درحالحاضر مقامات ارشد دولتی چقدر حقوق دریافت میکنند؟
حقوق نمایندگان مجلس حدود پنج میلیون است که با کسورات قانونی، حدود چهار میلیون تومان دریافت میکنند و اصلا چیزی در قالب پاداش و مزایا و... وجود ندارد. دستمزد یک وزیر هم چیزی حدود ١٠ تا ١٢ میلیون تومان است. در نظام درآمدی پس از رئیسجمهور، این وزرا هستند که بالاترین دستمزدها را باید داشته باشند. بعید میدانم چیزی بالاتر از این رقم وجود داشته باشد و استثنایی در نظر گرفته شود.
نمایندگی مجلس با چهار میلیون درآمد، چه جذابیتی دارد که افراد برای بهدستآوردن صندلی آن تا این اندازه بیتابی میکنند و برای آن حتی خرجهای کلان میکنند؟
شاید بتوان اسم آن را بیماری سیاسی گذاشت. افرادی که وارد میشوند، حس میکنند این صندلی به آنها عزتی میدهد. رقم حقوق هم برای آنها از پیش مشخص است. فقط در کنار آن، هزینه دفاتر نیز در نظر گرفته میشود.
هزینه دفاتر نمایندگان مجلس چقدر است؟
در سال جاری چیزی حدود شش تا هفت میلیون تومان برای دفاتر استانی نمایندگان در نظر گرفته میشود که البته صرفا هزینههای این دفاتر را پوشش میدهد.
این رقم فقط برای دفاتر هزینه میشود و رقمی نمیماند که علاوه بر دستمزد نمایندگان محسوب شود؟
کسی که وارد حوزه سیاست میشود، آلوده میشود. درواقع کار سیاسی نوعی بیماری است تا اینکه عشق و علاقه قلمداد شود. اگر چنین نبود، برخی نمایندگان اینهمه هزینههای گزاف در انتخابات نمیکردند که بعد بدهکار شوند و بخواهند بهمرور این بدهیها را بپردازند. در اینجا برای نمایندگانی که براساس وظایف قانونی و ذاتی خود کار کنند، قطعا این پست، ارزش چندانی با اینهمه دردسر نخواهد داشت. اما برخی هم هستند که متأسفانه به دنبال برخی امتیازها هستند که با اخذ آنها، هزینههای خرجشده برای انتخابات را جبران کنند. بنابراین در نمایندگی مجلس از نظر مادیات چیزی وجود ندارد.
در بین مردم این تفکر وجود دارد که برخی نمایندگان مجلس برای دستیابی به رانت اطلاعاتی، این اندازه هزینه میکنند تا به صندلی بهارستان دست پیدا کنند تا بتوانند از قِبَل آن از مزایایی برخوردار شوند.
در برخی دورهها نظارتها بر نمایندگان کافی نیست و برخی از آنها کارهایی میکنند که اصلا قانونی نیست. متأسفانه برخی نمایندگان در ادوار گذشته اکنون مولتیمیلیاردر هستند، اما در دوره نهم جمع کثیری از نمایندگان از سلامت کافی برخوردار بودند و از ورود یکدیگر در مسائل حاشیهای جلوگیری میکردند.
هرچند معدود، اما هستند افرادی که با هدف بهرهگیری از این فرصتها در مجلس حضور یابند؟
حتما وجود دارند و با امتیازاتی که میگیرند به این ذهنیتها علیه نمایندگان مجلس دامن میزنند.
اکنون برخی از شغلها، دریافتی حداقل حدود ١٥ تا ٢٠ میلیون دارند. مثل پزشکان عمومی که البته این تنها یک مثال است. چگونه میتوان دستمزدهای ١٠ میلیونی وزرا را در کنار حقوق ٢٠ میلیونی یک پزشک قرار داد؟
باید یک بررسی جامع در زمینه قدرت خرید و دستمزدها انجام شود. مردم اگر با یک میلیون بتوانند زندگی آبرومندانهای داشته باشند، از هم شکایت نمیکنند. وزیری که ١٠ میلیون درآمد دارد، نمایندهای که چهار میلیون دستمزد میگیرد هم در مقابل دستمزد ٨٠میلیونی اعتراض میکند. باید فکری به حال این شکافها کرد.
آیا نمایندگان مجلس دریافتی دیگری هم علاوه بر دستمزد و هزینه دفاتر دارند؟
در کنار اینها، برخی کمکها به اشخاص حقیقی و حقوقی میشود و نماینده شرعا و قانونا مکلف است آن را در همان زمینه خرج کند. هر سه، چهار ماه یک بار به نمایندگان مبلغی حدود چهار تا پنج میلیون تومان کمک و هزینهکرد آن نیز مشخص میشود. مثلا نماینده مجلس باید نیمی از این رقم را به اشخاص حقیقی و نیمی دیگر را به اشخاص حقوقی کمک کند. هزینه دفاتر هم مشخص است. مثلا هر نماینده در حوزه انتخابیه خود چند دفتر دارد و باید هزینه مقرر را برای همان خرج کند. مثلا من در حوزه انتخابیه خود شش دفتر داشتم که نیرو میخواهد و هزینههای آب، برق و.... در نتیجه باتوجه به وضعیت اقتصادی، چیزی نمیماند که نماینده بخواهد برای امور شخصی از آن استفاده کند. وزرا هم چنین دریافتیهایی دارند و آنها هم سرفصلهایی دارند که نمیتوانند خارج از آن قاعده، هزینه کنند.
با این اوصاف اکنون هیات عامل بیمه مرکزی، حتی چندین برابر دستمزد وزرا دریافت کرده اند؟
بله. همینطور است.
پس چرا در گزارشهای سازمان بازرسی و وزارت اقتصاد، این دریافتیها تخلف محسوب نشده است؟
نمیدانم. شاید بعضی از مشاغل ایجاب میکند حقالزحمههای مختلف برای مسئولیت و تخصص خود بگیرند. شاید بتوان برای پستهای منحصربهفرد چنین دستمزدهایی را در نظر گرفت و آن را توجیه کرد، اما توجیه غیرمنطقی برای کشور آسیب خواهد بود.
آیا در سایر کشورها سقف و کفی برای دستمزد مدیران دولتی در نظر گرفته میشود؟
در کشورهای دیگر هم دستمزدهای مدیران از قانون مشخصی تبعیت میکند و چنین اتفاقاتی بهندرت دیده میشود. مگر در کشورهای جهان سوم که البته در این کشورها هم معمولا چنین پدیدههایی نداریم.
منبع:فرادید