حمید فراهانی راد:
سلام... دیشب، شب عجیبی بود! البته امروز هم... مدام پیامک و تلفن که چرا تی وی پلاس واکنشی نشان نمی دهد؟! آخر یک سوال؟ ما الان چه واکنشی می توانیم نسبت به انتشار یک عکس زننده و عجیب داشته باشیم؟ داشتم رسانه ها را می خواندم که با یک تیتر عجیب روبرو شدم! «انقلاب در دنیای سلبریتی ها!» چه تحلیل قشنگ و به جایی... شخصا تا امروز و در هیچ جای دنیا با چنین فاجعه و پدیده ای روبرو نشده بودم! حتی در بین چهره های مطرح دنیا که خیلی وقت ها می بینیم بی پرده و دریده از خصوصی ترین مسائل زندگیشان رونمایی می کنند هم همچین چیزی ندیده بودم!
آزاده نامداری با انتشار یک عکس در صفحه اینستاگرامش مدعی شد «فرزاد حسنی در دوران ازدواج کوتاه مدتش با او، با مشت زیر چشم او کوبیده است!» ما اصلا کاری به راست یا دروغ بودن این کار نداریم، (هر چند در تماس تلفنی که امروز صبح با فرزاد حسنی داشتم این موضوع را به شدت تکذیب کرد)، اما چند سوال از خانم نامداری دارم که امیدوارم مثل بار گذشته پاسخ آنها را از همین رسانه و جلوی دوربین تی وی پلاس به ما بدهند تا این داستان که به دست خودشان رونمایی شده است برای افکار عمومی هم روشن شود. خانم نامداری... این بار دیگر باید پاسخ خیل عظیم مردم را بدهید... شما دیگر مسئولید...
1- خانم نامداری... مگر نه اینکه من و شما در جشنواره فیلم فجر و در لابی مرکز همایش های برج میلاد با هم حرف زدیم و شما گفتید چرا دست از سر من برنمی دارید؟ مگر نه اینکه شما گفتید نمی خواستید بعد از جدایی تان از فرزاد حسنی حاشیه درست کنید و جنجال به پا شود؟ پس چرا این بازی را با دست خودتان شروع کردید؟ ببخشید... دوباره شروع کردید... آن از مصاحبه بلند و بالایتان با روزنامه صبا که برای اولین بار در آن، خبر جدایی تان از فرزاد حسنی را به صورت رسانه ای اعلام کردید و بعد از آن هم انواع و انحاء مصاحبه ها با مجلات و روزنامه های رنگ و وارنگ که در همه شان به این موضوع دامن زدید و این آخری روزنامه وطن امروز که بعد از چند ماه از جدایی تان باز هم ناگفته های زندگی خصوصی تان با فرزاد حسنی را به زبان آوردید! این هم از انتشار عکس خصوصی تان در اینستاگرام که با وجود گذشت یک سال از طلاق تان پخشش کردید! بعد چگونه می شود که می گویید دست از سر من بردارید و من دنبال حاشیه و جنجال نیستم؟! چطور می شود که با گذشت این همه مدت از جدایی تان فرزاد حسنی هنوز هیچ حرفی درباره این اتفاق نزده است؟ خانم نامداری... مگر نیستند بازیگران و چهره هایی که به مراتب از شما مشهورترند و طی سال گذشته از همسرانشان طلاق گرفته اند اما هیچ حرفی از این اتفاق را در رسانه ها انعکاس نداده اند؟! پس معلوم است شما دنبال هدف خاصی از پس این مسئله می گردید که بعد از گذشت این همه مدت هنوز هم بی خیال نمی شوید!
2- بارها و بارها در صفحه ی شخصی تان عکس و مطلبی را منتشر کرده اید و بعد از چند دقیقه یا چند روز اقدام به پاک کردن آنها کرده اید! لطفا دلیل تان برای بازی با افکار عمومی و اینکه چرا روی حرف و اعتقادتان محکم نیستید را به ما هم بگویید! مثل اینکه عادت دارید موجی جنجالی ایجاد کنید و بعد زیر همه چیز بزنید و از مردم بخواهید دیگر راجع به آن اتفاق چیزی نگویند! انگار که شتر دیدی، ندیدی!
3- خانم نامداری... مگر نه اینکه جنابعالی سال هاست با پوشش چادر روی آنتن تلویزیون ظاهر می شوید؟ پس چطور ممکن است یک زن چادری عکسی منتشر کند که هم گردن، هم گوش، هم گوشواره و هم بخشی از موهایش هویدا باشد؟! لطفا جواب این سوال را هم به ما بدهید...
4- خانم نامداری... مگر آنتن تلویزیون چقدر ارزش دارد که بابت آن به هر ریسمانی چنگ می زنید؟ (البته که چند وقت پیش در مصاحبه تان گفته بودید هیچ چیز جز اجرا کردن برایتان مهم نیست! حتی همسر!) اصلا ممنوع الکاری شما در تلویزیون چه ربطی به فرزاد حسنی دارد؟ مگر ایشان رئیس صداوسیما یا رئیس حراست این سازمان عریض و طویل است که بتواند شما را ممنوع التصویر کند که زیر آن عکس نوشته اید ایشان این کار را کرده؟ مگر صداوسیما مدیر یا مقام مسئول ندارد که فرزاد حسنی برای آنجا تصمیم بگیرد؟ جالب آنکه اظهار تاسف هم کرده اید که چطور مدیران صداوسیما آنتن رادیو را در اختیار این آدم قرار داده اند! جالب است که آدم ها چقدر راحت به خودشان اجازه می دهند برای صداوسیمای یک مملکت تصمیم بگیرند! به نظرتان بهتر نیست دلیل ممنوع الکاری تان در تلویزیون را از طریق مراجع قانونی یا حراست صداوسیما پیگیری کنید تا گردن فرزاد حسنی بیندازید؟
5- خانم نامداری... مگر نه اینکه موضوع و محتوای برنامه «خانومی که شما باشی» به تصویر کشیدن زنان صبور، مستحکم ایرانیست؟ زنی که شاید در زندگی اش لحظات به شدت سخت تر و نابودکننده تری به نسبت شما تحمل کرده است اما برای حفظ آبروی زندگی و خانواده اش لام تا کام حرف نزده... پس چگونه می شود مجری و تهیه کننده این برنامه که اتفاقا «شما باشی»، اینقدر بی تاب است و در طول یک سال بارها و بارها از خصوصی ترین اتفاقات زندگی اش پرده برداری کرده و در رسانه های عمومی اطلاع رسانی هم کرده است...
