اعتراض رئیس مجلس به دروغپردازی روزنامه اجارهای
رئیس مجلس در حین سخنرانی در همایش هیئت امنای دانشگاههای علوم پزشکی کشور از تیتر و مطلب کذب یکی از روزنامههای زنجیرهای با اهداف شوم پرده برداشت.
به گزارش مشرق، علی لاریجانی با اشاره به انتشار اخباری در برخی رسانهها مبنی بر اینکه معاملهای بین دولت و مجلس پیرامون انتخاب وزرا در کابینه دولت دوازدهم صورت گرفته، اظهار داشت: «دیروز در یکی از روزنامهها دیدم که تیتری با عکس بنده و آقای روحانی منتشر کرده بود مبنی بر اینکه وزرا برای اینکه در دولت بعد حضور داشته باشند به بهارستان میآیند و معاملاتی انجام میدهند که این خلاف واقع است.» منظور وی از روزنامه دروغگویی که از معامله کذایی میان مجلس و دولت در تیتر و عکس اول سخن گفته بود و در این میان شایعهپراکنی کرده بود، روزنامه اصلاحطلب آفتاب یزد بود.
این روزنامه زنجیرهای دیروز در مطلبی با عنوان «توسل به بهارستان برای ابقاء در پاستور» نوشت: «خبر کوتاه است که برخی وزرای دولت یازدهم برای ماندن در کابینه در حال رایزنی با رئیس مجلس هستند.» آنهایی که با آگاهی بر نداشتن کارنامه عملکرد قابل قبول و در پی آن عدم برخورداری از شانسی برای حضور در فهرست وزرای احتمالی حسن روحانی، به علی لاریجانی رئیس مجلس متوسل شدهاند تا شاید بتوانند همچون محمدرضا رحمانیفضلی، وزیر کشور دولت یازدهم در کابینه دوازدهم قرار بگیرند.
آفتاب یزد: نجفی جاده صافکن مرعشی نشود
یک روزنامه زنجیرهای اصلاحطلب میگوید نسخه «سعادتآباد»، دامی برای محمدعلی نجفی است.
آفتاب یزد با اشاره به زمزمههای برخی چهرههای کارگزاران درباره نامزد کردن محمدعلی نجفی برای شهرداری تهران نوشت: اگر طراحی سناریوی کارگزاران بر این مبنا باشد که این بار نیز نجفی برای مدتی در مسند شهردار فعالیت کند و بعد از آن به بهانه عارضه قلبی یا هر مورد دیگری، با بازتولید داستان میراث فرهنگی، راه بهشت را برای حسین مرعشی یا محسن هاشمی باز کند، بدون شک میتواند حیات سیاسی نجفی و مقبولیت او را با صدماتی جدی مواجه سازد و جلسه سعادتآباد را برای همیشه تبدیل به نماد فرصتسوزی اصلاحطلبان کند.
این روزنامه مینویسد: کمتر کسی میتواند در خصوص تواناییها و لیاقت محمدعلی نجفی برای نشستن بر کرسی مدیریت ساختمان بهشت تردیدی به خود راه دهد. با این همه نشست سهگانه کارگزارانیها در سعادتآباد، با توجه به سوابق و کاراکتر هاشمی و مرعشی خالی از تامل نیست. جلسهای که در بهترین شرایط میتواند خروجیاش تنها خود نجفی باشد و هیچ توافقی برای راهیکردن گزینه سابق وزارت آموزش و پرورش به دولت و روی کار آمدن حسین مرعشی صورت نگرفته باشد. حسین مرعشی اما علاوه بر محدودیتهای قضایی که دارد ممکن است از سوی گروهها و طیفهای خاصی بیشتر از نجفی مورد هجمههای گسترده قرار گیرد که نه به سود خود اوست و نه برای آشفته روزیهای تهران لطفی دارد. از سوی دیگر حواشی پیرامون عملکرد مرعشی و هاشمی که دو روی یک سکهاند میتواند شهرداری آتی را شروع نشده وارد حاشیهها و شائبههای تازهای کند.
محمدعلی نجفی اما باید نکتهای را قبل از هر اتفاقی روشن کند. او با حکم رئیسجمهوری به ریاست سازمان میراث فرهنگی منصوب شد. شرایطی که انتظار میرفت نجفی با توجه به کارآمدی و مقبولیتش از آن به بهترین شکل استفاده کرده و در آن دوران حساس و پرفشار بهترین کارنامه را از خود برجای بگذارد. روندی که البته با موفقیتهای خوبی هم شروع شد، اما در ادامه، با توجه به آنچه مشکلات قلبی عنوان شد و البته نابسامانی شرایط میراث فرهنگی و ادامه فشارها بر نجفی، نیمه تمام ماند و مشاور اقتصادی فعلی حسن روحانی از سمتش در سازمان میراث فرهنگی استعفا داد. محمدعلی نجفی این بار باید به شورا و مردم تهران تضمین دهد در صورت انتخاب شدن که کار را در میانه راه رها نمیکند. با در نظر گرفتن چنین سابقهای، میشود اینطور به ماجرا نگاه کرد که بوی خوشی از جلسه سعادتآباد به مشام نمیرسد.
