پنجشنبه , 30 بهمن 1404 - 08:34
به گزارش پایگاه عدالت خواهان"، تیم بسکتبال شهرداری گرگان بدون تردید یکی از پرطرفدارترین تیمهای بسکتبال کشور است که از نظر حضور هواداران در سالنهای ورزشی و در مسابقات بسکتبال شهرداری گرگان به خصوص در بازیهای خانگی، یک حضور بینظیر و قابل تحسین است.
از سوی دیگر تاریخ ریشهدار بسکتبال شهرداری گرگان، این تیم و این شهر را به پایتخت بسکتبال ایران تبدیل کرده به طوری که در سالهای نه چندان دور، حضور در تیم بسکتبال شهرداری گرگان برای بسیاری از بازیکنان یک فرصت مناسب برای دیده شدن و سکوی پرتابی برای بسیاری از بازیکنان دیروز و امروز محسوب میشده و میشود.
اما این روزها و این سالها تیم بسکتبال شهرداری گرگان درگیر حواشی شدیدی شده و بیمهریهایی از سوی افراد مختلف به این تیم میشود که حتی برخی از اهالی بسکتبال یا نمیدانند با این حواشی چه ضربهای به این تیم و تاریخ بسکتبال گرگان وارد میکنند و یا ناخواسته وارد اقیانوسی پرتلاطم شدند که بیرون آوردن این کشتی از آن به این سادگی نیست.
اوج چالشها و غمگینی برای تیم بسکتبال شهرداری گرگان و هواداران این تیم، ناکامی و شکست سنگین در فصل گذشته لیگ برتر بسکتبال بود که نتایج فوقالعاده ضعیف شهرداری گرگان، این تیم را در قعر جدول نگه داشت.
حمیدرضا کلاسنگیانی بازیکن سابق تیم بسکتبال شهرداری گرگان، عضو سابق تیم ملی، دوست قدیمی سرمربی فصل گذشته تیم بسکتبال شهرداری گرگان و مدیر فنی سابق این تیم است که در طول فصل گذشته از بسیاری اتفاقات پیرامون این تیم مطلع بوده و حتی خود نیز درگیر برخی اختلافات و حواشی این تیم شده و در نهایت از سمتش استعفا داد.
در همین راستا و با توجه به انتشار مصاحبه خبرگزاری فارس گلستان با سرمربی فصل گذشته تیم بسکتبال شهرداری گرگان و نام بردن از حمیدرضا کلاسنگیانی، بر آن شدیم تا گفتوگویی تفصیلی را با مدیر فنی سابق تیم بسکتبال شهرداری گرگان ترتیب داده که مشروح این گفتوگو از نظرتان میگذرد.
آقای کلاسنگیانی سلام خیلی متشکر که دعوت خبرگزاری فارس را قبول کردید؛ مصاحبهای روزهای گذشته با سرمربی تیم بسکتبال شهرداری گرگان انجام شد که نام شما در آن مصاحبه چندین بار ذکر شد؛ در ابتدا میخواستم اگر صحبتی در خصوص آن مصاحبه دارید بفرمائید چون در آن مصاحبه به گونهای سابقه مربیگری شما نیز به چالش کشیده شد.
من در رابطه با مربیگری خودم هیچ ادعایی ندارم و مصاحبهای را هم که آنروز با یکی دیگر از خبرگزاریها انجام دادم که باعث واکنش سرمربی تیم شد برای احساس وظیفه و دینی بود که به بسکتبال داشتم.
ضمن اینکه در کار مربیگری هم یک سری کارهایی را دنبال کردم و دورههایی را گذرانده و تجربیاتی را به دست آوردم.
من در سال 1387 مسئول استعدادیابی استان گلستان بودم که فکر میکنم 11 ماه فعالیت کردم و در این 11 ماه یک بازیکن به نام یاسین کلاسنگیانی به تیم ملی جوانان تحویل دادم و سروش بنیکریم هم که با بیمهری آقایان روبرو است را به بسکتبال گرگان معرفی کردم.
