به گزارش پایگاه عدالت خواهان"و به قلم مدیرمسئول؛ شورای شهر تهران که اصولگرایان دو دوره آن را در اختیار داشتند و این دوره هم در دستان اصلاحطلبان مدعی همیشگی حقوق مردم می چرخد؛ این روزها بدون توجه به حقوق مردم مظلوم، رسماً وارد فعالیتهای زودرس قبل از انتخابات شدهاند، انتخاباتی که بهصورت اتوماتیک میتواند دریک روز، سرنوشت حساس شوراهای شهر و ریاست جمهوری و بخشی از نمایندگان مجلس در قالب انتخابات میاندورهای مجلس را تعیین کند.
دستگاه پروپاگاندای رسانهای جریان اصلاحات با مطرح کردن آقای هاشمی رفسنجانی بهعنوان کلید انتخابات 96، هاشمینیزه نمودن انتخابات حساس آتی را دنبال مینمودند و به سخنانی از ایشان درباره انتخابات که: "دنیا منتظر نتیجه انتخابات آینده است تا راه تعامل با نظام اسلامی را ادامه دهد؛ که نه نظام و نه دنیا بنایی برکنار گذاشتن برجام ندارند و بهترین راه تداوم آن را هم تداوم دولت روحانی است"؛ استناد میکردند، این گروه با این گمان که جامعه بهصورت جدی و فعال تحت تأثیر آیتالله در انتخابات آتی و طبق روال گذشته از شعارهای جریان اصلاحات و گروه تازه به میدان رسیده اعتدال را موردحمایت و پشتیبانی خود قرار خواهد داد، خواب تداوم دولت حسن روحانی را برای 4 سال دوم دیده اند.
اما اهمیت غیرقابل کتمان انتخابات 96، که قطعاً بعد از نزدیک به 28 سال بعد از دوران دفاع مقدس را که از سوی آحاد مردم شاهد خواهیم بود، اراده جمعی و عمومی نسبت به پیگیری حقوق مادی و معنوی خود در قبال مسائل اقتصادی و معیشتی و همچنین آزادیهای گوناگون فردی و تحقق عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد و رانتخواری و تبعیض است که در اهداف انقلاب و منویات امام خمینی "ره" مدنظر بود و بهصورت فاحشی به دست فراموشی سپردهشده است.
بعد از سالها تجربه دموکراسی و حق رأی ملت در انتخابات گذشته، مردم بهخوبی واقف شدهاند که جریانات سیاسی با شعارهای بزککرده با مطالبات برحق مردم و با استفاده از ترفندها و روشهای پیچیده عملیات روانی و تبلیغات پرهزینه که در این نزدیک به 30 سال بعد از دوران دفاع مقدس در عرصه سیاسی شاهد آن بودهاند، بهخوبی نشان داده است که اهدافی بهجز خدمترسانی به مردم، پشت رقابتها و درنتیجه دعواهای سیاسی این جریانات مدعی قرار داشته است که بجای پیاده نمودن و تحقق شعارهایی که دادهاند، نهتنها تغییری در اقتصاد کشور و معیشت خود را لمس کردهاند، که روزبهروز و بهصورت حیرتانگیزی وضعیت بدتر از گذشته شده است.
لازم نیست جای دوری برویم و کافی است به موضعگیری و شعارهای حسن روحانی در کمتر از 4 سال گذشته، زمانی که در کوران رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال 92 قرار داشتیم اشارهکنیم که ایشان با چه اعتمادبهنفسی از کلید آهنین و بنفش خود رونمایی نمود و قول استقرار دولت راستگویان با شعارهای زیبای مبارزه با فساد، و برقراری عدالت اجتماعی و زدودن تبعیض و رانتخواری در دولت خود را داد.
وی در آن روزها حتی یکبار هم از خزانه خالی کشور سخن نگفت و برنامههای خود را در قبال برگرداندن عزت پاسپورت ایرانی و شکوفایی اقتصاد متکی بر تولید ملی و داخلی و ایجاد اشتغال و... به سمع و نظر ملت رشید ایران رساند، ملتی که در هر انتخاباتی که حضور گسترده خود را به نمایش گذاشت، بدون توجه به هجمههای دشمنان و فضای غبارآلودی که آنها از کمبودها و معضلات کشور به وجود آورده بودند، صرفاً به دنبال تغییر و بهبود وضعیت بود.
حال که دوره 4 ساله دولت حسن روحانی رو به اتمام است، زمان آن رسیده که تمام خواص مدعی خدمت به مردم و کارشناسان خبره اقتصادی و سیاسی اجتماعی فارغ از مسائل باندی و جناحی و مطامع شخصی و گروهی، به بیان حقایق کشور در تمامی زمینهها بپردازند و قبل از اینکه در گرداب تداوم عملکرد اشتباه گذشته خود گرفتار شوند، نگاهی به اوضاع اقتصادی همراه با رکود و تورم کشور بیکاری وحشتناک جوانان، تعطیلی روزبهروز کارگاهها و کارخانههای کوچک و بزرگ و بیکاری خیل عظیمی از هموطنان و همچنین عدم برخورداری از حقوق مناسب و درخورشان اقشار کارگری و معلمان و .... از روی منطق و دلسوزی داشته باشند، نه اینکه دغدغه اول این جماعت، تشکیل اتاق فکر و عملیات روانی علیه رقیب احتمالی و تخریب و هجمه با چاشنی تهمت و افترا به هر بهانهای در دستور کار قرار بگیرد.
