چاپ صفحه

القای ایران هراسی آل سعود برای ایجاد حاشیه امن صهیونیست‌ها

 

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"، متن یادداشت عباس سلیمی نمین  مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران را در ذیل از نظر می گذرانید:

وقوع رخدادهای پی در پی با محوریت ریاض به دنبال سفر ترامپ به عربستان این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا سعودی‌ها کاملاً گرفتار تور امنیتی صهیونیست‌ها شده‌اند؟ چنین سؤالی بلافاصله بعد از تلاش تهران برای کاهش تنش در خلیج فارس پررنگ‌تر شد. این که ایجاد تنش طولانی مدت در جهان اسلام در چه کانون‌هایی در حال طراحی است بحث مستقل و مبسوطی را می‌طلبد، اما در این میان با اندک تردیدی می‌توان مدعی شد که برخی از حکام سعودی بسترساز برنامه‌های عداوت‌گستر در میان ملت‌های منطقه‌اند. در همین حال ایران بر اساس سیاستی ثابت حتی از واگرایی کشورهای عربی متمایل به متحدان غربی صهیونیسم چندان استقبال نکرده بلکه در صدد مهار تنش‌های گوناگون با منشأ بیرون‌منطقه‌ای برآمده است. این موضع تهران نمی‌تواند خوشایند قدرت‌هایی باشد که نه‌تنها می‌خواهند صهیونیست‌ها را در حاشیه‌ای امن قرار دهند، بلکه در صددند تا به‌تدریج آنان را تحت پوشش پروژه‌های مشترک نمایشی مقابله با تروریسم وارد تعاملات منطقه‌ای نمایند. بدین منظور ابتدا ایران‌هراسی در بالاترین حد خود در منطقه کلید خورد. بدون تردید این هراسی می‌تواند توجیه‌گر کمک به پرورش تروریسم خوب از منظر امریکایی‌ها شود. آیا برخی همسایگان جنوبی به دلیل کم‌دانی سیاسی وارد تور امنیتی اسرائیل شده و ابتکار عمل را به طور کامل از دست داده‌اند؟ البته در این میان نباید از افراد نفوذی چون عادل الجبیر که آگاهانه منافع مخالفان جهان اسلام را پیگیری می‌کنند غفلت کرد. به لحاظ سابقه تاریخی نباید فراموش کرد در پی درگیر کردن سعودی‌ها و برخی شیوخ دیگر با دولت عثمانی توسط افراد نفوذی چون "لورنس عربستان" اسرائیل متولد شد.

برای تغییر شرایط متزلزل صهیونیست‌ها در منطقه اکنون ایران‌هراسی به منزله جنگ سرد پی گرفته می‌شود و آن‌چه می‌تواند این جنگ سرد را به جنگ گرم در منطقه تبدیل سازد، انتقال شرایط از " تشویش افکار" ملت‌های مسلمان به عدم برخورداری از "امنیت جسمی" به صورت دراز مدت است.

در این میان موضوع قطر نباید صاحب‌نظران را از تحولات سریع منطقه غافل کند. تحت فشار قرار دادن این کشور به عنوان یک مسئله حاشیه‌ای می‌تواند یکی از اهداف احتمالی زیر را تأمین سازد:

  1. سعودی ها که شکست‌های متعدد و سنگینی در سازمان‌دهی گروه‌های تروریستی متحمل شده‌اند درصدد برآمده‌اند تا با غلبه بر قطر که اراده قوی و مستقل سیاسی ندارد به  بازسازی خویش‌ بپردازند.
  2. امریکا با فشار غیر مستقیم بر دوحه از طریق ریاض در پی وادار ساختن این کشور به نقش‌آفرینی بیشتر در انتقال درآمدهای نفتی منطقه به خزانه واشنگتن است.
  3. قطر به نوعی وجه المصالحه اروپای منتقد به تمامیت‌خواهی امریکا در خلیج فارس شده است.
  4. رقابت دیرینه جریان‌های سلفی و اخوانی- که هر یک پشتیبانانی در منطقه و خارج از آن دارند- عامل فراز و نشیب‌ها در روابط دوحه و ریاض است؛ لذا بازیگران اصلی اهداف خود را پی می‌گیرند.

از آن‌جا که مسئله قطر گذرا است، دیپلماسی ایران به‌ویژه بعد از تحرکات تروریستی در تهران، باید بر روشن و شفاف‌سازی تبعات ایجاد تنش طولانی‌مدت در جهان اسلام متمرکز شود.

از منظر امریکا فروش 400 میلیارد دلار جنگ‌افزار به عربستان باید ادامه یابد، لذا کشورهایی چون قطر ولو با تهدید علی‌رغم خدمات فراوانشان می‌بایست در فهرست خریداران تسلیحات قرار گیرند. همچنین در کنار ایران‌هراسی القائاتی همچون" اسرائیل می‌تواند همسایه‌ای بی‌ضرر باشد" دنبال می‌شود. پذیرش تهدید از جانب تهران را نمی‌توان به حساب بلاهت سیاسی گذاشت. فراموش نکنیم که در انتخابات اخیر 29 اردیبهشت رقیب‌هراسی توانست تردیدهایی جدی در افکار عمومی ایجاد کند که هیچ گونه بهره‌ای از حقیقت نبرده بود. از همان مسیری که برخی از کشورهای منطقه وارد تور امنیتی صهیونیست‌ها شده‌اند باید بتوان به خارج کردن آنان کمک کرد. در این کشور برخی عقلا وجود دارند که می‌توان سرنوشت محتوم و ویرانگر همراهی با سیلی که جبهه طرفداران صهیونیسم برای منطقه تدارک دیده‌اند را با آنان در میان گذاشت. علمای الازهر و بسیاری از نخبگان و حتی سیاسیون غیر وابسته می‌توانند تبعات قرار گرفتن در درون سیلی بنیان برکن را تبیین سازند. تا زمانی که خود را به امواج نسپرده‌ایم می‌توانیم ابتکار عمل را در دست داشته باشیم؛ در غیر این صورت دل‌باختگان به قدرت حامیان صهیونیسم به هر سو کشیده خواهند شد و انهدام، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود؛ لذا از مسیر جنگ سرد می‌توان شعله‌های جنگ گرمی که برای منطقه تدارک دیده شده را کاهش داد.

این واقعیت نباید از چشم کسانی که به حمایت‌های بیرونی دل ‌بسته اند و فاقد اطلاعات تاریخی‌اند دور بماند که قدرت در ایران در درون مرزهایش بسته می‌شود. همچنین ایران تجربه تهاجم همه جانبه صدام به تحریک و پشتیبانی امریکا را سرفرازانه پشت سر گذاشته است؛ بر همین منوال تهران از تجربه مقابله با سازمان‌های تروریستی بسیار قوی‌تر از داعش- هم به لحاظ تشکیلاتی و هم به لحاظ آموزشی- برخوردار است. سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروه‌های چپ امریکایی همچون چریک‌های فدایی خلق سال‌ها سرمایه‌گذاری‌های ضد ایرانی واشنگتن را متوجه خود ساختند و دستاورد چشم‌گیری جز بی اعتباری برای حامیانشان رقم نزدند.

ثبات و آرامش، مسیری متفاوت از اتکا به بیگانگان، به ویژه قدرت‌های حامی صهیونیسم که دشمنی‌شان با جهان اسلام برای همگان قابل درک است را می‌طلبد. /تسنیم