اگر طراحی سناریوی کارگزاران بر این مبنا باشد که این بار نیز نجفی برای مدتی در مسند شهردار فعالیت کند و بعد از آن به بهانه عارضه قلبی یا هر مورد دیگری، با بازتولید داستان میراث فرهنگی، راه بهشت را برای حسین مرعشی یا محسن هاشمی باز کند، بدون شک میتواند حیات سیاسی نجفی و مقبولیت او را با صدماتی جدی مواجه سازد و جلسه سعادتآباد را برای همیشه تبدیل به نماد فرصتسوزی اصلاحطلبان کند. جلسه سعادتآباد میتواند آغاز حاشیههای تازه و بیهودهای باشد که هم راه شورای شهر اصلاحطلب منتخب مردم تهران را به بیراهه ببرد و هم رنگ و بوی مدیریت قالیبافی را در شهرداری زنده نگه دارد.
میخواستیم عارف پوششی باشد اما گفت نامزد شوم، کنار نمیروم
سخنگوی کارگزاران فاش کرد که محمدرضا عارف در پاسخ به دعوت از وی برای نامزدی پوششی در انتخابات ریاست جمهوری گفته بود من اگر بیایم کنار نمیروم.
حسین مرعشی در مصاحبه با ماهنامه اندیشه پویا گفت: عارف گفت در صورتی در انتخابات ثبتنام میکند که از صحنه کنار نرود. بنابراین کاندیداتوری پوششی او منتفی شد.
به گفته مرعشی اگرچه هاشمی از محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری نیز به عنوان نامزدهای مناسب برای حضور در عرصه انتخابات در کنار حسن روحانی نام برده بود اما بعد از درگذشت هاشمی، تدبیر او با مخالفتهایی مواجه شده بود: «آقای روحانی شخصاً با این موضوع مخالف بود و آقای ناطق نوری و حاج حسن خمینی نیز با او هم عقیده بودند که نامنویسی فرد دیگری جز آقای روحانی از جناح اصلاحات در انتخابات مصلحت نیست و کنار گذاشته شدن ایشان را آسانتر میکند. اما آقایان خاتمی، موسوی خوئینیها و نوری با حضور کاندیدای پوششی موافق بودند.»
در جلسه هیئت رئیسه شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان آقای عارف گفت که در وضعیتی در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام میکند که از صحنه کنار نرود. با منتفی شدن بحث آقای عارف، چهارگزینه به ارکان جریان اصلاحات پیشنهاد دادیم: آقایان جهانگیری، ظریف، زنگنه و ایرج ملکزاده. در جلسه با رئیس دولت اصلاحات، ایشان نظر داد که اگر آقای روحانی درباره لزوم حضور یک کاندیدای دیگر در عرصه قانع شد، کاندیدای ما آقای جهانگیری باشد و اگر آقای روحانی بر مخالفت خود پافشاری نمود، کاندیدای ما آقای عارف باشد.
مرعشی میافزاید: افرادی همچون محمدعلی نجفی و حتی افرادی همچون حمیدرضا جلاییپور در حزب اتحاد ملت ایران با طرح کاندیدای پوششی مخالف بودند و نظر مخالف خود را به شکل مکتوب به دکتر روحانی داده بودند، آنها استدلال کرده بودند که حضور کاندیدای پوششی احتمال رد صلاحیت روحانی را بالا خواهد برد اما در عمل دیدیم که این استدلال آنها نادرست بود.
حجاریان: روحانی آدم ندارد(!)
سعید حجاریان میگوید روحانی به خودی خود آدم ندارد.
وی در مصاحبه با روزنامه اعتماد و در پاسخ این سؤال که «شعار اصلاحات در اصلاحات نخستینبار توسط شما مطرح شد و گویی در قامت یک دستور عمل درآمد. فکر میکنید اصلاحات امروز چقدر به اصلاحات نیاز دارد؟» گفت: همین که دولت فعلی بتواند شرایط سختی که برای اصلاحات ایجاد شد را به روال عادی برگرداند، ما کلاهمان را بالا میاندازیم.
خبرنگار میپرسد «ولی دولت آقای روحانی اصلاحطلب نیست که بخواهد برای شما فضا را باز کند» و حجاریان میگوید: بله، ولی مهمترین مدافعش، اصلاحطلبان هستند؛ خودش به خودی خود آدم ندارد! ولی باید باور کنیم که آقای روحانی در دولت یازدهم زمین سوخته تحویل گرفت. شما نمیدانید اوضاع کشور چگونه بود.
وی ادامه میدهد: الان زمانهاش نیست که اصلاحطلبان بخواهند شبیه آن سالها شوند. وقتی زمانهاش نیست خب چه کار کنند؟!
آن موقع مشارکت بود، اما منحلش کردند، الان اتحاد ]ملت ایران اسلامی[ هست ولی مشارکت خیلی با اتحاد فرق میکرد. مثلا نگاه کنید، روزنامههای آن زمان را با امروز مقایسه کنید.
خبرنگار میپرسد «با توجه به شرایط موجود فکر میکنید دوباره روزی برسد که اصلاحطلبان دولت و مجلس را در دست بگیرند؟» و او میگوید: انشاءالله، انشاءالله. من امید دارم. غصه نخورید! «غیر از امیدواری؟ زمینه اجتماعی چطور است؟» ببینید، جوانها خیلی سرخورده شدهاند و خیلی کار میبرد تا آنها دوباره شبیه گذشته شوند.
ادعای افراطیون مانند حجاریان درباره تنها بودن روحانی و آدم نداشتن او، یادآور مشابه همین اظهارات در دوره اصلاحات است که میگفتند خاتمی را خودمان سرکار آوردیم و اگر با مطالبات ما همراهی نکند، او را از قطار اصلاحات پیاده میکنیم.
