به گزارش پایگاه عدالت خواهان"حمید فرشید نیا با ارسال یاداشتی به این پایگاه نوشت:قبل از ورود به بحث اصلی ذکر مقدمه ای لازم است و واجب.اول اینکه نقد به منزله نفی نیست که اگر نفی هم در قالب قانون ودر ساحت رسانه وبارعایت حریمها وحرمت باشد محترم است ومغتنم.دورکیم درتحلیل کژکاردی هابراین نکته تاکید داشت که این پدیده ها ازسویی شمه ای از جامعه آینده رانشان میدهد وازسویی حکم سوپاپ بخار جامعه را دارد وجامعه را ازانفجار نجات میدهد.درحقیقت ازفروپاشی اجتماعی و فساد پنهان که جامعه را از درون متلاشی میکند حفظ میکند وزمینه رابرای نقد منصفانه مهیامیکند لذا نفی هم بخشی از نظام عالم است چنانکه سیاهی درکنار سفیدی٬شب درکنار روز٬مرگ در کنار زندگی معنی دهنده به عالم اند وباعث حرکت وجهت هستی اند.نقد نیز ازاین قاعده مستثنی نیست وبه مانند حرس باغ است که منتقد اجتماعی به سراغ اجتماع میرود ودرقالب پژوهش به تبیین مشکلات وبررسی آسیبها ونقد نابسامانیها واحتمالاقدرت می پردازد.
البته منتقد منصف باید نیش ونوش راباهم ببیند و ازجاده انصاف خارج نشود ودر تحلیل پدیده ها دچار حصرگرایی روشی نشود واحتمالا دیدگاه شخصی یامرام سیاسی خود را در پژوهش راه ندهد واین همان حکمی بودن نظام افرینش است که عالم را زیبامیبیند وسیر کثرت به وحدت که مولانا سروده:عاشقم برلطف وبر قهرش به جد/ای عجب من عاشق این هردوضد!
بااین مقدمه به سراغ تعبیربعدی دورکیم می رویم تابه بازشدن موضوع کمک کند.دورکیم به تبیین دونوع جامعه پرداخت جامعه سنتی قدیم وطبیعتاجامعه جدید-که سن سیمون و کنت نیز پرداخته بودند-در این تقسیم بندی دورکیم دونوع عنوان برای هریک ذکر میکند.جامعه میکانیکال وجامعه ارگانیکال.درجامعه اولی وحدت ونوعی مرکز محوری وجود دارد درحالیکه در جامعه دوم نوعی مرکز گریزی و تکثر راشاهدیم.
در عصر مدرن که نظام شهری براساس قواعد مدرنیته شکل میگیرد وچنانچه آقای پایین محلی درمقاله خود عنوان نمود توسعه ادامه مدرنیته است که به بسط تجدد میپردازد نوعی مدیریت شکل میگیرد که میتوان ان را مرکز محور نامید (ازنوع کلاسیک وحتی مدرن) نظیراین مرکز محوری را درقدیم در شهربانی میدیدیم که به دنبال یک نظم مکانیکی بودند اما با بروز بر وکراسی وسیستم اداری نوعی تخصص درجامعه جدید به وجود می اید که به نوعی میتوان آن رامرکز گریز خواند اگر چه مدیریت کلان ان مرکزی است.با شکل گیری شهرداریها وتخصصی شدن انها درنظام شهرداری انتظاری ازانان در طبقه متوسط جامعه که قاطبه نظام شهری را تشکیل میدهند شکل میگیرد که عمدتا درحوزه شهرسازی ومدیریت شهری وتوسعه شهری و حتی فعالیتهای فرهنگی راشامل میشود.
شهرداریها به عنوان یک بخشی از نظام بروکراسی جدید مرکز گریزند که ویژگی عصر جدید را دارند وتخصص گرا وبه عنوان مدیریت واحد شهری در امور مذکور مرکز محورند.پس کارکرد دو گانه وبعضا متضادی را میتواند درماهیت وساختار شهرداریها دید والبته وضعیت کاریکاتوری سیستم اداری وبروکراسی را هم باید دراین وضعیت تاریخی لحاظ کرد.چنانچه درغرب سیستم اداره میکند اما دراینجا فرد زمام سیستم را دردست دارد وباوجود ساختارهای جدید نوع مدیریت هنوز علمی نیست ونوعی انحصار تصمیم گیری وتصمیم سازی در نظامهای اداری وبه خصوص شهرداریها وجود دارد که با وجود غیر دولتی بودن مسائل جدیدی را ایجاد میکند.