بعد از آن نیز چهار سال به عنوان مربی در کنار اسدالله کبیر در سوپر لیگ بسکتبال ایران بودم که دو بار مقام چهارم لیگ را از آن خود کردیم، مربی تیم دانشگاه آزاد گرگان بودم که در ایران مقام سوم را کسب کردیم و فعالیتهایی دیگری را انجام دادم و امروز هم هیچ ادعایی را ندارم.
ولی خطاب من به آقای ایزدپناه است که در مصاحبه با شما از من آنگونه نام برد و آنگونه در مورد من صحبت کرد این است که آقای ایزدپناه من مثل شما نیستم که زیر پای کسی را خالی کنم و مربی شود.
من در سال 1370 یادم است که چگونه بزرگان بسکتبال همانند اسدالله کبیر را کنار زدی تا بعدها خودت بتوانی مربی شود.
اگر امروز بسکتبال گرگان یک کشتی به گل نشسته است، همه اینها حاصل سیاستهای غلط و جاه طلبانه آقای ایزدپناه است که از سال 1370 بوجود آورد و همه زحمتکشان بسکتبال گرگان را یکی یکی کنار گذاشت و هر کسی که در بسکتبال میخواست قد علم کند یک زخمی از وی خورده است.
وی بازیکن بسیار بزرگی بوده ولی هیچگاه مربی و یا مدیر بزرگی نبوده است و اگر تا امروز اسمی از اسدالله کبیر باقی مانده برای این است که کبیر یک انسان کامل، بازیکنساز و انسانساز است و این خصیصه را ایزدپناه هیچگاه نداشته است.
وی در خصوص رزومه من صحبت کرد و لازم است بگویم که نداشتن یک رزومه بهتر از داشتن یک رزومه خراب است، آقای ایزدپناه شما که در لیگ برتر بسکتبال از مجموع 10 تیم هیچگاه از هفتم به بالاتر صعود نکردی و تیم را به دسته یک میبری هیچ جایگاهی در زیر سوال بردن رزومه دیگران ندارید.
آقای ایزدپناه در بخشی از صحبتهای خود از همدلی صحبت کردند و این در حالی است که هیچکدام از بزرگان بسکتبال در کنار ایشان نیستند دلیل آن هم این است که همه آنها از ایزدپناه زخم خوردهاند.
سوال این است که چرا همه بزرگان بسکتبال گرگان فصل گذشته در کنار تیم قطران کاوه گرگان بودند و جوانان کمتجربه اما صادق و پرتلاش را حمایت میکردند، دلیل کاملا روشن و واضح است که در این تیم صداقت و رفاقت موج میزد و همدلی را باید از بازیکنان، کادر فنی و اعضای تیم قطران کاوه یاد گرفت.
امروز جوانهای دیگری هستند و میتوانند مسئولیت سرمربیگری تیم شهرداری گرگان را قبول کنند و هرچه باشند از کاری که شما برای شهرداری گرگان کردهای بهتر است.
بسیاری از مربیان علاقه دارند به گرگان بیایند و برای شهرداری گرگان مربیگری کنند و در گذشته مربیانی بودند که با همین پولهای اندک آمدند و برای گرگان کار کردند.
آیا صالح مخدوم با تیم قطران کاوه گرگان بد عمل کرد، امروز این تیم با قدرت به لیگ برتر صعود کرد و این صعود با مربی جوان و بازیکنان بومی بود پس نشان میدهد جوانان امروز میتوانند کارهای بزرگ انجام دهند.
چند سالی است که همیشه اعداد و ارقام و قراردادهای بازیکنان کادر فنی تیم در یک ابهام و شرایط سوال برانگیز قرار دارد و برای فصل گذشته نیز چندین رقم متفاوت بیان شد، با توجه به مسئولیت شما در تیم و حتی در سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان، وضعیت بودجه تیم در ابتدا و طول فصل چگونه بود و به واقع تیم با چه بودجهای بسته شد؟
من کارمند شهرداری گرگان هستم و با اعداد و ارقام کاملا آشنا هستم و اعداد و ارقام هیچگاه دروغ نمیگویند و بار کج هم هیچگاه به مقصد نمیرسد و اسناد مالی هم در شهرداری گرگان موجود است.
