به گزارش پایگاه عدالت خواهان گلستان"«ليبراليسم» و البته «رفتارهاي ليبرالمآبانه» معضلاتي هستند که رگههايي از آنها در رفتار برخی افراد جامعه ما و بويژه در دو ساحت مهم فرهنگ و سياست ديده ميشود.
البته تمايز ميان رفتارهاي ليبرالي با رفتارهاي صحيح، گاه دشوار است و تشخيص آنها به فهم صحيح ليبراليسم و فهم صحيح رفتارهاي اسلامي و مبتني بر سبک زندگي ايرانی و اسلامي نياز دارد.
بسيار پيش ميآيد که يک رفتار ليبرالي به اسم فعاليتي فرهنگي معرفي ميشود و يا نگرشي ليبرالي، در حالي که محاسن و حتي گاهي عبا و عمامه! به تن دارد اما در تصميمات سياسي دخيل ميشود.
ليبراليسم چيست؟!
اما واقعاً ليبراليسم چيست و چرا ما از آن بهعنوان يک خطر و يک آسيب بزرگ ياد ميکنيم؟! اين مفهوم معاني بسيطي دارد و شايد بتوان اذعان کرد که نميتوان در يک جمله تمامي زواياي آن را معرفي کرد.
«ويکيپديا» به عنوان يک منبع نامطمئن در اصول ما و مطمئن در اصول غربي و ضد اسلامي در اين زمينه مينويسد: «لیبرالیسم در معنای لغوی به معنی آزادی خواهی میباشد و به آرایه وسیعی از ایدهها و تئوریهای مرتبط با دولت اطلاق میشود که آزادی شخصی را مهمترین هدف سیاسی میداند. لیبرالیسم مدرن در عصر روشنگری ریشه دارد. به صورت کلی، لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصت تأکید دارد.
شاخههای مختلف لیبرالیسم ممکن است سیاستهای متفاوتی را پیشنهاد کنند، اما همه آنها به صورت عمومی در مورد چند قاعده متحد هستند، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولتها، نقش قانون، تبادل آزاد ایدهها، اقتصاد بازاری یااقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی»
اين تعريف اگرچه در ظاهر دچار مثبتنمايي است اما قضيه وقتي واقعيتر ميشود که بدانيم آزادي مورد اشاره ليبراليسم مبتني بر آزادي بيتقیّد انسان و البته نفس اماره اوست. و اساساً شايد بتوان گفت ليبراليسم بوجود آمد تا با خدا بجنگد و پنجه بر صورت تقیدات دين و شرع بکشد.
فــيالواقـــع، ليـبرالها خــــود را در پشــت الفاظ خــوش صورت اما بدمعني پنهان ميکنند. براي مثال آنها هرگز نتوانستند ارتباط ميان آزادي انديشه به تعريف خود و آزادي همجنسبازي را انکار کنند. زيرا منظور آنها از آزادي انديشه؛ هر نوع آزادي و هر نوع انديشهاي است.
براي همين است که در ايام دولت اصلاحات و ايام فتنه مشاهده شد که حتي عناصر ضد انقلاب، اشرار و خوانندگان لسآنجلسي نيز از اين جريانات حمايت علني کردند و البته اين حمايت نيز هيچگاه با ردّ جدي از سوي اصلاحطلبان و فتنهگران همراه نميشد.
دليل آنجا بود که در مبناي تفکر ليبرال، هر تفکري (ولو همجنسبازي) آزاد است که هرچه خواست بکند و بگويد و تنها محدودیت موجود در اين آزادي عمل نيز آنست که به اقتصاد مورد اشاره ليبرالها و سياستهاي آنها خدشهاي وارد نيايد.
نگاهي به نسبت ليبرالها با دين اسلام
ليبراليسم اساساً نه با دين اسلام که با هيچيک از اديان ديگر دچار مشکل ظاهري نيست. ليبراليسم اتفاقاً از تکثر دينهاي مندرآوردي نيز حمايت ميکند اما نکته آنجاست که اين تفکر به قرائت خود از دين معتقد است و هرگز قائل به دخالت دين در امور جامعه و حکومت نيست.
براي همين است که پيوندهاي عميق و بزرگي ميان ليبراليسم و سکولاريسم (جدا شدن نهادهای حکومت از نهادهای مذهبی و مقامهای مذهبی) برقرار ميشود.