پس بروکراسی درایران به جای تسهیل درامور خود به مانعی برای خدمت رسانی میشود ونیازبه اصلاحات وبانگری دارد.
بااین مقدمه به شهرداری جلین خواهیم پرداخت که عملکرد ومدیریتش براساس چه مدلی است وچه کار کردی دارد وطبیعتا چه انتظارات واحتمالاچه انتقادتی برمجموعه زحمتکش شهرداری شهرمان وارد است.
شهرداری چنانکه ازنام ان پیداست برای مدیریت شهراست والبته بیشتر درایران وشهرهایی که ازعمر شهری شدنشان مدت زمان زیادی نمی گذرد باحوزه عمرانی درگیرند درحالیکه درنظام شهری باید بابرنامه ریزی شهری وفرهنگی وتدوین سیاست توسعه شهری حدود وصغور ظرفیتها٬امکانات ومحدودیت ها وتهدید هاراشناسایی کرد ودر مدیریت شهری لحاظ نمود.به عبارتی درمدیریت شهری باید به ترسیم چشم انداز وافق پرداخت ویک نقشه راه داشت تا عوامل تهدید کننده وشاخصهای تقویت کننده وتحدید کننده راشناخت ودر راستای تحقق افق مطلوب حرکت کرد.
آنچه در جلین گذشت بیانگراین بود که زحمات وتلاشها چه در شورای قبل وچه درشورای کنونی وطبیعتا درعملکرد شهری شهرداری باوجود تلاشهای غیرقابل انکارفاقد این الگو گذاری ومسیر ومصیر بوده ایم.به عبارتی ریل گذاری نشده که به قول آقای پایین محلی این قطار به مسیر مشخص شده ادامه بیابد بلکه شاهد نوعی روزمرگی و کارهای روتین شهری بوده ایم که بااین شرایط به هیچ عنوان نمیتوان به پیاده سازی طرح های بزرگ اندیشید وان هارامحقق کرد چراکه به مانند انیمیشنهای کودک باید زیر لوکومتیو ریل سیاربگذاریم وبعد دوباره ریل رابرگردانیم ویک وقت بااین وضعیت سراز دره دراوردیم یا دورخودمان به مانند قطارشهربازی دور زدیم!!!!!
وبر درتحلیل اینده گفته بود نظام اداری قفس اهنینی است که دراینده تبدیل به جهنم خواهد شد....بیشک بروکراسی اداری باید هدفش را در ایجاد تسهیل امور شهری اعم ازعمرانی تاخدمات عمومی راشامل شود واین امر میسرنمیشود جزباسیاست گذاری در داخل برای کارکنان ونظارت برعملکرد انها وطبیعتا تدوین برنامه ریزی شهری جهت توسعه شهری وشهرسازی.به عبارتی دیگر ازسویی باید به امور شهری پرداخت وازسویی به رعایت اخلاق اداری ونهادینه سازی فرهنگ سازمانی چه با مرجوعین چه درداخل.
نقشه راه یا برنامه تدوین سیاست توسعه شهری تضمین کننده موفقیت نیست اما شرط لازم هست.درشهرداری جلین درحالیکه واحد عمرانی شهرداری بابرخی از ساخت وسازهابرخورد میکنداما با عده ای دیگر برخوددشایسته نمیشود.این مقوله در داخل شهرداری جلین قابل تعمیم به بخشهایی دیگر نیز هست چنانکه برخی کارکنان بامردم ومرجوعین برخود شایسته نمیکنند ومدیریت شهری باید بانظارت وبرگزاری کلاسهای آموزشی اداری شیوه اخلاق اداری را نهادینه کند وکارکنان بایدبااموزش تکریم ارباب رجوع به تغییر رفتاری بپردازند.این مقوله درداخل شهرداری ازرابطه بین کارکنان تا مدیریت شهری باکارکنان رانیز شامل میشود به نحوی که نباید درداخل سیستم شاهد سیاسی کار دربرخورد باکارکنان ویا تصمیمات سیاسی شود.