اغراق در محاسبه قیمت گاز در قرارداد توتال
وزیر نفت در اعلام قیمت گاز برای محاسبه قرارداد توتال اغراق کرد.
وبسایت الف نوشت: وزیر نفت در جلسه مجلس برای دفاع از قرارداد توتال و در گفتوگوی ویژه خبری برای محاسبه درآمد فاز یازده پارس جنوبی، قیمت گاز را 20 سنت در نظر گرفت. در حالی که قیمت 20 سنت، نه با قیمتهای جهانی گاز پالایش شده تطابق دارد و نه با فروش گاز پالایش شده در کشور (که به مراتب ارزانتر از قیمتهای جهانی گاز پالایش شده است تطابق دارد.
موارد زیر گوشهای از واقعیتهای حاکم بر بازار داخلی و جهانی گاز را مرور میکند؛ الف) قیمت گاز در هاب هنری و هاب اروپا حدود 10 سنت میباشد در سال کمتر از شش درصد گاز تولیدی ایران صادر میشود. ب) قیمت گاز تحویلی به پتروشیمیها در فروردین ماه سال جاری 2313 ریال است به عبارت دیگر با نرخ دلار 3700 تومان قیمت گاز برابر 6/3 سنت بر متر مکعب بوده است (منبع شرکت ملی گاز) ج) حداکثر قیمت گاز خانگی در فصل هشت ماهه گرم سال 150 تومان (یا چهار سنت بر متر مکعب) و در چهار ماهه فصل سرد، برابر نصف فصل گرم (یا حدود دو سنت بر متر مکعب) است بنابراین با توجه به مصرف زیاد گاز در فصل سرد، متوسط قیمت گاز خانگی حدود 3 سنت بر متر مکعب است که حدود شصت درصد گاز مصرفی سال به این بخش اختصاص دارد.(منبع شرکت ملی گاز)
جمعبندی قیمتهای فوق با توجه به سبد مختلف مصارف اعم از صادرات تجاری خانگی پتروشیمی و... نتیجه جالبی را به دست میدهد با توجه به اینکه حدود شش درصد گاز تولیدی صادر، 80 درصد به مصرف تجاری و خانگی و نیروگاهها، و بقیه صرف پتروشیمیها میشود بنابراین متوسط قیمت فروش گاز کشور توسط شرکت گاز تنها حدود چهار سنت میباشد. مشخص نیست دلیل اینکه وزیر محترم نفت قیمت گاز را بیست سنت یعنی حدود پنج برابر محاسبه فرمودهاند چیست؟
موضوع وقتی شکل بغرنجتری به خود میگیرد که بدانیم نه تنها قیمت گاز توسط وزیر 5 برابر قیمت واقعی گاز ایران اعلام شده است بلکه اصلاً گاز پالایش شده محصول تولیدی از قرارداد توتال نیست بلکه محصول تولیدی قرارداد توتال، گاز پالایش نشدهای است که باید وارد پالایشگاه شود و پس از آن توسط دهها ایستگاه تقویت فشار گاز و هزاران کیلومتر شبکه انتقال و توزیع به دست مصرفکننده (خانگی، تجاری، پتروشیمی یا صادرات به ترکیه و ارمنستان) برسد لذا سهم ساخت، نگهداری و بهرهبرداری این همه تأسیسات نیز باید مورد ملاحظه قرار گیرد و از قیمت اعلام شده کم شود به عبارت دیگر قیمت گاز محصول قرارداد توتال خوشبینانه حدود نصف مبلغ فوق یعنی حدود 2 سنت میباشد که نشان دهنده اغراق ده برابری یا هزار درصدی قیمت گاز توسط وزیر محترم است. واقعاً اغراقها در قرارداد توتال قرار است به کجا ختم شود؟
صدای پای تحریمهای تازه/ دولت و مجلس چه میکنند؟!
مجلس نمایندگان آمریکا روز سهشنبه به وقت آمریکا(چهارشنبه به وقت ایران) بر سر طرحی رأیگیری میکند که در صورت تبدیل شدن به قانون، تحریمهای جامعی علیه ایران به بهانههای «حقوق بشر»، «توسعه برنامه موشکی» و «تروریسم» اعمال میکند.
این احتمال وجود دارد که این طرح به دلیل اختلاف کاخ سفید و کنگره در موضوع تحریم روسیه، باز هم به تاخیر بیفتد.
این طرح ابتدا با هدف آنچه «مقابله با اقدامات ایران» خوانده شد در مجلس سنای آمریکا پیشنهاد شد. پس از آن قانونگذاران آمریکایی تحریمهای روسیه را به آن اضافه کردند که همین امر موجب شد تا تصویب طرح به تعویق بیفتد. سناتورها سرانجام در روز 25 خرداد ماه سال جاری، با 98 رأی موافق و تنها دو رأی مخالف آن را به تصویب رساند.
طبق قانون اساسی آمریکا طرحهای پیشنهادی برای تبدیل شدن به قانون بایستی در هر دو شاخه قانونگذاری کنگره یعنی هم در مجلس سنا و هم در مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسیده و پس از آن به امضای رئیسجمهور این کشور برسند.
هفته گذشته قانونگذاران ارشد جمهوریخواه در مجلس نمایندگان، پیشنهاد اضافه کردن طرح تحریمهای کره شمالی به تحریمهای ایران و روسیه را مطرح کردند.
به گزارش تسنیم، نسخهای از طرح که اکنون روی وبسایت مجلس نمایندگان آمریکا قرار گرفته آن را به عنوان «مقابله با تجاوزهای دولتهای ایران، فدراسیون روسیه و کره شمالی» معرفی میکند.