شهرداری و شورای شهر گرگان کار خودشان را به نحو احسن انجام دادند و شهردار گرگان بیشتر از آن چیزی که در توانش بود برای بسکتبال گرگان توان مالی گذاشت و من فکر میکنم سرمربی شهرداری گرگان عدم لیاقت فنی خودش در بسکتبال را میخواهد به دیگران نسبت دهد.
من خاطرم نیست که یک بازی را آقای ایزدپناه باخته باشد و از مردم عذرخواهی کند و تقصیر باخت تیم را بر عهده بگیرد در حالی که این یک ویژگی مربیان بزرگ دنیا است.
قرارداد مجموع کادر فنی 165 میلیون تومان بوده، 80 میلیون تومان مبلغ قرارداد سرمربی، 22 میلیون تومان قرارداد علیرضا ایزدپناه(مربی) ، 22 میلیون تومان قرارداد آقای حسن طیبی(سرپرست)، قرارداد پزشک تیم 12 میلیون تومان، بدنساز تیم 20 میلیون تومان و سید زمان حسینی چون کارمند شهرداری بوده قرارداد نداشته و در غالب پاداش و اضافه کاری نزدیک به 20 میلیون تومان به وی پرداخت شده است.
اینکه گفته میشود تیم 700 میلیون تومان بودجه داشته صحیح نیست، در ابتدا مبلغ یک میلیارد تومان برای تیم بسکتبال شهرداری گرگان در شورا مصوب شد و هر ساله اینگونه بوده که بخشی از بودجه تیم برای بدهیهای سال گذشته اختصاص پیدا میکرده است.
در ادامه کار نیز یک میلیارد تومان دیگر برای تیم مصوب شد و تیم در طول فصل دو میلیارد تومان بودجه داشته است و هیچ صحبتی در خصوص تعیین سقف قرارداد برای بازیکن و یا ممنوعیت جذب بازیکن خارجی وجود نداشته است.
خاطرم است زمانی که قرار بود دو سال گذشته من سرمربی تیم شوم، شهردار گرگان به من گفت یک میلیارد تومان پول دارید و تیم را ببندید و برای آقای ایزدپناه نیز به طور قطع همین شرایط حاکم بوده و است.
نکته بعد این است که قرار نبود اینگونه تیم ببندیم و قرار بود بیشتر از بازیکنان گرگان مثل روهام کبیر، کامیار صادقزاده، سروش بنیکریم، سعید صالحی استفاده کنیم و دو بازیکن خوب داخلی و دو بازیکن خارجی بگیریم.
یک بحثی در ابتدا در شورا در خصوص بازیکنان خارجی مطرح شد اما بیشتر سیاست و رویکردهای رسانهای اعضای شورا بود و هیچوقت عملی نشد.
حتی این صحبت شد که جذب بازیکن خارجی خیلی کمهزینهتر از بازیکن ملی است و حتی از ابتدای فصل کادر فنی میتوانست بازیکن خارجی جذب کند و هیچ منعی وجود نداشت.
یک سری سیاست بازیهایی این میان انجام شد و شورا و شهرداری باهم درگیر بوده که کادر فنی در جذب بازیکن تعلل کرد و با آن شرایط تصمیم گرفتند نیم فصل بازیکن خارجی جذب نکنند و در نیم فصل دوم این بازیکنان خارجی را با هزینه کمتر جذب کنند اما باز هم تاکید میکنم که میتوانستند از ابتدای فصل بازیکن خارجی جذب کنند.
در هر صورت در ابتدا دو بازیکن خارجی برای تیم جذب شد و در میانه راه هر دو بازیکن از تیم جدا شدند، علت چه بود؟
انتخاب بازیکن خارجی آمریکایی اشتباه بود و هیچ کیفیتی نداشت، خوب تمرین نمیکردند و مجبور شدند با این بازیکن فسخ قرارداد کنند و بازیکن خارجی دوم خودش از تیم جدا شد.
