ماجرا از این قرار است که عرفان ساوری جوان دانشجوی بالاجاده ای به همراه دوستانش برای گشت و گذار به جنگلی نزدیک روستا می رود.
باد شدیدی شروع به وزیدن کرد و هلهلۀ عجیبی در میان درختان بر پا شد. آنها خارج شدن از جنگل را برای پرهیز از مواجه شدن با حوادث احتمالی به ماندن ترجیح دادند و اقدام به خروج از جنگل نمودند.
قبل از آنکه از جنگل خارج شوند سرعت وزش باد به طرز قابل ملاحظه ای افزایش یافت و استرس و اضطراب بر فضا حاکم شد. صدای زوزۀ باد و برخورد سر شاخه های درختان با یکدیگر خبر از حادثه ای تلخ می داد.
آری، صدای سهمگین و ناهنجار باد، رقص بی وقفۀ درختان را با شکستن درختی تنومند و پوسیده همراه کرد و قبل از آنکه پیکر بی جان درخت بر سینۀ زمین آرام گیرد، سیلی سختی بر قامت رشید عرفان، جوان بالاجاده ای فرود آورد.
برخورد شاخه های بی رحم و خشن درخت پوسیده بر سر و صورت و اندام عرفان، او را به کما برد و بیش از یک هفته میهمان بیمارستان کرد.

در روزهایی که هیچ کس امیدی به بازگشت دوبارۀ عرفان به زندگی نداشت و خانواده و بستگان را دست به دعا و تضرّع در پشت درهای بیمارستان، تا مرز مواجهه با داغی مهلک و مصیبتی عظیم رسانده بود، مشیت الهی رای به تولد دوبارۀ او داد و پس از 3 روز اغما، علائم امید بخش حیاتی، بارقۀ امید را در چشمان خانواده برای باز پس گیری وی پدیدار ساخت.
روزهای هم آغوشی عرفان با تخت بیمارستان یکی پس از دیگری سپری شد و تلاش شبانه روزی پزشکان بیمارستان 5 آذر گرگان، برای مداوای سر و صورت و جراحی کتف، پس از 8 روز او را به آغوش خانواده بازگرداند و کابوسی وحشتناکی از آسمان زندگی عرفان رخت بر بست.
حکایت عرفان و امثال او حکایت جدیدی نیست. چه بسا انسان هایی که به واسطۀ حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله، آتش سوزی، طوفان و ... در نقاط مختلف کرۀ خاکی، برای همیشه اسیر مصائب حاصل از جراحات سنگین، نقص عضو و حتی خداحافظی با دنیای مادی می شوند. اما مطلبی که در خور تامل و نیازمند توجه جدی است، درخت پوسیده ای است که در مسیر عبور همه روزۀ دهها انسان و ساکنان مناطق حاشیۀ جنگل جا خوش کرده و مسئولین طرحهای جنگلداری نیز از توجه به آن غافل هستند.
در حالی که یکی از اصلی ترین وظایف جنگلبانان، حفاظت از اکوسیستم جنگل در برابر تهاجم غارتگران و به تبع آن شناسایی درختانی است که به واسطۀ کهنسالی، پوسیدگی و تراکم بالا، بروز خطرات احتمالی را افزایش می دهند؛ اما در سالهای اخیر، سوء مدیریت و نظارت ناکافی سبب تاراج جنگل ها و قطع درختان سالم، تنومند و جوان در قالب طرحهای جنگلداری شده است که آخرین نمونۀ آن در جنگل کارکنده بندرگز تاسف هر شنونده و ناظری را به دنبال داشته است.
بی توجهی در شناسایی درختان پوسیده و کهنسال که می تواند هر لحظه حیات جنگل ها و جان انسان ها را در مواقع بروز حوادث احتمالی تهدید نماید و در نقطۀ مقابل، قطع درختان سالم و بی عیب و نقص، دلیلی جز عدم تخصص و ضعف عملکرد و نظارت مسئولان ذیربط نداشته و شایسته است حفظ سرمایه های ملی و منابع طبیعی که همواره مورد تاکید اسلام و از دغدغه های مقام معظم رهبری تلقی می شود، با حساسیت بیشتری پیگیری شود.
اسماعیل البرزی- خبرنگار عدالتخواهان گلستان
بهرامی
به این مسئولین بگویید میز و صندلی رو رها کنند و یک سرس به جنگل ها بزنند. داخل جنگل ها خبری از دخت نیست. همه را غارت کرده اند. این وضع ادامه داشته باشد 10 سال دیگر باید داخل جنگل دنبال سایه بگردی