به گزارش پایگاه عدالت خواهان"تاریخ انقلاب نشان داده است افراد بدون ریشه و کسانی که فعالیتهایشان نشان از حرص برای مطرح شدن دارد در بزنگاههایی خاص مورد تطمیع واقع شده ، به صورتی سهل و بسیار کمهزینه در دام ضدانقلاب میافتند.
حشمتالله طبرزدی ( صاحب نشریه "پیام دانشجوی بسیجی" و اولین کسی که لفظ امام خامنهای را به کار برد) یک نمونهی واضح و ملموس از بین نمونههای بسیار این چنینی است.
چند سالی است که یک جوان با همراهی چند تن از جوانان دیگر، ( و البته با همتی زیاد و یحتمل حمایتهای مالی پدر متمولشان و کسب وجهه در نهادهایی که از سوی پدر ، معرفی و حمایت میشوند) سعی در فعالیت با دُز بسیار بالا مخصوصا در فعالیتهای سیاسی ( در دایره اصولگرایی ) داشته، میخواهند خود را وزنهای قابل اعتنا در محافل و مراکز تصمیمگیر اصولگرایی ( حداقل در سطح استان) بشناسانند.
دعوت از رجال شاخص و برگزاری جلسات با این رجال مطرح ملی، برگزاری مناظرههایی با اشخاص استخوان خردکرده و صاحبنام از طیف مقابل اصولگرایی در فضای مجازی ( که تاکنون موجبات تمسخر و استهزا را فراهم کرده است)، راهاندازی مصاحبههای متعدد و انعکاس آن در شبکههای اطلاعرسانی مجازی و غیره، کشاندن چهرههای برتر از استان و کشور به محافل چندنفره و هفتگیشان و بیش از همه عکس گرفتنهای ناتمام با چهرههای مورد وثوق و متنفذ مملکت در هر نقطه و مکانی که آن رجال در دسترس باشند، همه و همه گویای این نکته هستند که این فردِ جوان و جویای نام ( که هیچ خبری از ریشه علمی و سابقه فعالیتهای فکری و میدانیِ او در هیچ یک از مراکز فکری فرهنگی و ریشهدار شهر و استان یافت نمیشود) با روشهای مختلف ( از جمله مدل آقای دوربینی ) درصدد مطرح شدن و سردرآوردن در میان بزرگان میباشد.
نکته اینجاست که این ارتباطگیریهای سمجگونه و پرملاط با صاحبان نفوذ و مسوولین امر، بالاخره اثر خود را خواهد گذارد؛ کما اینکه متاسفانه قبلا هم تجربه نشان داده است که برای سپردن برخی مسوولیتهای مهم، " در دسترس بودن " و " روی آنتن بودن" بر " مورد وثوق بودن" و ... چربیده است.
روی دیگر سکه هم میتواند این باشد که چند جوان با انرژی زیاد مشغول کارهای فرهنگی سیاسی هستند و باید از این جوانان در این برههی حساس کشور که نیاز به کار فرهنگی هست حمایت شود.
در نقد پاراگراف فوق خواهیم گفت: آنچه را که در کار فرهنگی برای انقلاب و نظام ، موثر میدانیم عمل خالصانه و مخلصانه است؛ نه این مدل کار کردن که در حال حاضر و طی سه چهار سال اخیر، بیش از هر کار فرهنگی و هر فعالیت انقلابی، " شخصمحوری" و گنده کردن یک نفر در ملا و منظر را شاهد بودهایم.
بزرگان قوم قبل از آنکه در آینده ، هزینههای احتمالی گافهای بزرگِ ناشی از خامی و یحتمل تجربه شدن مثل طبرزدی را نپردازند ، تاریخ انقلاب نشان داده است افراد بدون ریشه و کسانی که فعالیتهایشان نشان از حرص برای مطرح شدن دارد در بزنگاههایی خاص مورد تطمیع واقع شده ، به صورتی سهل و بسیار کمهزینه در دام ضدانقلاب میافتند.
حشمتالله طبرزدی ( صاحب نشریه "پیام دانشجوی بسیجی" و اولین کسی که لفظ امام خامنهای را به کار برد) یک نمونهی واضح و ملموس از بین نمونههای بسیار این چنینی است.
چند سالی است که یک جوان با همراهی چند تن از جوانان دیگر، ( و البته با همتی زیاد و یحتمل حمایتهای مالی پدر متمولشان و کسب وجهه در نهادهایی که از سوی پدر ، معرفی و حمایت میشوند) سعی در فعالیت با دُز بسیار بالا مخصوصا در فعالیتهای سیاسی ( در دایره اصولگرایی ) داشته، میخواهند خود را وزنهای قابل اعتنا در محافل و مراکز تصمیمگیر اصولگرایی ( حداقل در سطح استان) بشناسانند.
دعوت از رجال شاخص و برگزاری جلسات با این رجال مطرح ملی، برگزاری مناظرههایی با اشخاص استخوان خردکرده و صاحبنام از طیف مقابل اصولگرایی در فضای مجازی ( که تاکنون موجبات تمسخر و استهزا را فراهم کرده است)، راهاندازی مصاحبههای متعدد و انعکاس آن در شبکههای اطلاعرسانی مجازی و غیره، کشاندن چهرههای برتر از استان و کشور به محافل چندنفره و هفتگیشان و بیش از همه عکس گرفتنهای ناتمام با چهرههای مورد وثوق و متنفذ مملکت در هر نقطه و مکانی که آن رجال در دسترس باشند، همه و همه گویای این نکته هستند که این فردِ جوان و جویای نام ( که هیچ خبری از ریشه علمی و سابقه فعالیتهای فکری و میدانیِ او در هیچ یک از مراکز فکری فرهنگی و ریشهدار شهر و استان یافت نمیشود) با روشهای مختلف ( از جمله مدل آقای دوربینی ) درصدد مطرح شدن و سردرآوردن در میان بزرگان میباشد.
نکته اینجاست که این ارتباطگیریهای سمجگونه و پرملاط با صاحبان نفوذ و مسوولین امر، بالاخره اثر خود را خواهد گذارد؛ کما اینکه متاسفانه قبلا هم تجربه نشان داده است که برای سپردن برخی مسوولیتهای مهم، " در دسترس بودن " و " روی آنتن بودن" بر " مورد وثوق بودن" و ... چربیده است.
روی دیگر سکه هم میتواند این باشد که چند جوان با انرژی زیاد مشغول کارهای فرهنگی سیاسی هستند و باید از این جوانان در این برههی حساس کشور که نیاز به کار فرهنگی هست حمایت شود.
در نقد پاراگراف فوق خواهیم گفت: آنچه را که در کار فرهنگی برای انقلاب و نظام ، موثر میدانیم عمل خالصانه و مخلصانه است؛ نه این مدل کار کردن که در حال حاضر و طی سه چهار سال اخیر، بیش از هر کار فرهنگی و هر فعالیت انقلابی، " شخصمحوری" و گنده کردن یک نفر در ملا و منظر را شاهد بودهایم.
بزرگان قوم قبل از آنکه در آینده ، هزینههای احتمالی گافهای بزرگِ ناشی از خامی و یحتمل تجربه شدن مثل طبرزدی را نپردازند ، هماینک اندیشه کنند..