دلیل جدا شدن این بازیکن از تیم این بود که میدید تیم خوب تمرین نمیکند و نتیجه نمیگیرد و باعث شده بود کارنامه عملکرد همین بازیکن خارجی هم پایین بیاید و این بازیکن نگران جذب شدنش در آینده در تیم دیگر بود چون هر تیمی بخواهد بازیکنی را به خدمت بگیرد به عملکردش در فصل گذشته و در تیم قبلی نگاه میکند.
این بازیکن برای خراب نشدن رزومه بازیاش از ایران رفت و اینکه گفته میشود هواداران این بازیکن را تهدید میکردند یک صحبتی نادرست و زایده خیال افراد است.
همش گفته میشود این بازیکن را تهدید میکردند، چه کسی تهدید میکرد، کدام هوادار میآید و بازیکن را تهدید کند و دلیل فنی من این است که این بازیکن خارجی نگران رزومهاش بوده و رفته است.
قرار بود در ادامه دو بازیکن خارجی دیگر به تیم اضافه شود، چرا این اتفاق نیافتاد؟
پول هم داشتند اما نخواستند که بازیکن خارجی بیاورند تا باختهای خودشان را با نبود بازیکن خارجی توجیه کنند و کسی که به کارش وارد نیست و به کارش علاقهای ندارد و در تمرینات تیمش درست حاضر نمیشود اگر 10 بازیکن خارجی هم داشته باشد نتیجه نخواهد گرفت.
در مباحث مطرح شده بیان شد چندین بار آقای ایزدپناه از شما درخواست کردند به واسطه ارتباط شما با نمایندگان مجلس شورای اسلامی تلاشی از جانب شما انجام شود تا بودجه تیم افزایش پیدا کند و شما هیچ تلاشی در این خصوص نکردید، نظر شما چیست؟
من از اینجا اعلام میکنم هیچ ارتباطی با هیچکدام از نمایندگان مجلس ندارم که ایشان بخواهد توپ را در زمین من بیاندازد که من برای تیم کاری انجام ندادم.
اصلا این موضوع ربطی به نماینده مجلس ندارد و بودجه ربطی به مدیر فنی تیم ندارد و طرح این مسائل به هیچ عنوان درست نیست.
روهام کبیر و کامیار صادقزاده دو بازیکنی بودند که فصلهای گذشته با تیم همکاری داشتند چه شد که این دو بازیکن از تیم جدا شدند و چرا با توجه به تصمیم ابتدایی برای جذب بازیکنان بومی این اتفاق نیافتاد؟
روهام به دلیل برخوردهای بدی که از جانب آقای ایزدپناه شد اصلا حاضر نشد که با شهرداری قرارداد امضا کند و حتی سر تمرینها هم نیامد و کامیار صادقزاده در تمرینات حاضر شد اما رفتارهای خوبی با وی نشد.
یک روز کامیار را در تمرین دیدم و گفتم کامیار چرا تمرین نمیکنی ناگهان بغض کرد و نیم ساعت باهم حرف زدیم و گفت که دیگر خسته شدم و نمیتوانم با تیم ادامه دهم و بعد از یک هفته به تیم قطران کاوه پیوست.
یاسین کلاسنگیانی هم گفتند که خودش نخواسته در کنار تیم باشد در حالی که من با یاسین صحبت کردم که گفت به هیچ عنوان درست نیست.
آقای ایزدپناه معتقد بودند که با قرارگیری شما به عنوان مدیر فنی تیم مخالف بودند، نظر شما در خصوص این اظهار نظر چیست؟
من میخواستم با تیم دوم شهرداری گرگان در لیگ دسته یک و دو همکاری کنم اما اصرار شدید آقای ایزدپناه این بود که من در تیم لیگ برتری شهرداری گرگان کنار خودش همکاری کنم و همان روز اول این شرط را گذاشتم که من به عنوان مدیر فنی میآیم و به عنوان کمک مربی در صندلی تیم نمینشینم و ایشان کارهای نبود که بخواهد بپذیرد و یا نپذیرد و مدیر تیم یعنی شهردار گرگان باید میپذیرفت که پذیرفت.
