به گزارش پایگاه عدالت خواهان" حسین پایین محلی فعال سیاسی و فرهنگی با ارسال یاداشتی به این پایگاه نوشت:حدود شش ماه تاانتخابات ریاست جمهوری وشوراهای شهرمانده.گفتنی های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری وشورای شهرگرگان رابه زمان خودش موکول میکنیم اما حرف حسابمان رادرباب انتخابات شورای شهرجلین رابنابر دلایل بسیاری ازهم اکنون باید گفت چون هنوزکسی علنااعلام حضورنکرده وگمانه زنی های ما دراین نوشتار باعث نخواهد شد به کسی بربخورد! اولین نکته مهم در حوزه مدیریتی و کرسی های اجرایی درنظام مقدس جمهوری اسلامی گردش نخبگان هست که متاسفانه بعدازیک دهه از عمر نظام ودر پایان دهه شصت ساختار سیاسی واجرایی نظام به سمت اشرافیت پیش رفت ونوعی انحصارمدیریتی شکل گرفت که نویسنده کتاب شورش اشرافیت برعلیه جمهوریت به ان اشاره میکند وحاصل آن هم درسطح کلان انتخابات ریاست جمهوری درسال ۸۴شد که انحصارهای مدیریتی راشکست...گردش نخبگان هم ضرورت هست وهم نیاز چراکه باید همه نخبگان درگردونه قدرت ورود پیداکنند وگرنه نخبگانی که همیشه دربیرون از گردونه باشند اولا هجرت میکنند ثانیاسرخورده می شوند ودچار کژکارکردی میشوند ویا نهایتا تبدیل به آلترناتیو یا اپوزسیون میشوند لذا نباید سرمایه های اجتماعی رانادیده گرفت وتنها به منافع سیاسی وجناحی وبعضا قبیله ای وایلی فکر کرد!
گردش نخبگان مقوله ای بود که پارتو درجامعه شناسی مطرح کرد وکژکارکردی را وبلن.مگر ظرفیت یک انسان چقدرهست که درچند کرسی ومقام اجرایی تکیه کند؟مگرظرفیت ونبوغ وتولید فکریک انسان چقدراست که انتظارداشته باشد همیشه مدیرباشد یاپست داشته باشد؟پس نقش نخبگان وجوانان تحصیلکرده وفعالین سیاسی اجتماعی دیگر چه میشود؟مقام معظم رهبری بیش از یک دهه است که بر نقش جوانان درمدیریت کشوری تاکید دارند.
فراموش نکنیم هم انقلاب وهم جنگ راجوانان به ثمرنشاندند.انزمانی که شاه به امام گفت توکی هستی وامام (ره)درپاسخ به وی گفت سربازان من درگهواره اند.متوسط سن انقلابیون وکسانیکه جنگ کردند کمتراز بیست وپنج سال بود.چراعده ای اصراردارند این فضاازجوانان ونخبگان دریغ شود؟!پاسخ روشن است!ماهیت چسبنده قدرت!بیشک اکنون بعداز سی وهشت سال ازعمربابرکت انقلاب عملکرد ومنش ونگرش افراد درحوزه اجرایی ومدیریتی روشنترازآن است که مادراین نوشتار به آن اشاره کنیم.باتوجه به اهمیت گردش نخبگان وضرورت توجه به آن ودرصورت نادیده گرفتن این مقوله که کژکارکردی وسایر تبعات را به دنبال داشته وباتوجه به جوان گرایی درجامعه وحکومت اسلامی درنگاه رهبری انقلاب برانقلابیون فرض است که فضارابرای جوانان نخبه ودارای برنامه بازبگذارند تا موتورهای اجرایی باسرعت وقدرت به سمت جلو بروند وتمدن اسلامی راکه بیش از یک دهه توسط رهبری انقلاب مهندسی شده رقم بزنند بااین تفاسیر توصیه حقیربه بزرگانی که بازنشسته اند ویادرشرف بازنشستگی قراردارند وسالها کاراجرایی کردند ودوستانی که بعضا در شورای شهردرمقطع های گوناگون حضور داشتند این است که می توانند به عنوان سرمایه های اجتماعی درجامعه به صور دیگری خدمت کنند وبه عنوان مشاور درکنار مجریان حضور بیابند وگرنه حضورحدااکثری نتیجه انتخابات را به شکلی رقم خواهد زد که با توجه به این شرایط مانند انتخابات نود ودو خواهد شد.
واگربخواهند برحضورخود اصرابورزند شاید دروهله اولی به مانند آن ماهی درداستان کلیله ودمنه که ازدست صیادان فرار کرد ورست مجددا برسریرقدرت بنشینند اما جامعه چنانکه گفتیم اسیبهای جدی خواهد دید وافکارعمومی راهم باید پاسخگو بود.اگرانقلابی هستیم وتابع ولایت باید بدانیم که انقلاب و ولایت نیازمند به سربازان جوان وکارازموده دارد واگر هم سیاسی نیستیم منافع اجتماعی ایجاب میکند کار رابه کاردان بسپاریم تا توسعه وپیشرفت به معنای حقیقی کلمه سیرتاریخی خودراطی کند .
امروز درصورتی که تعدد کاندیداجای خودرابه نخبگان نسپارد عده ای باید بدانند که نسل جوان نه گول آنهایی رامیخورد که باکلمات سنتی درقامت راست ونه باواژه های مدرن درقامت چپ هستند!چپ وراست وقتی حضور رقیب جدیدی راجدی بگیرند منافع مشترک خودرا درخطرمیبینندلذا انقلابیون حقیقی ودلسوزان واقعی جامعه با عبرت از وقایع سال نود ودو ونود وچهار درکمال احترام چون قهرمانان عرصه رابرای رویش جوانه ها وبذرهای انقلابی مهیاکنند وگرنه دیریازود اتوریته آنها برای همیشه خواهد شکست وتابوی آنها تبدیل به خاطره ای طنزآلود خواهد شد!!!
بااین تفاسیراگر برخی ازپیشکسوتان اصراربرحضور دارند طبیعتااولاباید برنامه های خود رااعلام کنند ثانیا باید به برخی پرسشهای افکارعمومی درباب وضعیت مالی ونوع امتیازها ووامهای دریافتی وبرخی موارد دیگر پاسخگوباشند وانهایی هم که خودشان نیستند وبا اسب دیگران وارد مسابقه شدند بدانند که جامعه هوشیارشده ولابی گریهای پنهان درفضای کوچکی مثل شهرمازود عیان میشودواندسته ازدوستانیکه میخواهند باکارت دیگران وارد گودشوند بدانند که وارد بازی دوسرباخت میشوند چراکه این وام سیاسی سود زیادی دارد که ازپرداخت آن عاجز میشوند وسنت تا
ریخی راهم باید به آن اضافه کرد که در اینده ای نه چندان دور پرده هاراکنارمیزند: تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد/تا بود فلک شیوه او پرده دری بود!!!