به سخن ديگر اينکه مبناي تفکر ليبراليسم اينطور ميگويد که معيار درست و غلط امور، نه دين و شرع که خواست نفس اماره انسان است و هرچه نفس و عقل شخصي انسان تشخيص داد؛ همان صحيح است.
ليبراليسم در ايران
صورت عيني ليبراليسم در ايران، جريان سياسي خاص يا همان اصلاحطلبان هستند. جرياني که چهرههاي آن از جمله مرعشي، خاتمي و زيباکلام صريحاً اعلام کردهاند که من و ما ليبرال هستيم.
عقبه فکري اصلاحطلبان نيز به فعاليتها و افکار کساني همچون عبدالکريم سروش، حسين بشيريه و محمد خاتمي در اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ بازميگردد.
در کتاب «ارتش سرّي روشنفکران» در اين زمينه با اشاره به يکي از سخنرانيهاي خاتمي در سال ۷۰ و در دانشگاه تهران ميخوانيم: (خاتمي) گفت غرب پس از طي پروسهاي طبيعي خود را با واقعيت محک زده و مباني نظام امروز مبتني بر آزادي است. او نتيجه گرفت نظر و عمل غرب دنيايي واقعي است و آزادي محور که با طبع بشر سازگار است اما دنياي اسلام قرنها از صحنه زندگي دور بوده است و گرفتار خلأ تئوريک؛ بنابراين اسلام پاسخگوي نيازهاي بشر نيست.
در همين کتاب به جلسه سرّي عبدالکريم سروش با مقامات دولتي اروپا در کشور آلمان اشاره ميشود. جلسهاي افشا شده که سروش در آن گفته است: سياست غربگريزي کور مقاطع اوليه انقلاب که در بين روشنفکران ايران به سنت بدل شد، اينک با رويآوري به فلسفه غرب، فلسفه مارتين هايدگر و هگل، به مرزکشي آگاهانه بين هويت اسلامي و غرب تبديل گشته است.
سروش در اين نشست سري مقولاتي از قبيل راسيوناليسم، ليبراليسم، تقدم جان بر عقيده، سعادت دنيوي، شکگرايي و سکولاريسم را از ارکان فرهنگ مدرن برشمرد!
و اينک ليبراليسم فرهنگي...
سالهاست که فلاسفه امنيتي غرب و دشمنان جمهوري اسلامي ايران به اين نتيجه رسيدهاند که چيزي به نام حمله به جمهوري اسلامي ايران ممکن نيست و بلکه در بردارنده نتيجه معکوس براي مهاجمين است.
اين اصل مشخص و محکم، آنها را به تکاپو در يافتن راههايي وادار ساخت که براندازي جمهوري اسلامي ايران را با فرمولهاي ديگري پي بگيرد. راههايي که مجمع معاني آن را ميتوان در اصطلاح «براندازي از درون» جستجو کرد.
اصطلاحي که در دل خود هر نوع فعاليت غير مسلحانه براي مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل ايران را مورد توصيه و تأکيد قرار ميدهد.
بديهيست که تمام امور مورد توصيه اين اصطلاح در ابتدا غير مسلحانه هستند (به اين دليل که از تور برخورد امنيتي گذر کنند) اما بعداً و همانطور که فتنه سال ۸۸ نيز نشان داد؛ به بخش مسلحانه هم خواهند رسيد!
در کتاب ارتش سرّي روشنفکران در همين زمينه سند جالبي وجود دارد که به آن اشاره ميکنيم: «صدرالدين الهي روز ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ با چاپ مقالهاي در هفتهنامه فوقالعاده (چاپ آمريکا) نوشت نيروهاي اپوزيسيون بايد دور جنگ مسلحانه و چريکبازي را خط بکشند. او نوشت فقط يک راه ما را به بقاي واقعي ميرساند؛ اينکه حکومت تهران را فقط با سلاح فرهنگ ميتوان خلع سلاح کرد و دستبسته تحويل مردان سياست داد.»