هرچند بر کسی پوشیده نیست که طبقه اشرافی و مرفه کشور بیشتر در اختیار همین اعضای شورای شهر تهران و اکثر نمایندگان مجلس و بخش قابلتوجهی از مسئولان کشور است که بهواسطه قرار داشتن در رفاه و اشرافیت و برخورداری از سطح زندگی بسیار بالا، نباید انتظار ترک منافع جناحی و سیاسی و پیگیری مطالبات مردم را از آنان داشت و لذا مشاهده میشود علیرغم اینهمه گرفتاری و مشکلات آحاد جامعه، که وظیفه قانونی و شرعی و اخلاقی آنان است، اولویت اول آقایان، پرداختن به مسائل سیاسی ، هجمه و تخریب برعلیه رقیب احتمالی و گاها با بیتوجهی به مسائل اخلاقی و شرعی، دروغ، تهمت و افترا را هم به جنجالسازیهای خود اضافه مینمایند.
بهعنوان نمونه، هرچند تعدادی از اعضای شورای شهر تهران شأن نمایندگی مردم را به لحاظ علمی و سوابق سیاسی و اجتماعی و تخصصی ندارند و صرفاً به خاطر اینکه آقای مختاباد خواننده خوشصدایی بوده و یا آقایان عباس جدیدی، علیرضا دبیر کشتی گیران قابل و حسین رضازاده نفر برتر وزنهبرداری المپیک بوده است، توانستهاند رأی بالای مردم تهران را کسب نمایند، اما موضعگیری اعضای دیگر شورای شهر راهم در همین مدت یک سال اخیر که بازار استفاده ابزاری از حادثه غمانگیز پلاسکو بسیار گرم است، مرور و درنهایت تجزیهوتحلیل نماییم، چکیده دریافتی آن چیزی نیست که در راستای وظیفه نمایندگی مردم در شورای شهر باشد و لذا رویکرد سیاسی و با توجه به منافع باندی بهشدت خودنمایی میکند.
همه این حقایق زمانی تأسفبارتر میشود که آقایان بهمحض کسب آراء مردم و ورود به نمایندگی مردم در شورای شهر و یا مجلس و یا هر مسئولیت دیگر، زد و بند اقتصادی و استفاده از رانتها و قرار گرفتن در طبقه اشرافی وبی دردی بهصورت طبیعی و امری عادی دنبال میشود، در هنگامیکه مردم بهشدت مظلوم و گرفتار کم و کاستیهای روزمره زندگی خود با فقر دستوپنجه نرم مینمایند و این ماحصل همین دعواهای زرگری اصحاب سیاست است که بازهم به غارت خود ادامه دهند و مردم هم سرشان بیکلاه بماند.
نتیجه این بحث در پاسخ یک سؤال نهفته است که در ذهن تکتک آحاد مردم جاری است؛:
چرا در جریان انتخابات گوناگون، اولاً اشخاص و جریانات سیاسی با تمام توان وارد میدان میشوند؟!
دوما مگر نمایندگی شورا و مجلس چه منفعت مادی به همراه دارد که اینهمه هزینه مینمایند؟! که مردم باهوش ما در جایجای ایران اسلامی متوجه ابعاد هزینههای این افراد در امر انتخابات هستند!!
سوما آیا سراغ دارید افرادی که توانستهاند رأی مردم را کسب نمایند و به مجلس و یا شورای شهر ورود کرده و سبک و سطح زندگی آنها تغییری نکرده باشد؟!
بدون تردید وجود ندارد و یا اگر کس یا کسانی باشند خیلی انگشت شما شاید در کل کشور بهبه سه تا 5 نفر نرسند!!!
چهارم ، با توجه به اینکه تردید نداریم عزیزان نماینده مردم در هر سطح و یا نهادی بهمحض کسب اعتماد ملت ، و وارد شدن به نهاد مربوطه ، چه اتفاقی میافتاد که میزان دارایی و سرمایه ایشان نجومی میشود؟!!
پنجم ، آیا اینهمه آقازاده با روزی حلال و عرق جبین اینهمه دارایی و خودروهای میلیاردی و .... را به دست آوردهاند.
ششم ، چرا وقتی برای خودشان میتوانند اینهمه دارایی و سرمایه جمع کنند ، برای مردم نمیتوانند منشأ خیروبرکت و زدودن فقر بیکاری و ... شوند ؟!!!
پاسخ این سؤالات ششگانه ما را به حقایقی که همه ما از آنها مطلع هستیم ولی خود را به خواب خرگوشی زدهایم ، رهنمون خواهد کرد.