مدیر فنی تیم آقا بالاسر کسی نیست و ما آمده بودیم که یک کار جمعی انجام دهیم و من هم برای کمک به تیم آمدم و برای بسکتبال در این عرصه حاضر شدم.
من سه ماه با ایشان همراهی و همکاری کردم اما آقای ایزدپناه در این سه ماه هیچوقت درست در تمرینات حاضر نمیشد و حداقل با نیم ساعت تاخیر در تمرین تیم حاضر میشد و من در این مدت یک برگ کاغذ دست ایشان ندیدم که برنامهای برای تمرین آنروز داشته باشد و هیچ برنامهای برای آنروزش نداشت.
پیشبینی و دوراندیشی من نسبت به اینکه تیم چه آیندهای خواهد داشت این بود که اگر 10 بازیکن خارجی هم به این تیم میدادیم، ایزدپناه با این وضعیت نمیتوانست نتیجه بهتر از اینی که امروز ثبت شد را کسب کند و به همین ترتیب تصمیم گرفتم از مسئولیت کنار بروم تا آنکه شرمنده مردم شوم.
بیشتر حرکات، صحبتها و فعالیتهای ایزدپناه یک نمایش است؛ در کلاسهای آمادهسازی تیم شرکت نمیکرد، هفت بازی هم که در نیمکت تیم حضور نداشت، کدام مربی است که این ویژگی را داشته باشد.
در عرض این سه ماه هیچ مشورتی با من نمیشد و هیچ همفکری با هم نمیکردیم و تا قبل از اینکه آقای ایزدپناه قراردادش را با تیم امضاء کند چند جلسهای برگزار شد و بعد از امضاء قرارداد تمامی این جلسات به اتمام رسید.
هیچگاه به خاطر ندارم تیمی که هنوز تشکیل نشده فقط قرارداد کادر فنی را به فدراسیون ببرند و تصویب کنند.
کادر فنی تیم با ترکیب محمدمهدی ایزدپناه، حسن طیبی، علیرضا ایزدپناه، من و سیدزمان حسینی تشکیل شد و من و آقای حسینی چون کارمند شهرداری هستیم قراردادمان سفید بود ولی سه نفر دیگر دارای قرارداد با مبلغ مشخص بودند.
آقای ایزدپناه تاکید داشتند که عامل اصلی حضور شما در تیم ملی حمایتهای شدید ایشان از شما بوده، شما هم با این مطلب موافقید؟
من از شنیدن این حرف خندهام گرفت زیرا اگر شما بازیکنی باشی که یک دوره در تیم ملی قرار بگیری شاید این حرف درست باشد ولی من 10 دوره در تیم ملی بودهام.
هر کسی که به اردوهای تیم ملی دعوت میشود حتما لیاقتهایی را دارد و حتما لیاقتهایی را دارد که 10 دوره در تیم ملی میماند و من تنها یک دوره با آقای ایزدپناه در تیم ملی بودم و نکته بعدی این است که من نه قوم و خویش آقای ایزدپناه بودم و نه نسبتی با ایشان داشتم که بخواهد از من حمایت بکند و یا نکند.
آقای ایزدپناه اگر توان و قدرت نگهداری فردی در تیم ملی را داشت چرا اطرافیان و آشنایان و اقوام خود را که همه بسکتبالی هستند را نتوانست در تیم ملی به عضویت در آورده و آنها را حفظ کند.
حتی سال 1372 حق من بود که انتخاب شوم و من نفر سیزدهم خط خوردم و این در شرایطی بود که آقای کبیر سرمربی تیم ملی و آقای ایزدپناه کاپیتان تیم بود و چرا آن سال نتوانستند مرا در تیم نگه دارند.
