به گزارش پایگاه عدالت خواهان"به نقل از نگاه آزاد، گویند در روزگاران قدیم حاکمی بیگانه بر سرزمین مادری چیره گشت. پس از سالها زمامداری و دادن وعدههای بس پوچ، اعتراض مردم بهسبب بیلیاقتی وی بلند گشت.
حاکم را وزیری زیرک بود. روزی او را بگفت که تدبیری بیاندیشد که از اعتراض و نارضایتی این مردم او را برهاند. وزیر نیز اطاعت امر کرد و چند روزی را فرصت گرفت تا تدبیری چاره کند ...
بعد از مدتی با طوماری از قوانین نزد حاکم بازگشت، طوماری با مضامین مختلف، اما ... اما در این طومار سوت زدن به شدت نهی و جرمی نابخشودنی و خطایی سیاسی معرفی گشت. حاکم از کار وزیر بسی معتجب گشت، اما وزیر حاکم را به صبر دعوت کرد و سپس طومار را به جارچیان بداد تا مردم را آگاه کنند.
مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است، این طبیعیست که حاکم بر سر وعدههای خود و زندگی مردم نباشد اما منع سوت زدن دیگر ظلمی آشکار است... زین پس مردم از فرط اعتراض به سوت زدن مشغول گشتند، عدهای در خفا سوت میزدند و این کارشان را اعتراضی به حکومت قلمداد میکردند، عده نیز جلساتی زیرزمینی برپا میکردند و شروع به سوت زدن و گروپ سوت میکردند، عدهای که در اوج مرتبه روشن فکری قرار داشتند سوتهای متنوعی از جمله سوت بلبلی میزدند... تا بدین طریق نهضت اعتراضات پابرجا بماند. از آن طرف هم نگهبانان اگر کسی را میدیدند که لبانشان حالت غنچه میشود را سریع میگرفتند و به جرم سوت زنی دستگیر میکردند...
بعد از مدتی دیگر کسی وعدههای سر خرمن حاکم را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از آخرین حق بدیهی خویش دفاع کنند و حاکم و وزیر شادمان شدند از اینکه چه زیرکانه مردم را غرق در آوای سوتشان کردند ...
خب چکار داری عزیز من ... کنسرتت را برو ... سوتت را بزن انگار نه انگار که تحریمها رفع نشدهاند، یا نیازهای جوانان برطرف نشده است، از دانشجویانی که درگیر سنوات شدند و انبوهی از وعدههای انتخاباتی هنوز که هنوز است پابرجاست .... از 100 روزی که هزار روز شد ... و هزار حرف دیگر ... اما به عین شاهد آن هستیم که اهمیت مسئله کنسرت، از اشتغال جوانان هم فراتر رفته است و دیگر تریبون عمومی خود را دارد.... عدهای دو سر یک قیچی شدهاند، یکی میگوید نه! برگزار نکنید. دیگری میگوید بلی برگزار کنید و هزار حرف و حدیثی که در این میان است ... اما این وسط چه کسی باید از بیشتر شدن شکاف طبقاتی در جامعه سخن بگوید؟ آیا مسئله کنسرت مهمتر از این مشکلات است؟ بله دیگر ... وضو آمد و تیمم باطل شد. (درستتر: تیمم آمد و وضو باطل شد)