به گزارش پایگاه عدالت خواهان"فعالان فضای مجازی هم همان طور که انتظار می رفت از اولین ساعات انتشار این نامه با برچسب نواصولگرایی نظرات موافق و مخالف خود را درباره این موضوع اعلام کردند؛ بیشتر نظرات به بازخوانی اشتباهات اصولگرایان در انتخابات های گذشته و البته لزوم جلوگیری از تکرار این اشتباهات مربوط می شد. نامه قالیباف در فضای مجازی هم بازتاب داشت؛ برخی کاربران، نواصولگرایی را بازگشت به انقلابی گری دانسته و از سیاست های گذشته اصولگرایان انتقاد کردند. برخی دیگر مانند یامین پور با اساس این لفظ مخالف بوده و معتقد بودند قالیباف باید از لفظ اصولگرایی هم عبور می کرد. کاربر دیگری نوشت: «ساختارهایی مثل جمنا تا هزار سال دیگر هم نمی توانند جریان اصولگرایی را نمایندگی کنند. نه قالیباف نه رئیسی عضو جمنا نبودند.»
صادقی: اصولگرایان امروز از نظر تئوریک دچار خلاء، جمود و ایستایی شده اند
قاسم میرزایی نیکو و محمود صادقی 2 چهره عضو فراکسیون امید، در گفت و گو با ایرنا، انگیزه قالیباف از این نامه را شخصی دانسته و بر لزوم برگشت جریان اصولگرا به مطالبات به روز مردم تأکید کردند. محمود صادقی با طرح این ادعا که رویکرد قالیباف در نامه به جوانان اصولگرا معطوف به قدرت و عمل گرایانه است، گفت: اصولگرایان امروز از نظر تئوریک دچار خلاء، جمود و ایستایی شده اند.
انعکاس متفاوت نامه قالیباف در روزنامه های 2 جریان سیاسی
این نامه انعکاس گسترده و گوناگونی در روزنامه های هر 2 جریان داشت؛ روزنامه جوان با تیتر «قالیباف، منادی نو اصولگرایی» به بازنشر تفصیلی نامه قالیباف پرداخت. در مقابل روزنامه شرق که کاریکاتوری از قالیباف را به عنوان عکس یک خود انتخاب کرده، تیتر «نسخه سردار» را برای این خبر انتخاب کرد. روزنامه های کیهان و وطن امروز هم برخلاف انتظار تیتری از نامه قالیباف در صفحه اول خود منتشر نکردند. روزنامه های اصولگرای سیاست روز و افکار هم خبر نامه قالیباف را به عنوان تیتر و عکس یک خود انتخاب کردند.
روزنامه ابتکار: پایگاه رأی اصولگرایان ایستاست
روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد با اشاره به اینکه اصولگرایان باید از قالیباف به خاطر این طرح بحث ممنون باشند، نوشت: «بحثها و کنکاشها در مورد آسیب شناسی جریان اصولگرا آغاز شود» روزنامه ابتکار هم نامه قالیباف را به عنوان تیتر اول خود برگزیده و با اشاره به همراهی نکردن اصولگرایان با تحولات جامعه، نوشت: پایگاه رای اردوگاه اصولگرایان نه تنها شناور نیست بلکه حالتی ایستایی دارد. روزنامه اعتماد هم در تیتر یک خود، «چرا باختیم و چه باید کرد» را 2 سوال مهم نامه قالیباف دانسته و با 4 چهره سیاسی یعنی حمیدرضا جلاییپور، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران، حسین قربانزاده از چهرههای نزدیک به قالیباف، عباس عبدی فعال اصلاحطلب و ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا گفت و گو کرده است. جلائی پور در اظهاراتش در این روزنامه تأکید کرده که بند ناف جریان اصولگرا باید متکی به خواست و مطالبات مردم و جامعه باشد نه متکی به امکانات عمومی.
قربان زاده: شیوه سیاست ورزی اصولگرایان باید تغییر کند
قربان زاده هم با انتقاد از توجه نکردن اصولگرایان به نظرسنجی ها در انتخابات گذشته تصریح کرد: نیازی به تغییر در هویت اصولگرایی نیست اما شیوه سیاستورزی که باید برای رسیدن به اهداف در پیش گرفت نیازمند خون تازهای است. وی افزود: شیوه سیاستورزی جریان اصولگرا و فرقههای این جریان در مورد نوع تعاملات و نسبتی که این جریان با نهادها و اشخاص و حتی رهبری دارد، باید بازتعریف شود. عباس عبدی فعال سیاسی اصلاحطلب نیز در گفت و گوی مفصلی که با اعتماد داشته، این نامه را نوعی قضاوت و دفاع ضمنی در مورد رفتار انتخاباتی قالیباف دانسته و گفته: «کسی که میخواهد از زاویه پذیرش شکست و سازماندهی مجدد وارد موضوع شود لزومی ندارد در چنین نامهای به هجوم علیه دولت بپردازد.» وی با تأکید بر لزوم نقد جدی اصولگرایان نسبت به گذشته خود گفت: جریان اصولگرا اگر بتواند یک بازسازی جدی انجام دهد احتمالا آقای قالیباف بعید است که بتواند رهبری چنین جریانی را عهدهدار باشد. نیروهای وسیعتری از او هستند که باید رهبری این جریان را به عهده بگیرند.
احدیان: قالیباف بنا نیست رهبر تغییر باشد، اما می تواند صدای جوانان باشد
دکتر محمدسعید احدیان فعال رسانه ای و کارشناس مسائل سیاسی نیز درباره موضوع لیدری جریان اصولگرا نوشت: «قالیباف بنا نیست رهبر تغییر باشد، اما می تواند صدای جوانان اصولگرا و نماینده آن ها باشد. اگر بقیه هم به او کمک کنند می توانند باهم تبدیل به محوریتی برای تحول در اصولگرایی و ایجاد نواصولگرایی شوند.»
فارس: نسبت اصولگرایان با رهبری بازتعریف شود
در همین حال خبرگزاری فارس در یادداشتی به قلم مسعود معینی پور عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم نوشت؛ «حضور نخبگان اصولگرایی باید در راس نهاد های انتصابی مورد تجدید نظر قرار گیرد و کارآمدی و شایستگی شاخص اصلی آن شود.» این یادداشت نو شدن در تغییر دستگاه مسئله شناسی و سپس روش شناسی جریان انقلابی و اصولگرایی در پاسخ به مسائل را از جمله اقتضائات نواصولگرایی معرفی کرده و با اشاره به بی توجهی به شکل گیری طبقه متوسط شهری بعد از جنگ و تغییر مطالبات اجتماعی آنها نوشته: «نسبت نهاد ولایت فقیه و شخص ولی فقیه با راس و بدنه جبهه انقلاب باز تعریف شود. رهبر به مثابه راهبر و سیاستگذار بازخوانی شود و جریان اصولگرایی از رانت او برای بقا به هر قیمت بهره نبرند و تلاش کنند دقیقا ذیل مدل ارتباطاتی رهبری در طول 28 سال گذشته از سرمایه های اجتماعی که در یک سیر طبیعی به دست آورده اند بهره ببرند.»