چرا به این طرح میگویند «سیاهچاله تحریم»؟
سیاه چاله چیزی است که تمام اشیا نزدیک به خود را به درون سیاه چاله میکشد. این همین وضعیتی است که میتوان از نظر تحریمی برای توصیف طرح مذکور بیان کرد. به این دلیل که اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمانهای تروریستی قرار بگیرد با توجه به آنکه سپاه یک نهاد رسمی و دارای روابط نظاممند با ساختارهای دولتی و غیردولتی است، سبب میشود تا بخش زیادی از حاکمیت اعم از دولت یا سایر قوا و نهادها به درون لیست تحریمی بروند. این اتفاق همانند یک سیاه چاله عمل میکند و تعداد زیادی از نهادها که قابل پیشبینی نیست را تحریمی میکند.
حتی قابل تصور است که بانک مرکزی که در برجام از تحریم خارج شد دوباره به لیست تحریم بازگردد.
آمریکا با تصویب این طرح به دنبال چه چیزی است؟
به نظر میرسد آمریکا دو مقصود اصلی را دنبال میکند. یک هدف تشدید پدیده «خودتحریمی» در داخل ایران است. یعنی آمریکا با ایجاد فضای ترسناک پیرامون نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میخواهد ارتباط نهادهای داخلی همچون ارتباطات بانکی با آن را تضعیف کند.
دومین هدف آمریکا تقویت اهرم خود برای مذاکرات احتمالی آینده پیرامون مباحث به اصطلاح غیرهستهای است. آمریکا طبق سنت رفتاری خود از« هیچ» ابزار میسازد تا در زمان مذاکرات همانها را به عنوان امتیاز به طرف مقابل بدهد.
هماهنگی تحریمها بین آمریکا و اتحادیه اروپا
رئیسجمهور آمریکا بایستی حداکثر 180 روز بعد از اجرایی شدن این قانون و پس از آن هر 180 روز یکبار گزارشی حاوی موارد زیر تهیه کرده و آن را به کمیتههای مرتبط کنگره ارائه کند:
- مواردی که به موجب آن آمریکا فرد یا افرادی را به دلیل ارتکاب اقداماتی مرتبط با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، حقوق بشر یا تروریسم هدف تحریم قرار داده اما اتحادیه اروپا اقدام به وضع تحریمهای متناظر نکرده است.
- مواردی که اتحادیه اروپا فرد یا افرادی را به دلیل ارتکاب اقداماتی در ارتباط با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، حقوق بشر یا تروریسم هدف تحریم قرار داده اما آمریکا اقدام به وضع تحریمهای متناظر نکرده است.
- توضیح درباره دلایل عدم هماهنگی میان تحریمهای وضع شده توسط اتحادیه اروپا و آمریکا در هر یک از موارد فوقالذکر.
دروغ مدعیان اصلاحات درخصوص علت تاخیر
در تصویب طرح
برخی از مدعیان اصلاحات اینگونه القا میکنند که علت تاخیر در تصویب طرح تحریمی علیه ایران و روسیه، مخالفت دموکراتها با تحریمهای ضدایرانی است.
این ادعا در حالی مطرح میشود که سناتورهای آمریکایی(جمهوری خواه و دموکرات)- 25 خرداد سالجاری- با 98 رأی موافق و تنها دو رأی مخالف طرح تحریمهای ضدایرانی را به تصویب رساندند.
با بررسی سوابق به روشنی مشخص است که دموکراتها و جمهوریخواهان اگر در هر موضوعی اختلاف داشته باشند، در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران هیچ اختلافی ندارند.
علاوه بر این، تاخیر در تصویب طرح تحریمی ایران و روسیه به این دلیل است که تصویب طرح مزبور سبب میشود کار دونالد ترامپ برای برداشتن تحریمهای روسیه سختتر شود چراکه حوزه اختیارات رئیسجمهور آمریکا را برای رفع تحریمهای روسیه محدود میکند. در صورت تصویب طرح مزبور، اگر ترامپ بخواهد تحریمها علیه روسیه را لغو کند یا کاهش دهد، نیاز به بازنگری کنگره دارد.
به عبارت دیگر ترامپ ملزم میشود درباره هرگونه تعلیق یا پایان تحریمها علیه روسیه به کنگره گزارش مکتوب بفرستد و اعضای کنگره پس از دریافت این گزارش، سی روز فرصت خواهند داشت تا این درخواست رئیسجمهور را رد یا قبول کنند. این بخشی کلیدی از این طرح است که با انتقاد کاخ سفید مواجه شده و تصویب طرح را به تاخیر انداخته است.
با این حال به نظر میرسد که این قانون با رای بسیار بالا تصویب خواهد شد.
هستهای را از نفس انداختیم، نوبت موشکی است!
گفتنی است «جان کری» وزیر خارجه سابق آمریکا-دی ماه 95- در یادداشتی که به مناسبت نزدیک شدن به روزهای پایانی حضور در کابینه آمریکا نوشته بود، از برد-برد در مذاکرات هستهای رمزگشایی کرد. کری تاکید کرد: «مذاکرات با تهران برای عقبنشاندن ایران از برنامه هستهای به نتیجه رسید و حالا دولت بعدی آمریکا باید ضمن ادامه اعمال فشار بر ایرانیها، برای عقب نشاندن برنامه موشکی ایران تلاش کند».
