به گزارش پایگاه عدالت خواهان"دولتمردان یکی از دستاوردهای برجام را ناکامگذاشتن غربیها در انجام پروژهی ایرانهراسی میدانند. آنها معتقدند به دلیل سیاستهای تنشزا، ماجراجویانه و التهاببرانگیز دولت قبل، موج عظیمی از ایرانهراسی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته که تحریم و انزوای ایران را در عرصهی بینالمللی به همراه داشته است.

در حقیقت تحریمهای اعمال شده علیه برنامه هستهای ایران، به سالهای 85 تا 89 باز میگردد که همگی طی تصویب 6 قطعنامه در شورای امنیت، بنا بر ادعای نادرست دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای وضع شدهاند.
سرانجام پس از ۱۲ سال گفتگو در مورد فعالیتهای هستهای ایران با اعضای گروه ۱+۵، در تاریخ ۲۳ تیرماه ۹۴ ایران موفق به توافق هستهای با گروه ۱+۵ گردید. پس از آن، این توافق در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۹۴ در شورای امنیت به رأی گذاشته شد که با تصویب در آن شورا تبدیل به قطعنامه 2231 شد که بنا بر ادعای دولتمردان، هر شش قطعنامهی قبلی که علیه ایران صادر شده و منجر به تحریمهای وسیع در رابطه با موضوع هستهای علیه جمهوری اسلامی شده بود را ملغی کرد.
آنها حتی اعتقاد دارند که برجام جلوی جنگ نظامی قطعی علیه ایران را گرفته است. در همین رابطه مجید انصاری معاون پارلمانی حسن روحانی در اواسط اردیبهشتماه سال جاری عنوان کرد: «رئیسجمهور فرانسه در دیداری با آقای روحانی رسماً گفته که قرار بوده به ایران حمله نظامی انجام شود که انتخابات سال ۹۲ در ایران و مذاکرات هستهای، سایه جنگ را از سر ایران برداشت.» این ادعا توسط علی جنتی، وزیر فرهنگ دولت یازدهم نیز تکرار شده است.
اما اکنون به گفتهی برخی مقامات نظیر سیف، عراقچی و تخت روانچی، ایالات متحده نسبت به انجام تعهدات خود سر باز زده که به قول رئیس بانک مرکزی، تقریبا هیچ دستاوری برای ایران نداشته است. تخت روانچی هم اعلام داشته که اجرای برجام از دید دولت یازدهم موفقیتآمیز نبوده و دولت آمریکا آنطور که باید به وظایف خود عمل نکرده است. او مدعی شده که بانکهای اروپایی مته به خشخاش میگذارند.
چند روز قبل نیز جان کربی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا ضمن متهمکردن ایران به حمایت از تروریسم، به گفتگوهای وزیر امور خارجه آمریکا با مؤسسات بانکی اروپایی در لندن اشاره کرد و گفت: «جان کری در پاسخ به ترس بسیاری از این بانکداران تصریح کرد شما با کشوری سروکار دارید که در حالی که به تعهدات خود در برنامهی جامع اقدام مشترک پایبند است، مطمئناً در حال انجام فعالیتهای برهمزنندهی ثبات در جهان و در منطقه است.»
این اظهارات نشان میدهد که پدیدهی ایران هراسی از بین نرفته، بلکه از جنسی به جنسی دیگر تبدیل شده است. ماهیت ایرانهراسی در دولت گذشته به ادعای واهی دستیابی ایران به سلاح هستهای گره خورده بود و اکنون نیز به حمایت ایران از محور مقاومت و حزبالله.
به عبارت دیگر فضای کنونی را میتوان به فضای سال 85 و پیش از تصویب قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل تشبیه کرد که غربیها خواستار توقف برنامهی غنیسازی ایران شده بودند و اکنون شرط ادامهی همکاری با ایران را منوط به کوتاهآمدن ایران از حمایتهای خود از بشار اسد و حزبالله لبنان عنوان کردهاند.
در حالی که ایران به همهی تعهداتش طبق برجام عمل نموده، آمریکاییها پروژهی جدیدی از ایرانهراسی را کلید زدهاند که ترس از ایران اتمی، به ترس از ایرانِ حامی تروریسم تغییر چهره داده است. دولتمردان ایرانی نیز با بیان اینکه ما فقط درباره مسائل هستهای مذاکره کردهایم، دامن برجام را از پدیدار شدن چنین وضعیتی تطهیر نمودهاند، حال آنکه هنوز توفیق بزرگی نیز در برجام نصیب ایران نشده است.
مسلما اگر ایران برجام 2 را طی مذاکرات فرضی آینده، با هدف شکست پروژهی ایرانهراسیِ ناشی از حضور ایران در منطقه بپذیرد، باز هم آمریکاییها تعهدات خودشان را نصف و نیمه انجام خواهند داد و چه بسا آمریکاییها مثلا در دیدار با رؤسای بانکهای اروپایی، آنها را از ایران موشکی و یا ایران ضد حقوق بشر و... بترسانند.
دولتمردان ایرانی باید این واقعیت را بپذیرند که ایالات متحده آمریکا، «شیطان اکبر» و «طاغوت اعظم» است و نباید با طناب پوسیدهی آنها وارد چاه شوند. دولتمردان میبایست به جای آنکه ابتدا درِ صنعت هستهای کشور را تخته کنند، قلب راکتور اراک را با بتن پر نمایند و هزاران سانتریفیوژ را از کار بیندازند، به روش «قدم به قدم» پیش میرفتند و از 5+1 میخواستند که اگر ایران یک گام برداشت، آنها نیز یک گام بردارند، نه اینکه ایران دهها گام بردارد و آنها همچنان در خم کوچهی اول باقی بمانند.