چرا دو سال گذشته پس از استعفای آقای کبیر از سرمربیگری تیم شهرداری گرگان که پیشنهاد سرمربیگری به شما شد قبول نکردید؟
آقای شهردار یک مبلغی را به من گفتند و تاکید داشتند نمیتوانید بیشتر از این هزینه کنید و من دیدم که با آن مبلغ نمیتوانم تیمی را ببندم که به همه جا ببازد و این پیشنهاد را نپذیرفتم.
جالب اینجاست که یکی از افرادی که برای این تصمیم با او مشورت کردم آقای ایزدپناه بود و تاکید فراوان داشت که من این سمت را نپذیرم اما بعد خودش رفت و این مسئولیت را قبول کرد.
آینده بسکتبال گرگان را چگونه میبینید؟
ما با این وضعیت دیگر بسکتبالی نخواهیم داشت و فقط اسمی از بسکتبال برایمان باقی مانده و تیم شهرداری هم که در عمل به لیگ دسته یک سقوط کرده و حال فدراسیون برای کم بودن تعداد تیم در لیگ برتر، تیمی را به لیگ دسته یک نمیفرستد.
از سال 1370 که آقای کبیر از گرگان رفت ما درک نمیکردیم که رفتن آدمهای بزرگ چه ضربهای به یک مجموعه میزند و وجود یک آدمهایی که فقط اسم بزرگ دارند چقدر میتواند برای آن مجموعه مضر باشد.
بزرگی را هر فرد باید در عمل نشان دهد و تنها با حرف زدن بزرگی ایجاد نمیشود و مخصوصا در ورزش که به نظر من یک جایی است که شما باید بلافاصله جوابگوی مخاطبان و مردم باشید.
بسکتبال رشتهای است که باید به مردم پاسخگو بود و به نظر من از سال 1370 سقوط ما در بسکتبال شروع شد و هر چقدر تلاش کردیم که وضعیت بهتر شود اما امروز به اینجا رسیدیم که تیم بسکتبال شهرداری گرگان سقوط کرده است.
ایزدپناه بازیکن خیلی بزرگی بود ولی هیچگاه مربی و مدیر بزرگی نبود.
تشکر از همراهی شما آیا نکته نگفتهای وجود دارد؟
واقعیت همیشه تلخ است و من در زمانی این نوع انتقادات را نسبت به آقای کبیر هم داشتم اما هیچگاه نگفت تو میخواهی مرا تخریب کنی و امروز آقای کبیر یکی از بهترین مشاوران و بهترین دوستان و پیشکسوت عزیز من است.
زمانی که من نکات غیرواقعی را در بسکتبال میبینم وظیفه دارم تا حقایق را بیان کنم و اگر امثال من حرف نزنند چه کسی باید صحبت کند.
ایزدپناه اگر به اندازه قرارداد خودش هم پول در اختیارش قرار دهند تیم را به هر طریقی میبندد و در لیگ شرکت میکند زیرا هدف چیز دیگری است.
من یک توصیهای به آقای ایزدپناه دارم، مربی که تیمش میبازد و نتیجه نمیگیرد و بعد از 60 سال بسکتبال یک شهر را به سقوط میکشاند بهتر است اینقدر مصاحبه نکند تا در نگاه مخاطبان بسکتبال سنگینتر جلوه کند و ایشان به جای آنکه اینقدر مصاحبه کند ذرهای به معلومات بسکتبال خودش اضافه کند و ذرهای دنبال این باشد که از نظر فنی خودش را بالا بکشد.
بازیکن بزرگ بودن دلیل نمیشود بتوانی مربی بزرگی هم باشی، شما باید ثابت کنی مربی بزرگی هستی و این میسر نمیشود جز با کسب علم دانش و عملکرد خوب.
عیار شما زمانی مشخص شد، وقتی آقای کبیر چهار سال نبود شما هیچ پیشنهادی از هیچ تیمی نداشتی و این خودش نشان دهنده این است که در بسکتبال گرگان در عرصه مربیگری در چه سطحی هستی و کجا قرار داری. /فارس