وی تصریح کرد: «اهداف دیگر ما، فشار بر ایران برای دست کشیدن از حمایت تروریستها، پایان دادن به بیتوجهی به حقوقبشر و توقف مداخله ثباتزدایانه در امور همسایگانش است».
ولایتی: تحریمهای جدید بدون تردید نقض برجام است
علی اکبر ولایتی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره تحریمهای جدید علیه ایران که به عنوان مادر تحریمها عنوان میشود اظهار داشت: بدون تردید این تحریمها نقض برجام است.
ولایتی افزود: دولت جمهوری اسلامی پاسخ این تحریمها را خواهد داد و در هیئت نظارت بر برجام تصمیم گیری مناسب انجام خواهد شد.
وظیفه دولت،نظاره کردن نقض برجام نیست
محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت در نشست هفتگی با خبرنگاران درباره واکنش ایران به تحریمهای آمریکا علیه ایران و روسیه، گفت: در ارتباط با اعمال تحریمهایی که در برجام لغو شده، باید گفت این مسائل قطعاً نقض برجام است و کمیتهای مرتباً این مسائل را رصد میکند. در هفتههای گذشته موارد اجرای برجام بررسی شد. تردید نکنید از حقوق ملی نخواهیم گذشت و در صورت دریافت گزارش رسمی از کارگروه مربوطه، اقدام قاطع انجام خواهیم داد.
اگر بخواهیم علت استمرار تحریمها در پسابرجام را رمزگشایی کنیم، قطعا انفعال دولت و تلاش برای حفظ برجام به هر قیمت، مهمترین علت این امر است.
سخنگوی دولت همانند دیگر دولتمردان به کلی گویی بسنده کرده است و سعی کرده با عباراتی چون رصد کردن طرف مقابل و گزارش کارگروه مربوطه، صورت مسئله را پاک کند.
علی لاریجانی رئیسمجلس شورای اسلامی در حاشیه مراسم همایش هیئت امناهای دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور در جمع خبرنگاران گفت: اقدامات اخیر آمریکاییها بحث تازهای نیست و از وقتی که سنا وارد چنین فضایی شد آنها با چالشهایی در داخل مواجه بودند و تحریمهای اخیر نیز برای ایران و روسیه رصد میشود، متناسب با آن تصمیمگیریهایی میشود و یک بخشی در مجلس به شکل طرح در حال بررسی و تدوین است و بخشهای دیگر نیز در هیئت نظارت بر برجام در حال بررسی است.
لزوم ایجاد تغییر در هیئت نظارت بر برجام
فؤاد ایزدی کارشناس مسائل بینالملل گفت: بسیاری از اعضای هیئت نظارت بر برجام افرادی هستند که تمام قد از برجام حمایت میکردند از این منظر به طور ناخودآگاه برای آنان سخت است که مشکلات ساختاری برجام را که از ابتدا هم وجود داشت بپذیرند.
ایزدی افزود: افرادی باید در هیئت نظارت بر برجام باشندکه خودشان خیلی درگیر مذاکرات نباشند و از ابتدا نباید طرفدار برجام میبودند زیرا ناخودآگاه به سمت توجیه برخی مشکلات میروند. افرادی دراین هیئت هستند که از ابتدا خودشان در مذاکرات بودند و خیلی از برجام حمایت میکردند و اکنون سخت است که بخواهند با تخلفات برخورد کنند.
کارشناس مسائل بینالملل با تبیین طرح تحریمهای جدید آمریکا علیه کشورمان، تصویت آن را تهیکننده برجام دانست و افزود: متن این تحریمها به نحوی نوشته شده است که هر کسی به نوعی با دولت، ارتش و سپاه مرتبط باشد بر اساس این قانون میتواند در فهرست گروههای تروریستی قرار گیرد و اعمال تحریم شود.
این استاد دانشگاه تاکید کرد : وقتی طرف مقابل برجام را نقض کرد باید رسما آن را اعلام کنیم اما برخی مسئولان در اظهاراتشان میگویند « اگر برجام نقض شود ...» وقتی کلمه اگر گفته شود نتیجه میگیرند که طرف ایرانی متوجه نشده است که برجام بارها در ماههای گذشته نقض شده است پس نباید از کلمه اگر استفاده کنیم.
ایزدی با طرح این پرسش که چرا در ماههای گذشته بارها با نقض برجام از جانب آمریکاییها مواجه شده ایم افزود: به این علت که با این نقضها هیچ هزینهای نپرداختهاند.
آمریکا میخواهد ایران را
به نقض برجام ترغیب کند!
متاسفانه برخی از مقامات ارشد دولت و رسانههای به ظاهر حامی دولت، به دلیل سستی استدلال و فقدان دلایل کارشناسی، توهین، تخریب و ناسزاگویی را به عنوان تنها گزینه موجود در مقابل نقدهای کارشناسی دلسوزان نظام انتخاب کرده و توپخانه خود را علیه منتقدین نشانه رفتند.
از سوی دیگر برخی دولتمردان و حامیان دولت با نشان دادن ضعف و استیصال در مقابل دشمن که از عدم خودباوری و خودکم بینی ناشی میشود، اینگونه القا میکنند که نباید با رفتارهای آمریکا عصبی شویم،چون آمریکا در پی آن است تا ایران برجام را نقض کند.
