چاپ صفحه

یا اباالفضل (ع)! شفاعت ز تو درمان منست

یا اباالفضل (ع)!


یا اباالفضل (ع)! شفاعت ز تو درمان منست
تو طبیبی، خط تو نسخهٔ ایمان منست


از شفاخانهٔ غیب ات نظری بر ما کن
آبروی ات بخدا مایهٔ سامان منست


کربلا، میر وفا بودی و عباس سخا
گفته بودی خجلم، آب نشد اهرمنست


آن که بستست فرات لب طفلان حسین (ع)
مشک خیسم که ز خون جگر و این بدنست


از ره سعی صفا، آب رساندم من و لیک
زمزم عشق بجوشید که از خون تنست


بوی پیراهن یوسف (ع) که به یعقوب (ع) رسید
کربلا، یوسف (ع) ما بی سر و بی پیرهنست!


ای ابوالفضل (ع)! چه کردی تو در آن روز حساب!
یا اباالفضل (ع)! زبان نی و هر انجمنست


آن حدیث تو و آن مشک می و حال خراب
داستانیست که ذکر عطش هر دهنست


هرکه سقاست، به یاد لب طفلان شماست
بلبل از داغ شما، پرده در هر چمنست


مشک چشمان تو را هم که دریدند به تیر
نرگس تشنه، نگون دامن آن یاسمنست


یاسمن جلوهٔ رضوان به چمن خواهد داد
لاله ها خون حسین (ع) است که دشت و دمنست


من شفاعت ز تو خواهم، نه شفا ای آقا!
مبتلا نیست هر آنکس پی عشق شمنست



شعر از: زنده یاد حاج حمیدرضا محمدی
با عرض سلام و تبریک میلاد فرخنده علمدار کربلا حضرت اباالفضل العباس (ع)، با ذکر فاتحه ای نام و یاد آن یار سفر کرده را گرامی میداریم.
با سپاس از شما، فرزند آن مرحوم