6- خانم نامداری... قبول دارید که مرهون و مدیون تلویزیون و مدیرانش هستید که با میدان دادن به شما مجالی برای به شهرت رسیدنتان شدند؟ مگر نه اینکه مشهور شدن مکملی به نام «جنبه» داشتن هم نیاز دارد؟ مگر نیستند زن و شوهرهایی که در همین شهر و کشور مسائل و اختلافاتی مثل شما و فرزاد حسنی داشته اند؟ پس چرا جدایی و مسائل خصوصی آنها مثل شما این همه بازتاب نداشته است؟ کاملا مشخص است... چون آنها نه فرزاد حسنی هستند، نه آزاده نامداری. چون آنها را کسی نمی شناسد که بخواهد بازتاب داشته باشد... خانم نامداری... می دانید که انتشار آن عکس خصوصی چه بازتاب هایی در رسانه ها داشته و دارد؟ می دانید که این عکس بارها و بارها در رسانه های بیگانه و شبکه های ماهواره ای بازتاب خواهد داشت و مایه سرافکندگی جامعه هنر و تلویزیونی خواهد شد که روزی به شما مجوز حضور روی آنتن میلیونی اش را داده؟ خانم نامداری... چگونه است که شما اینقدر بی محابا و خطرناک از شهرتتان برای پیش بردن اهداف خود و خراب کردن چهره همسر سابق تان استفاده می کنید؟ به نظرتان بعد از گذشت یک سال و اندی بهتر نیست رسانه ها و مردم را از کابوس جدایی خبرسازتان رها کنید و بیشتر از این فریاد نکشید؟
7- خانم نامداری... من مدام نگرانم... نگران اینکه نکند فردا روزی دوباره عکسی از زندگی خصوصی تان با فرزاد حسنی را منتشر کنید و دوباره یک داستان جدید... دوباره یک جنجال تازه... من نمی دانم وقت گزینش افراد برای اجرا در تلویزیون، چه ممیزی هایی وجود دارد، اما می دانم در یک سال گذشته بدجور روی اعصاب مدیران تلویزیون راه رفته اید، آنقدر که صبح تا شب خودشان را برای روی آنتن فرستادن شما به عنوان یک مجری زن و کسی که قرار است الگوی میلیون زن و دختر ایرانی باشد سرزنش می کنند... می شه یه خواهش کنم؟ اگر برایتان مقدور است، به این بازی پایان دهید... خیلی ممنون که منت گذاشتید و آن فایل های صوتی را که دیشب به رخ فرزاد حسنی کشیدید منتشر نکردید! واقعا دست مریزاد که هنوز در چنته تان نگه داشته اید که اگر باز هم با پخش مستندتان مخالف شد، آثار جدیدی رو کنید...
8- خانم نامداری... این متن نه توهین است به شما و نه هیچ چیز دیگر... اگر دوست داشتید تی وی پلاس حاضر است به عنوان یک رسانه ی بی طرف حرف ها و پاسخ های شما را مثل گذشته بی کم و کاست و سانسور منتشر کند. هر چند فرزاد حسنی را فعلا نتوانسته ایم برای مصاحبه درباره این اتفاق راضی کنیم، اما قولش را گرفته ایم که در همین چند روز آینده جلوی دوربین هایمان دعوتش کنیم... شاید قشنگ نباشد بگویم، اما فرزاد حسنی هم گویا مدارک عجیبی دارد که هنوز رو نکرده است!
مجید
وقتی دعوا میشه حالا هر دعوایی فرقی نداره اون طرفی که زورش کمتره به خاطر اسیب های بیشتر ممکن به سیم آخر بزنه و هر کاری ازش سر بزنه . وقتی آقای حسنی با استفاده از نفوذش از طریق رسانه ملی یه گرده همایی خانوادگی ترتیب میده و خانوادش رو به رخ رقیب می کشه در صورتیکه رقیبش تو یه روزنامه محلی هم توانایی این کاررو نداره باید منتظر این اتفاقات و بدتر از این هم بود .باید ازمسئولین رسانه ملی پرسید اونا چرا اجازه پخش چنین برنامه ای را دادند .به نظر من باید هردو طرف رو یه مدت از کار بیکار کرد و دستگه قضایی تکلیفشون رو کاملا روشن کنه تا همه چی تموم بشه .
نرگسی
واقعا مسخره ست. مملکت ما رو. عده ای برا سر زبون افتادن چه کارها که نمیکنن
رویا
آغا شما چرا شدی کاسه ی داغ تر از آش؟ والا همین آدمهایی مثل شما ها زندگی این دوتا رو به میدان جنگ تبدیل کردن.اصلا به شما چه! مگه آقای حسنی خودشون زبون ندارند که شما شدین وکیل وصی شون.والا دخالت هم حدی داره.