این ادعا در حالی است که قرار بود براساس وعده و وعیدهای فراوان دولتمردان و رسانههای حامی دولت، «فتحالفتوح برجام»! دو دستاورد اصلی در پی داشته باشد. اولی لغو بالمره تمامی تحریمها در روز اجرای توافق(یعنی دی ماه ۹۴) و دومی گشایش اقتصادی برای عموم مردم. اما رویکرد «امضای توافق به هر قیمتی» و در ادامه آن «حفظ برجام به هر قیمتی» موجب شد که نه تنها پولهای بلوکه شده آزاد نشود بلکه 2 میلیارد دلار از اموال ملت ایران توسط آمریکا غارت شود. نه تنها تحریمها به تاریخ نپیوست بلکه بر تعداد آنها نیز افزوده شد و قانون ضدایرانی آیسا نیز تمدید شد. نه تنها تحریم سوئیفت- با هدف گسترش مبادلات تجاری ایران- رفع نشد بلکه قانون محدودیت ویزا تصویب شد. و در انتها، اوبامای مودب! و باهوش!- به تعبیر مقامات دولت یازدهم- در آخرین روزهای ریاست جمهوری، وضعیت اضطراری آمریکا علیه ایران را تمدید کرد و آخرین لگد را به برجام زد. ترامپ نیز در حال تکمیل این پروژه است.
در حال حاضر نه تنها تحریمهای قبلی (حتی هستهای؛ مانند تحریم U-turn) سر جای خود باقی ماند بلکه تحریمهای بیسابقه؛ شدید و جدیدی در عصر پسابرجام علیه ایران تصویب شد، با این تفاوت که دیگر بخش زیادی از توان هستهای را از دست دادهایم و همزمان تحریم هم میشویم.
حال با این وجود، بزککنندگان برجام، که جرات ندارند نازکتر از گل به رفتارهای تحقیرآمیز آمریکا بگویند، به فحاشی به منتقدان و نسخه پیچی «ذلت در مقابل زورگویی» مشغولند.
مجلس باید جدیتر به نقض برجام ورود کند
در سال 94، نمایندگان مجلس شورای اسلامی جزئیات طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» را به تصویب رساندند.
در بخشی از این طرح تاکید شد که دولت موظف است هرگونه عدمپایبندی طرف مقابل در زمینه لغو مؤثر تحریمها یا بازگرداندن تحریمهای لغوشده و یا وضع تحریم تحت هرعنوان دیگر را بهدقت رصد کند و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد بهطوریکه ظرف مدت دو سال ظرفیت غنیسازی کشور به یکصد و نودهزار سو افزایش یابد. شورایعالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع میباشد. دولت باید ظرف مدت 4 ماه برنامه خود را برای این منظور جهت تصویب به شورا ارائه نماید.
در بخش دیگری از این طرح آمده است: وزیر امور خارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر سهماه یکبار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گزارش دهد. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی موظف است هر ششماه یکبار گزارش اجرای برجام را به صحن علنی مجلس شورای اسلامی ارائه کند.
متاسفانه مجلس شورای اسلامی در خصوص وظیفه نظارتی خود در اجرای طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت ایران در اجرای برجام» به خوبی عمل نکرده است.
علاوه بر این در هفتههای گذشته، طرح «اقدام متقابل مجلس در برابر تحریمهای تازه سنای آمریکا» توسط نمایندگان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نمایندگان و کارشناسان، اشکالات فراوانی را در خصوص این طرح اعلام کردند.
در حال حاضر متاسفانه مجلس به صورت جدی در موضوع برجام ورود نکرده است. نمایندگان موظفند که وظیفه نظارتی خود در اجرای طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت ایران در اجرای برجام» را مستمر و قاطع اجرا کنند.
افکار عمومی در انتظار عمل به
29 شرط اجرای برجام توسط دولت
اجرای برجام از سوی دولت، به 29 شرط ابلاغ شده از طرف رهبر معظم انقلاب، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی مشروط شده است. بنابراین دولت موظف است در صورت اعمال هرگونه تحریم جدید (به هر بهانهای و به هر شکلی) از سوی طرفهای مقابل رسما به توافقنامه برجام خاتمه داده و فعالیتهای هستهای را با همان قوت و قدرت و بلکه در مقیاسی گستردهتر از سر بگیرد.
همانطور که پیش از این نیز ذکر شد، در قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب مجلس شورای اسلامی تاکید شده است که«دولت موظف است هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل در زمینه لغو مؤثر تحریمها یا بازگرداندن تحریمهای لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کند و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد بهطوری که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنیسازی کشور به یکصد و نود هزار سو افزایش یابد».
کارشناسان پیش از این تاکید کرده بودند که برجام از نظر آمریکاییها با اجرای تعهدات ایران تمام شده و تعهدات آمریکا روی کاغذ باقی خواهد ماند و اگر دولت ایران انتظار وعده نسیه جدیدی! از سوی آمریکا دارد باید امتیاز نقد جدیدی! بدهد.
در این میان هیئت نظارت بر برجام وظیفه دارد بهطور قاطع و فوری وارد عمل شده و با اتخاذ مواضع عملی متوازن، مانع از خسارتهای بیشتر در این میدان شود.
گفتوگوی دوشنبه سپاه و رئیسجمهور(یادداشت روز)
دیدار روز دوشنبه چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رئیسجمهور در کانون توجه خارجی و داخلی قرار گرفت اما از آنجا که سپاهپاسداران درخصوص مباحث جلسه بیانیهای صادر نکرد، بعضی از جریانات مجال پیدا کردند تا با تحلیل و تفسیر انحرافی مباحث و موضوعات مطرح شده را به حاشیه رانده و به مسایلی بپردازند که اساسا در این دیدار نسبتا طولانی مطرح نشده بود.