در اين کتاب همچنين با اشاره به ظهور يک الگوي ليبرالي بر اثر سياست اصلاحات اقتصادي هاشمي رفسنجاني؛ به صحبت مرعشي درباره آقاي هاشمي رفسنجاني مبني بر اينکه «هاشمي رفسنجاني ليبرالترين سياستمدار جمهوري اسلامي است»
نيز اشاره شده است و در ادامه با اشاره به دوران شهرداري غلامحسين کرباسچي در تهران ميخوانيم: کرباسچي به عنوان يک چهره ليبرال و تکنوکرات پيش از هرگونه فعاليت سياسي به ايجاد دگرگون سازي زيرساختهای اجتماعي و سياسي پرداخت. او کوشيد بافت سنتي فرهنگ را به سوي مدرنيزاسيون سوق دهد. ايجاد فرهنگسراها به ويژه در مناطق جنوب شهر تهران سببساز آشنايي صريح مردم با زندگي مدرن شد. انتشار روزنامه همشهري به جريان سازي اين فرهنگ جديد کمک کرد. شگفت آنکه کرباسچي در همه اين اقدامات سعي آشکاري بر غير سياسي جلوه دادن اقدامات خود داشت.
نگاهي به رفتارهاي ليبرالي فرهنگي در دولت اعتدال
اصلاحطلبان با تمام فعاليتهاي براندازانه خود اما سرانجام در مقابل سدّ بصيرت مردم و خواص کشور متوقف شدند و با درايتهاي رهبري نظام؛ توطئههاي براندازي فرهنگي در آن مقطع ناکام ماند.
اما ناکامي هيچگاه به معني توقف هميشگي نيست... به اين معني که هنوز هم شاهد بروز رفتارهاي ليبرالي در عرصههاي مختلف و بهويژه در عرصه فرهنگ هستيم. رفتارهايي که خواسته يا ناخواسته به مسمومسازي فضاي کشور کمک ميکنند و بر آتش «ناراضيسازي» و «هتک ساحت دين» دامن ميزنند.
مسائلي همچون ترويج بدحجابي، ترويج سبک زندگي غربي، تبليغ نامحسوس اختلاط نامحرمان، تقبيح اقدامات غيرتمندان در عرصه امر به معروف و نهي از منکر، مدرن جلوه دادن مخالفت با دين خدا، برگزاري تئاترها و کنسرتهاي غير شرعي و ... تنها بخشي از رفتارهايي هستند که همچنان منبعث از ليبراليسم و سکولاريسم عمل ميکنند و خود خبر دارند يا نه اما چيزي جز آتش هيزم شبيخون فرهنگي نيستند.
اخيراً تصاوير و فيلمهايي از برخي جشنهاي دانشجويي و کنسرتها در دانشگاهها منتشر شده است که طي آن حرکات موزون دختران و پسران ديده ميشود!
وضعيت بد تئاترهاي اکران شده در کشور نيز به جايي رسيده است که رهبر معظم انقلاب در جريان بازديد خود از نمايشگاه کتاب؛ در اين زمينه به وزير فرهنگ دولت اعتدال هشدار دادند.
مسئله حجاب نيز با عملگري سرد دولت دچار نقطه ضعفهاي فراواني است؛ از عدم حمايتهاي جدي دولت از گشتهاي ارشاد و برخوردهاي قانوني با جرم بدحجابي گرفته تا تشويق مقامات بلندپايه دولت نسبت به حضور زنان در ورزشگاهها و حتي تلاش براي گذراندن مصوبات قانوني در اين زمينه! (بر اساس اخباري که در ماجراي حضور زنان در ورزشگاهها اتفاق افتاد)
بديهي است که اين مسائل اگر مورد برخورد و تذکر قرار نگيرد و زير ضربه نرود؛ چيزي جز خيانت به اشخاص فعلي جامعه و نسلهاي آتي نخواهد بود و شرع مقدس اسلام نيز در آنها مورد خدشهي مسلم قرار گرفته است.
هشدار چندباره رهبر انقلاب درباره حرکتهاي ليبرالي
رهبر معظم انقلاب در جريان ديدار اخير خود با دانشجويان مسائل مهمي را پيرامون رفتارهاي ليبرالي اشاره شده ايراد کردند.
مسائلي که اگرچه اشاره رهبر انقلاب به آنها در محيط دانشگاه بوده است اما ناگفته پيداست که سطح آنها عمومي است و قبح آنها در هر جايي اعم از دانشگاه و غير دانشگاه غير قابل کتمان است و بايد با آنها برخورد کرد.
