته پارتي برگشتني هم يه بچه از خانواده حزب اللهي بقول خود باباش با اون دختر داره نصف شب از پارتي برميگرده تازه خودش هم اعتراف ميكنه كه نامزد بچش آمريكاست و خودش هم قرار بود بره آمريكا مثل همه آقايوني كه شعار مرگ بر آمريكا ميدن در حالي كه آقازاده هاشون اكثرا آمريكا دارن به ريش ما مردم ساده لوح ميخندن خدا اون بچه رو لعنت كنه به درك واصل بشه
درویشوند
چون در اون لحظه نبودید قضاوت نکنید گناهش دامن گیر ادم میشه خدا رحمتشون کنه
یویا
من تو چاپ خانه با ماهی ششصد تومن کار میکنم-سلامتیمم به خاطر بوی رنگ در خطره0آخییییییییییییی میخوای از حقوقم به تو ام بدم اخه بی پول و بیکار نشستی
علی
چون نمی دانیم قضاوت نکنیم
شادی
مردم گرامی راجب این موضوع نظر ندن وسرشون تو کار خودشون باشه خیلی زندگیمون بهتر میشه.کم تو کار دیگران دخالت کنیم به خدا زشته.ما چکار به زندگی دیگران داریم.زندگیمون آیندمون به اندازه کافی در خطر هست به خدا مشکلات بزرگ تری داریم تو جامعه که بخوایم به این مسایل اینقد دامن بزنیم.واقعا جای تاسف داره.از همین جا هم به شخصه به خانواده دو طرف تسلیت میگم.واقعا ناراحت کنندس
نسیم
اصلا این همه دروغو نمیشه باور کرد.
atefe
پشت سر مرده همیشه حرف زیاده اما حالا چون پدر بزرگ ایشون اقای ربانی بودن دلیل بر این نمیشه که ایشونم مثل اون اقا بشن هر کسی مسیر زندگیشو خودش انتخاب میکنه .
اون شب چه اتفاقی افتاده تو اون لحظه بین اون دو افتاده فقط خودشونو خدای خودشون میدونن چی بوده انقد فوش نسار این دو نکنید .
بنظرم بجای این حرفا براشون یکم دعا کنید تا گناهشون کم بشه
مهدی
سلام فقط یه سوال این فرزند برومند درخت اسلام با اون خانم دارای شوهر در یک ماشین گرانقیمت تنها خر خودتی اخوند زاده
رامین
من کاری به فوت ایشان ندارم مشکل من با رفتار ایشان است آیا ایشان نمی دانستند نوه گران قدر آیت الله ربانی هستند و برای خیل مردم یادگار ایشان در عمل و رفتار ? مگر اسلام ساده زیستی را شیوه زندگی قرار نداده است ? مگر ایشان بعنوان نوه آن مقام عالی قدر نمی دانستند که حضور مرد و زن نامحرم در یک محیط خلوت حرام است? آیا ایا مرحوم و همه فرزندان مقامات عالی قدر نظام نمی دانند که کوچکترین خطابشان به نام کل نظام و پدرانشان ثبت می گردد? اگر انتشار ندهید برای رسانه شما نیز تاسف خواهم خورد
رامین
حتی اگر خانواده آقای ربانی متشخص و افراد صالح و متدین باشند نمی توان فرزندشان را در این حیطه قرار داد . جشنی که ایشان شرکت کرده اند مختلط بوده است . 35 سال پیش نیست که مردم سرشان در برف باشد این یک نمونه بارز .....
مهدی
بنده هم با نظرات دوستان موافقم و این موضوع هم برام مبهم موند وقتی دخترخانوم که داشتن برمیگشتن و با ایشون هم مسیر بودن ، خب برا برگردون ماشین به صاحبش دوباره باید میرفتن محل مهمونی که ؟!!!
یا صاحب ماشین پیاده ب میگشته ؟!!!
لطفا نظر منو قرار بدین
ساناز
من فقط سوال برام پیش اومد این آقا با این وضعیت مالی چطور می خواسته آقا زاده را بفرسته آمریکا پیش نامزدش؟ نامزدش عجب دختر قانعی است حتما نوه ی یکی دیگر از مراجع عظام است.
سالار
کاش این متن به جای اون شایعه ها توی تمام سایت ها قرار میگرفت
من به عنوان یک دوست که به خانه اقای ربانی رفت و امد دارم حرفهاشون رو تایید میکنم چون شاهد هستم نه خواننده شایعه ها و باورکننده آنها....