جلسه روز دوشنبه به درخواست فرماندهان ارشد سپاه برگزار شده و محور اصلی بحث نقد عملکرد و مواضع دولت در حوزه امنیت نظام و ارزشهای بنیادی انقلاب بوده است. در این میان سپاه برای اثبات حسنظن خود به رئیسجمهور و دولت درصدد برآمد دغدغهها و نگرانیهایی که از ناحیه ادبیات و رویکردهای تبلیغی دولت پدیده آمده است را بدون واسطه و صریح با رئیسجمهور درمیان بگذارد.
واقعیت این است که از اواخر دولت یازدهم و به خصوص در ایام فعالیتهای انتخاباتی و نیز پساز انتخابات، مباحثی که از سوی رئیسجمهور محترم و بعضی از اطرافیان ایشان در مسایل انقلابی، ارزشی و امنیتی مطرح شد، نگرانیهای زیادی را پدید آورد. سخنانی که ایشان درباره روند قضایی کشور در 38 سال گذشته در حوزه جرائم امنیتی مطرح کرد و پس از آن مباحثی که درخصوص اقتدار سپاه در حوزههایی که یا کاملا منطبق با قانون اساسی و یا با درخواست و اصرار قبلی دولت صورت گرفته است توسط رئیسجمهور مطرح شد تا آنچه درخصوص سند FATF دنبال شد و در صورت اجرایی شدن دست و پای کشور را در مسایل مرتبط با نظام و انقلاب به خصوص در حوزه خارجی میبندد تا ادبیاتی که از آن نوعی انفعال در مقابل غرب استشمام میشود و تا آنچه دولت در حوزه مسایل حساس مرتبط با فرهنگ و معنویت دنبال میکند. فهرستی از موضوعاتی است که سپاه را به عنوان دژ دفاعی ارزشهای بنیادی نظام و مردم نگران میکند. ورود رئیسجمهور به حوزههایی از این دست ضمن آنکه نوعا فراتر از اختیارات رئیسجمهور میباشد، مشکلات عمدهای نیز برای کشور پدید میآورد. یکی از این موارد سند 2030 بود که اگرچه به طور رسمی لغو شده و کانلمیکن گردید اما پیش از آن و علیرغم مشخص بودن مواضع بخشهای حساس نظام، رئیسجمهور با صراحت از التزام دولت به اجرای آن خبر میداد و با صراحت گفته بود « من از هر چه بگذرم از دروغها درباره 2030 نمیگذرم و در دولت دوازدهم تا آخر پای اجرای آن میایستم». طبعا چنین رویکرد و ادبیاتی بیش از هر نقطه دیگر در نظام، دولت را تضعیف میکند چرا که اگر اسناد این چنینی عملی شوند به تحمیل انواعی از محدودیتهای بینالمللی علیه دولت منجر میشود و اگر این چنین اسنادی علیرغم اصرار دولت کنار گذاشته شوند، به موقعیت رئیسجمهور آسیب وارد میشود.
براساس آنچه شنیده شده است سپاه در این دیدار به طور خیلی مشفقانه و مستدل آسیبهای جدی ادبیات دولت به نظام، مردم و خود دولت را تشریح کرده و از رئیسجمهور محترم خواسته است مانع شکلگیری ادبیاتی مغایر با ادبیات انقلاب اسلامی و مغایر با منافع ملی در دولت شود.
برخلاف آنچه بعضی از رسانههای خاص مطرح کردهاند دو بحث در این دیدار از سوی فرماندهان سپاه مطرح نشده است یکی بحثهای مرتبط با پروژههای اقتصادی و دیگری بحثهای مرتبط با شکلگیری کابینه جدید. سپاه پاسداران ورود در این دو حوزه را مسئولیت خویش نمیداند و آن را بخشی از حوزه صلاحیتها و اختیارات رئیسجمهور میداند و به آن نمیاندیشد تا در این حوزهها پیشنهادی ارائه کند. فعالیت سپاه در حوزه اقتصادی که از اواسط دوره اول ریاستجمهوری آیتالله هاشمی رفسنجانی شروع شد، هیچگاه داوطلبانه نبوده و همواره و از جمله در دولت دکتر روحانی با اصرار دولت صورت گرفته است. همین بحث اخیر که سخنگوی دولت به طور رسمی علیرغم ادعاهای قبلی آقای رئیسجمهور مبنی بر اینکه گویا سپاه دولتی برای خود دارد اعلام کرد، سپاه متولی اجرای قراردادهای بزرگ خواهد بود و فقط در پروژههای کوچک ورود نخواهد کرد! دکتر نوبخت در هفته پیش با صراحت اعتراف کرد که سپاه در آن دسته از پروژههایی فعالیت خواهد کرد که بخش خصوصی ایران انگیزه یا توان انجام آنها را ندارند.
بنابراین، پس بعد از سخنان رئیسجمهور مبنی بر اینکه سپاه در مسایل اقتصادی دخالت میکند بار دیگر درخواست رسمی دولت برای ورود سپاه به پروژههای کلان اقتصادی مطرح گردید و این در حالی است که فرمانده قرارگاه سازندگی سپاه درخوزستان با صراحت گفت داوطلب اجرای هیچ پروژه اقتصادی نیستیم. اما بعضی از رسانهها وانمود کردند که بخش عمده وقت جلسه به توافق بین دولت و سپاه در زمینه فعالیت اقتصادی گذشته است.