معظمله در اين رابطه با اشاره به مسئله افزایش قدرت جاذبه در تشکلهاي دانشجويي و با رد کامل افزایش جذابیت در محیطهای دانشجویی از راههای غلطی همچون اردوهای مختلط و کنسرتهای موسیقی تأکید کردند: کسانی که دختران و پسران دانشجوی مردم را تحت عنوان ایجاد جاذبه، بصورت مختلط در پوشش اردوهای دانشجویی به اروپا می برند قطعاً به محیطهای دانشجویی و حتی نسل آینده خیانت میکنند.
البته اين اولين باري نبود که رهبر انقلاب در اين رابطه هشدار دادند. معظمله ۱۳ سال قبل و در دوران رياست مصطفي معين بر وزارت علوم دولت اصلاحات نيز اين توصيهها را به نحو مبسوطتري بيان فرموده بودند.
حضرت آيت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامي ۲۶ آذرماه ۸۱ در دوره وزارت معین و در جمع کابینه دولت وقت (دولت خاتمی) در مورد اسلامی شدن دانشگاهها فرمودند: حالا (در مورد) همین اسلامی شدن دانشگاه ها، ای کاش آقای دکتر معین می بود که من این حرف را می خواهم بزنم. در باب اسلامی شدن دانشگاه ها همانطوری که به من گزارش رسیده و گفتند، به نظرم هفتاد و دو سه تا جلسه تشکیل شده است در آن شورای مربوط به اسلامی شدن دانشگاه ها. از آقای دکتر معین باید سؤال کنیم که این مصوبات چند تایش و چگونه در دانشگاه ها اجرا شده. من به ایشان گفته ام، من اعتراض دارم.
یک چیزهایی عکس (عمل) شده است! یعنی الآن در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی می شود. نباید بشود. ترویج موسیقی می شود! ترویج موسیقی یک کاریست بر خلاف مذاق اسلام. درست است که هر نوع موسیقی حرام نیست، اما ترویج موسیقی معنایش این نیست که یک موسیقی که حرام نیست را می گردند و با دقت پیدا می کنند و آن را تعلیم می دهند و ترویج می کنند، این نیست، نخیر، درست عکس این است! در موارد بسیاری درست عکس این است...
یا مثلا فرض کنید که بعضی از رفتارها، مثلا بعضی از سفرهای خارجی که دانشجوها می کنند. من پیغام دادم به آقای دکتر معین، برای دانشجو سفر تفریحی یا علمی گذاشته اند به کجا؟ به خارج از کشور! به چه مناسبت؟!
دانشجو برود خارج از کشور که چه بکند؟! برای چه سفری؟ دانشجو (را می برند) کیش! خوب بجای کیش بگذارید اصفهان، بگذارید مشهد، بگذارید یک جایی که درونش یک دستاورد معنوی داشته باشد.
جوان هرجا برود آن کیف حلال را میکند، آن چیزی که برای یک جوان مجاز است و حلال است و آن خوشی های جوانی. مثلا از چیزی که در سنین ما از خوردنش لذت نمی بریم، جوان می خورد و لذت می برد. از آن منظره ای که برای ما جاذبه ای ندارد، جوان نگاه میکند و کیف میكند. خاصیت جوانیست.
این دوره را چون پیرمردها هم گذراندهاند! دوستانی که اطلاع ندارند بدانند! ... جوان کیف خودش را میکند. میخواهید سفر ببرید، یک سفر روستایی هم که جوان را ببرید برایش یک تنوع است، یک شادی است. حالا باید حتما ببرند کیش، چون در آنجا بعضی از ضوابط سست است؟! برخلاف حق البته سست است، اما ببرند آنجا که آن جوان بتواند خلاف ضوابط عمل کند؟! ضابطه شکنی کند؟! چرا؟
این اسلامی شدن دانشگاه هاست؟ یا اردوی مختلط! من خیلی تعجب کردم. اردوی مختلط دانشجویی؟!...
خوب نفس اردوی مختلط بد است... این آقایانی که حالا دستاندرکار اردوی مختلط هستند همان کسانی هستند که سال ۶۳ و ۶۴ در کلاس ها دیوار کشیدند، بنده به دستور امام رفتم در نمازجمعه