چاپ صفحه

موضوعی که حسن صادق لو استاندار گلستان مورد ملاحظه قرار نداد!! / تحریکات سیاسی علیه استاندارصاد قلو, از دیروز تا امروز

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"یکی از مهمترین موارد در مدیریت هر مجموعه ای صرف نظر از مسائل جریانی و حزبی شناخت نیروی انسانی هر مجموعه می باشد که مدیر در راس هر مجموعه باید برای مدیریت کارآمد و موثر به آن عمیقا توجه نماید.این مهم در مجموعه های سیاسی از درجه ی اهمیت بالاتری برخوردار است.مثلا در مجموعه ی استانداری بعنوان یک جایگاه سیاسی نگاه به عوامل مدیریتی مجموعه باید بشدت مورد توجه راس هرم یعنی استاندار قرار گیرد.موضوعی که توسط حسن صادق لو بعنوان استاندار دولت یازدهم در گلستان مورد ملاحظه قرار نگرفت تا جایی که بارها و بارها در ایام استانداری و البته تا همین امروز نیز به دفعات متعدد توسط به اصطلاح مارهای در آستین گزیده شد و دچار تزلزل و بحران در مدیریت قرار گرفت.

انتصاب محمود ربیعی،امیر عبدالسلام مهیمنی،قربان برزگر،مهدی صفایی،عبدالرضا چراغعلی،س چ ،سیاوش بسطامی،علی نصیبی،سید جواد قدس علوی و... را باید مصداقی از آنچه نگاشتیم دانست.تیمی که استاندار معنوی دیگری برای خود داشتند و یا خود را بالاتر از استاندار دانسته و برای نشستن بر کرسی استانداری چنگ و دندان تیز کرده بودند و استاندار فعلی را در مقاطع مختلف دچار تزلزل و حاشیه نمودند.

برخی رجال سیاسی اصلاح طلب استان بر این باورند که ریشه ی تمامی تحریکات سیاسی علیه استاندار از ناحیه ی همین عناصر سیاسی بوده است.این عناصر که در قدرت طلبی و تمامیت خواهی در عرصه ی سیاسی شهره ی آفاق مجموعه های مختلف سیاسی استان می باشند در مجموعه ی استان و با برند مسئول سیاسی و اقتصادی در پشت پرده و در نشست های سیاسی خود  برای زدن استاندار فعلی اقدامات سازمان یافته ای را برنامه ریزی و مدیریت می کردند.و حتی در مجامع سیاسی در سطح ملی استاندار را تضعیف و تخریب می نمودند.و حتی برخی با جسارت بیشتر خود را خیلی قبل تر در محافل سیاسی بعنوان گزینه ی استانداری مطرح می نمودند.و چه قدر سخت و ناگوار است برای یک نیروی سیاسی در حد استاندار که از یک طبقه پائین تر از مجموعه ی خود اتاق فرمانی برای تضعیف و تخریب وی به منظور کندن از مقام استانداری شکل بگیرد آنهم از طرف افرادی که هویت سیاسی خود را مرهون و مدیون استاندار بوده اند.در ادبیات سیاسی اصلاح طلبان معتدل مرکز استان این گونه عوامل سیاسی را مارهای در آستین می خوانند.عناصری که اولین و آخرین مافوقشان قدرت می باشد و حتی با وجود همه ی نقاط و اهداف مشترک روزی همین رویه را علیه هم بکار خواهند گرفت...


در خصوص استاندار فعلی گلستان باید بگوئیم بعید است فردی سیاسی در حد استاندار از ماهیت سیاسی  به اصطلاح مارهای در آستین بی خبر بوده باشد لکن بدلایل مختلفی چون محافظه کاری بیش از حد و یا عدم تحلیل درست از میزان ریسک این چنینی به حضور این عوامل رضایت داده است.
اما در نهایت استاندار می رود و استاندار دیگری می آید.و استاندار بعدی باید با شناخت ماهیت و باطن سیاسی افراد و عناصر مجموعه ی مدیریتی خود را طوری بچیند که حداقل پس از چهار سال مورد ریشخند و تمسخر اهل فن واقع نگردد.