به گزارش پایگاه عدالت خواهان" دربارۀ خلقیات ایرانیان و عادتهای مردمان این کشور بیش از آن که پژوهشگرانی از این کشور دست به نگارش کتاب و انتشار دیدگاههاشان بزنند، بیشتر، خاورشناسان اروپایی و آمریکایی فعال بودهاند. شاید برای همین است که "خلقیات ما، ایرانیان"، نوشتۀ سید محمدعلی جمالزاده، تا به حال مشهورترین و شناختهشدهترین اثری است که در این باره منتشر شدهاست.
محمدعلی جمالزاده، وقتی این مجموعه را نوشت که سالها دور از ایران و بیشتر بر اساس نوشتههای خاورشناسان غربی خلقیات ایرانیها را گردآوری کرد.
دریافت جمالزاده این بود که «دیگران و غیر ایرانی ها و سپس ایرانی ها در باره خلقیات ایرانی ها چه گفته اند؟» یعنی به گونه ای به گردآوری نوشته ها و دیدگاه های پیشینیان، از ایرانی و غیر ایرانی، در مورد اخلاق و خصوصیات ایرانی ها پرداخته و کوشیده است تاریخچه و پیشینه ی این پرسش را که "دیگران در باره ما چه گفته اند؟" به گونه ای، ریشه یابی تاریخی می کند. او ریشه های رفتاری یک ایرانی امروز را در تاریخ جستجو می کند و ایرانی امروز را از ایرانی دیروز جدا نمی انگارد. در ادامه، جمالزاده پا را فراتر می نهد و علت بنیادی عقب افتادگی ما ایرانیان را همین خلقیات و خصوصیات و کاستی های اخلاقی - رفتاری می داند که همواره بوده است و گهگاه به آنها اشاره هم شده است. و این بیماری های روانی را علت بنیادین بازماندن ما از کاروان پیشرفت های مادی و رفاهی می داند و می پندارد: تا وقتی که به وجود این بیماری آگاه و معترف نباشیم، به درمان نخواهیم رسید!
در دهه اخیر دکتر سریع القلم نیز در قالب فرهنگ سیاسی به واکای خلقیات ایرانیان پرداخته است. اما دکتر مقصود فراستخواه با نوآوری خاص خود در قالب پژوهشی میدانی، خلقیات نامطلوب را استخراج و آنها رتبه بندی کرده است. وی در کتاب «ما ایرانیان» با رویکردی اجتماعی و تاریخی به بررسی خلقیات ایرانیان پرداخته است. فراستخواه با طرح این سؤال که «آیا خلقیات ایرانیان ضعفهایی دارد؟» میکوشد در قالب کاری شبهپیمایشی با جامعهای آماری متشکل از اعضای هیأت علمی و گروهی از نخبههای کشور به این سؤال پاسخ دهد و در این راستا، ضعف فرهنگ کار جمعی، رودربایستی، عدم شفافیت، خودمحوری، غلبه احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل پیشبینی را از جمله این ضعفها برمیشمرد.
1- بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
2- در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
3- در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
4- در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
5- در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
6- در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
7- در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
8- سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.

براساس این پژوهش، عوامل معرفتی، کاهش سرمایههای اجتماعی، ساختار دولت، مناسبات دین و دولت، نوع آموزههای دینی، پرحادثه بودن تاریخ، مناسبات تولید و ساختار اقتصادی و کشمکش نخبگان و... همگی از جمله عواملی هستند که خواهناخواه در بروز این ضعفهای اجتماعی اثرگذار بودهاند. در این تحلیل، نویسنده بیشتر بر مسائل نهادی و ساختاری متمرکز میشود. از این رو، بر این باور است که از رهگذر اصلاحات نهادی همچون وضع قوانین، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای عمومی، ایجاد رفاه و فقرزدایی، توسعه سیاسی و اصلاح نهاد دولت میتوان به الگوی زیست بهتری نزدیک شد