به گزارش پایگاه عدالت خواهان"روزنامه واشنگتن پست در گزارش خود به قلم فريد زکريا با عنوان «ترامپ نمي دانست خاورميانه ميتواند تا اين حد پيچيده باشد » نوشت: رئيسجمهور دونالد ترامپ در حالي از اولين سفر خارجي خود بازگشت که خاطر جمع بود توانسته است متحدان عرب تاريخي آمريکا را متحد کرده و ضربه محکم به تروريسم زده و آبهاي متلاطم خاورميانه را آرام کرده است. از آن زمان ما شاهد يک سري حملات تروريستي در خاورميانه و اروپا و يک تنش واقعي در جهان عرب بوده ايم. چه اتفاقي در حال رخ دادن است؟
فرضيه استراتژي ترامپ اين بود که از عربستان سعودي با باور اينکه بتواند با تروريسم مقابله و منطقه را با ثبات کند ، حمايت کند اما واقعيت اين است که ترامپ به سعودي ها چراغ سبزنشان داد تا به سياست خارجي خصمانه و فرقه گرايانه خود ادامه دهد.
اولين المان اين سياست طرد رقيب قديمي اش ، يعني قطر و قطع روابط با اين کشور وسپس تحت فشار قرار دادن متحدانش با قطع روابطشان با دوحه بود. سعودي ها همواره قطر را يک همسايه دردسرساز دانستهاند و از اينکه اين کشور تلاش ميکند در منطقه و جهان نقش بازي کند و به علاوه از اينکه ميزبان يک پايگاه نظامي بزرگ آمريکا است به خشم مي آيند. قطري ها همچنين توانسته اند شبکه تلويزيوني بزرگ الجزيره را راه اندازي کنند و ميزبان جام جهاني ۲۰۲۲ باشند.
اما اين شکاف ميان دو کشور ميتواند بي ثباتي بيشتر در منطقه را در پي داشته باشد. اکنون قطر به ايران و ترکيه نزديک تر خواهد شد و اتحاد عميق تري با گروه هاي ضد سعودي در جهان اسلام ايجاد خواهد کرد. مناقشات ميان گروه هاي مختلف شبه نظامي از جمله در سوريه ، عراق، يمن و شمال آفريقا افزايش خواهد يافت. حادثه تروريستي روز چهارشنبه در تهران که داعش مسئوليت آنرا به عهده گرفت نيز در ايران به عنوان بخشي از کمپين تحت رهبري سعودي عليه تهران تلقي ميشود، مي توان انتظار داشت که گروه هاي مورد حمايت ايران به نوعي به اين حادثه پاسخ دهند.
و آمريکا در ميانه تمام اين اتفاقات است؛ روابط نزديک خود را با عربستان و امارات متحد، عربي حفظ ميکند در حاليکه عمليات نظامي منطقه اي آمريکا را از پايگاه خود در قطر هدايت ميکند. ترامپ توئيت هاي ضد قطري منتشر کرده است اما نيروهاي آمريکايي بايد با اين حقيقت زندگي کند که قطر ميزبانشان است و يک متحد نظامي نزديک در جنگ عليه داعش به شمار مي آيد.
اين روزنامه آمريکايي در ادامه با اشاره به اينکه بهترين سياست آمريکا در خاورميانه اين است که روابط خود را با تمام بازيگران منطقه اي حفظ کند، نوشت: اما دو حادثه بزرگ اين چشم انداز ژئوپولتيک در خاورميانه را از بين برد. اولين اتفاق، تحقق انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۹۷۹ بود که در پي آن قدرتي در منطقه ظهور پيدا کرد که واکنش هايي را از سوي برخي کشورها از جمله عربستان سعودي برانگيخت . رويداد بزرگ ديگر حمله آمريکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود که توازن قدرت را بر هم زد. پس از سقوط صدام حسين که جنگي هشت ساله را عليه ايران به راه انداخت ، نفوذ ايران در عراق گسترش يافت و اين کشور اکنون بالاترين دولت خارجي داراي نفوذ در بغداد به شمار مي آيد. اتحاد ايران با سوريه نيز روي بقاي بشار اسد متمرکز شده و روابط ايران با گروه هاي شيعي در منطقه تقويت پيدا کرده است.
اگر دولت ترامپ حقيقتا خواهان ثبات در خاورميانه است بايد به برقراري توازن قدرت در منطقه کمک کند. اين اتفاق منحصرا با اتکاء به عربستان روي نخواهد داد. ايران يک بازيگر اصلي در منطقه و داراي نفوذ واقعي است و نقش اين کشور بايد به رسميت شناخته شود. واشنگتن هر چه بيشتر براي اين کار تعلل کند. بي ثباتي در خاورميانه ميانه بيشتر خواهد شد، در حاليکه هدف بايد خاورميانه اي با حضور تمام بازيگران و سهم مشابه آنها باشد،ترامپ به تازگي دريافته است که قانون بيمه سلامت ( دوران اوباما ) بسيار پيچيده است ، پس به خاورميانه نيز خوش آمدي.