نباید کارمندی درشهرداری برای خود حیات خلوت درست کند ویا حق وتو قائل شود واین تصوردرذهن برخی ایجاد شود که او دارد قانون را دورمیزند ومدیریت شهری نیز ساکت وصامت است!مدیریت شهری در شهرهای کوچک به دلیل عدم بستربرای برخی مقولات با مشکلاتی مواجه است که لازمه برطرف کردن موانع ایجاد ارتباطات اجتماعی ودراصطلاح سرمایه اجتماعی است تااگر درجایی وزمانی برخی عوامل عاملی برای محدودیت سازی تصمیمات شهری شدند یا تهدیدی برای پیاده سازی طرح ها قلمداد گردند با عزم عمومی سد هاراشکست وبه تحقق هدف همت گماشت.کافیست برای یکبار آنهم نه پیاده بلکه باماشین یاهرنوع وسیله نقلیه دیگر مثل دوچرخه گردشی دوساعته درشهر جلین داشته باشی تابا مسائل کثیری درشهر روبرو شوی که شاید از دفتر شهرداری قابل رویت ویا پیگری نباشد.مدیریت میدانی وعملیاتی در مدیریت شهری بسیارمهم است چنانکه در فاجعه پلاسکو قالیباف حضور آنی داشت واین یعنی عملگرایی.کت و شلوارشیک داشتن برای هرفردی من جمله شهردارخوب است اما نه درهمه جاو همه وقت.البته کسی ازشهردار انتظار شق القمر ندارد اما مدیرت جهادی یعنی حضور حدااکثری در شهری که انتظار مردمش چندان دوراز منطق نیست.
کافیست دوری درشهربزنیم تاببینیم چراغهایی که خاموش اند وتیربرقهایی که وسط خیابان به ماایست میدهند و سطل زباله هایی که تکلیفشان معلوم نیست و ...تا عدم شفاف سازی در ارائه گزارش عملکرد ٬عدم ارایه بیلان کاری ٬خلا فضای پاسخگویی به مطالبات مردم٬نداشتن رسانه ای جهت اطلاع رسانی ازاقدامات و...باترسیم چنین فضایی ازمدیر یت شهری باید گفت شاهد چندین تئوری در نوع مدیریتی هستیم که به اقتضای شرایط لحاظ می شود.از مرکز گرایی میشود در نظر گرفت (centralism)تا مرکز زدایی که در تضاداولیست (decenttralizونتیجه این تناقض ation)مدلی به تئوری بی نظمی منتج میشودکه به قول فرنگیها
(Chaos Theory)اما بااین مدل نمیتوان در مدیربت شهری موفق بود چون مدلی است سلبی ودفعی که بر ای هدفی دیگر طراحی میشودلذا درسطح کلان سیاسی واستراتژی انتخاباتی یا در برخی حوزه ها چون فیزیک و...قابل اجراست!سخن به درزاکشیده شد وشاید به جاباشد پیشنهادی ایجابی نیز به دوستان درشهرداری بدهیم تا این نوشتار راصرف نقد ندانند که هر تماشاگر نقاشی به حق نمیتواند نقاش خوبی هم باشد.استفاده از ظرفیت نخبگان شهر وتغییر مدیربت رفتاری ورفتار مدیریتی که منجربه ایجاد فضای الیتیستی(نخبگانی) شود راه رابرای توسعه پایدار باز ومسیر راروشن میکند درغیراینصورت به قول معروف تا آش همین است وکاسه همین کاسه٬ بخاری از این دیگ برای پخته شدن برنامه های مهم وبلند وضروری بلند نخواهد ش
ابرهیم گنجیان
تا وقتی که شهردار جلین به دنبال جناح بازی باشد و خط و خط بازی راه بیندازد مسیر ایده آل را به کندترین شکل ممکن طی میکند.
در حفظ پرستیژ اداری معمولا مشورت همیشه جواب مثبت میدهد اما اطاعت امر از زیر دست،شخصیت سازمانی را منهدم کرده…آنهم سازمانی چون شهرداری...
زیر دستی که حس قدرت طلبی اش فوق العاده است،
حسن تازیکی
سلام.این شهرداری که من میشناسم باز با این مقاله قهرمیکنه!