پارهای از ورودهای دولت به طور مستقیم یا غیرمستقیم جنبه امنیتی داشته و کشور را در شرایط خاص قرار میدهد از این رو در ماههای گذشته رهبرمعظم انقلاب طی چند نوبت، تضعیف نیروهای مسلح و به طور خاص نیروهای مومنی که از سوی نظام سلطه تحت اتهام و فشار قرار دارند را اقدامی خطرناک دانسته و از آن پرهیز دارند. سپاه پاسداران در حوزه امنیتی به درستی مقابله با تهدیدات امنیتی پیش از آنکه در درون مرزهای جغرافیایی ایران به منصه ظهور برسند را یک ضرورت به حساب میآورند و تجربه هم نشان داد که این استراتژی کاملا درست و منطقی است و البته هزینههایی هم به طور طبیعی دارد که حتما تنها عشری از هزینههای سنگین و بعضا تمام نشدنی تهدیداتی است که به داخل سرزمین کشیده شدهاند. خب در اینجا دولت در حالی که از برکات چنین امنیتی بهرهمند است و اگر نبود، دولت قادر به هیچکاری در حوزه اقتصاد، فرهنگ، امنیت داخلی و... نبود، از موضع مدعی وارد میشود و میگوید تلاش برای تبدیل شدن به قدرت منطقهای شدنی نیست و اگر هم بشود هزینههای سنگینی دارد که در توان ایران نیست. در این میان دولت باید طرح قابل قبولی که لازمه و نتیجه آن هزینههای تبدیل شدن کشور به قدرت منطقهای نباشد، ارائه نماید اما متأسفانه آنچه از لابلای حرفهای رئیسجمهور و تیم او شنیده میشود حل و فصل مسایل منطقهای با کشورهایی نظیر عربستان، ترکیه و آمریکاست و این در حالی است که از یک سو گرایش به توافق سیاسی- امنیتی با ایران و جبهه مقاومت در این کشورها وجود ندارد و نشانه آن هم این است که آنها حتی از مشارکت ایران در طرحهایی که دولتهای غربی یا عربی مدیریت میکنند، اجتناب مینمایند تا جایی که یک کشوری مثل عربستان که در مقایسه با ایران قدرتی بهحساب نمیآید با ایران قطع رابطه کرده و مهمترین عنصر تصمیمگیرش- محمد بن سلمان- با وقاحت میگوید: چطور به توافق با کشوری بیندیشم که اعتقاد دارد روزی مهدی میآید و اداره امور جهان را به دست میگیرد.
همکاری با رژیمهایی که نه تنها با بنیانهای شکل دهنده به نظام اسلامی مخالفند بلکه اساساً با قدرتی که در مدار قدرتهای شناخته شده نباشد، بطور جدی مخالفند، چطور امکانپذیر است. در درون دولت یک جریان بسیار مؤثر سیاسی اگرچه اخیراً اعتراف میکند که مشکلات آمریکا با ایران خیلی بیش از آن است که چند برجام هم بتواند از شدت آن بکاهد اما در عین حال کماکان راهحل مشکلات را در همطراز شدن با دولتهای دیگر عنوان میکند. به عبارت دیگر اینها بدون آنکه طرحی ارائه کنند میگویند باید عادیسازی کنیم و هرچه که لازمه آن است بپذیریم. اساساً فلسفه پذیرش برجام و امضای FATF و سند 2030 جز این نبود و این در حالی است که هر کشوری به میزانی که ضعیف میشود به همان میزان باید تحمیلات بیشتری را بپذیرد.
در واقع فرماندهان ارشد سپاه در دیدار روز دوشنبه خود فهرستی از دغدغههای مهمی که در حوزه انقلاب، ارزشهای نظام و مردم دارند را مطرح کرده و پیامدهای برخی مواضع را بطور شفاف برای شخص رئیسجمهور محترم تشریح کردند. موضع رئیسجمهور در این دیدار ابراز قدردانی از مطالب بوده و این از توئیت آقای حسامالدین آشنا مشاور فرهنگی رئیسجمهور فهمیده میشود آنجا که او با اشاره به جلسه فرمانده سپاه با رئیسجمهور نوشت این یک مسیر است. سپاه طبعاً در رابطه با وظایفی که براساس قانون اساسی برعهده دارد به غیر از به صدا درآوردن زنگها، اقدامات اساسی را برای رفع دغدغهها دنبال میکند و این همان چیزی است که از سپاه یک موجود ویژه ساخته است موجودی که وقتی با لبه امنیتی وارد ماجرا میشود پیچیدهترین توطئههای امنیتی- آنگونه که در سالهای 59 و 60 وجود داشت- را خنثی میکند و زمانی که با شرایط بسیار پیچیده امنیتی منطقهای مواجه میگردد، آنگونه که در 7 سال اخیر مواجه شد، با موفقیت بیرون میآید بهگونهای که امروز در جایجای منطقه، واژه امنیت با نامهای سپاه و سردار سلیمانی شناخته میشود و این حکایت سپاه در هر صحنهای است که ورود میکند و از این رو هر دولت در منطقه خود را نیازمند موجودی مثل یا شبیه سپاه پاسداران میداند.
عمل به توصیهها و دغدغههای فرماندهان ارشد سپاه که در جلسه دوشنبه بیان شده است، دولت را تقویت میکند و به آن اعتبار تازهای میدهد از این رو با توجه به شناخت عمیق و دیرپای آقای روحانی نسبت به سپاه انتظار میرود تحولی در همه آنچه طی یکی- دو سال اخیر در ادبیات و بعضاً رفتار دولت شاهد بودهایم پدید آید.
سعدالله زارعی