به گزارش عدالتخواهان گلستان"بارها و بارها نام عملگرایی یا پراگماتیسم را در لابهلای اخبار و تحلیلهای سیاسی شنیدهایم. عملگرایی نوعی مرام سیاسی است که هرگز مبنای ایدئولوژیک نداشته و خواستگاه آن بیشتر از آن که فکری باشد، انتفاعی است. به این معنا که سیاستمدار عملگرا همهی امور، اتفاقات و پدیدهها را با توجه به منافع خود تفسیر نموده و کاری به درست و غلطش هم ندارد.
در همین رابطه، بسیاری از روشها و مواضع سیاسی حسن روحانی را نیز میتوان اینگونه ارزیابی کرد.
روز گذشته رئیسجمهور وارد استان کرمان شد و در جمع مردم این استان سخنرانی کرد. او در بخشی از سخنانش با گرامیداشت سالروز میلاد امام حسین(ع) اظهار داشت: «امام حسین(ع) همواره راهنمای ما در روزهای سختی بوده و مسیر جهاد را به ما آموخته و پرچمدار سرافراز آزادگی انسانها است.»
شنیدن این حرفها از حسن روحانی بسیار بعید بوده است؛ چرا که مفاهیمی مانند «جهاد» که او آنها را زمستانی نامیده، در منظومهی واژگانی رئیسجمهور جایی نداشته است. او پیشتر در سیام مهرماه سال 93، مقارن با ایام عزاداری ماه محرم در جمع مردم زنجان گفت: «درس و پیام امام حسین(ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین میباشد.»
در آن سخنرانی، آموختن درس مذاکره و تعامل سازنده از کربلا، مقدمهی ورود به موضوعی بود که رئیسجمهور از پی آن میتوانست نتیجه بگیرد که برجام و مذاکرات با 5+1 پشتوانهای ایدئولوژیک داشته و ریشه در آموزههای دینیمان دارد. به عبارت دیگر روحانی حاضر شد پیامی دگرگونه از عاشورا به مردم مخابره کند تا بدین ترتیب فرآیند اقناع افکار عمومی سهولت یابد.
اکنون نیز همانگونه است، با این تفاوت که روحانی در مقدمهی صحبتهایش در کرمان، از مکتب امام حسین(ع) درس جهاد میگیرد و اشاره میکند که ما اجازه نمیدهیم پولهایمان از حلقوم آمریکاییها پایین برود. در واقع او در حال حاضر چارهای جز این ندارد که چهرهی زمستانی عاشورا را به نمایش گذارد و به مصاف آمریکاییها برود؛ چرا که به خوبی دریافته که با مذاکره و تعامل و لبخند نمیتواند مانع از پایین رفتن اموال ایران از حلقوم آمریکاییها شود.
ساده انگارانهترین تحلیل از سخنان دیروز حسن روحانی آن است که چنین حرفهایی را در کنار حرف دیگرش مبنی بر «گوش به فرمان رهبری بودن» قرار بدهند و نتیجه بگیرند که او از مواضع گذشتهی خود عقبنشینی کرده است. حال آنکه روحانی، استاد حرکات زیگزاگی است و تخصصش در آن است که در آن واحد، هم از خسارت محضی که به وجود آورده دستاوردی بزرگ بسازد و هم از فرمانبرداری از مقام ولایت سخن بگوید.
اکنون شرایط چنین ایجاب میکند که روحانی برای فعال نگه داشتن پایگاه اجتماعی اجارهای خود، در یزد نام خاتمی را ببرد و در کرمان از هاشمی رفسنجانی یاد کند. روحانی زمانی به ضرورت اینگونه صحبتها پی برد که نتوانست در انتخابات خبرگان تهران، هاشمی را شکست دهد و پاسخ دهنکجی هاشمی را مبنی بر رأی 3 درصدی روحانی در انتخابات 92 را بدهد.
