زندگينامه شهيد :
شهيد محمد احمد عباسي، فرزند رضا سال ۱۳۳۰ در يك خانواده متعهد و روحاني متولد شد. وي اهل قوچان بود اما در همان سن كودكي به همراه خانواده به روستاي زابل محلهي عليا، از توابع شهرستان بندر تركمن مهاجرت كردند. او نيز مانند پدر بزرگوارش وارد مدرسهي علوم ديني شد تا بتواند در كسوت روحانيت، دين خود را به خدا و جامعه ادا نمايد.
وي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي عليه رِژيم منحط پهلوي مبارزه ميكرد و با شركت فعال در تظاهرات و تشكيل محافل انقلابي در روشنگري مردم نقش بسزايي داشت.
اين شهيد سعيد از دوستداران و پيروان واقعي ولايت و امام زمان(عج) بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز از صحنههاي فعاليتهاي سياسي و انقلابي كنارهگيري نكرد، به همين دليل با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران تصميم گرفت در ميدان جهاد و مبارزه حاضر شود. وي بارها به جبهههاي نبرد اعزام شد.
شهيد محمد احمد عباسي در طول عمر پربركتش واجبات را ترك نكرد و همواره وفاداري خود را نسبت به ولايت ثابت نمود. با شركت در نهاد بسيج در راه اعتلاي فرهنگ ديني و ميهني سخت كوشيد و حتي زماني كه مسئول پايگاه مقاومت بسيج محل خود بود، همواره در راستاي حمايت از دستاوردهاي نظام مقدس اسلامي و امنيت مردم تلاش ميكرد، زيرا معتقد بود كه دنيا ميدان امتحان الهي است و سعادت ما در گرو دفاع از دين و ميهن است حتي اگر در اين راه جان خود را فدا كنيم. كمك به نيازمندان و عيادت بيماران را از امور نيك ميدانست و به نماز جمعه خيلي اهميت ميداد و خلاصه او مجاهدي خستگيناپذير بود.
به گفتهي نزديكانش: وي نماز شب را برپا ميداشت تا به آرزوي ديرينهاش كه همانا ديدار يار بود نايل آيد. او قبل از آخرين اعزامش به جبهه، همهي فرزندان خود را فرا خواند و به آنان گفت: كه سپاه مهدي(عج) آخرين سپاهي است كه با آن به جبهه ميروم. سرانجام روز موعود فرا رسيد و شهيد محمد احمد عباسي در تاريخ ۱۱/۱۲/۶۵ در عمليات «كربلاي۵» منطقه «شلمچه» نداي حق را لبيك گفت و به درجهي رفيع شهادت نايل آمد.
فرازهايي از وصيتنامه شهيد:
من طبق آيه «اطيعوالله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم» و اينكه امام عزيزمان فرمود كه امروز جبهههاي جنگ نياز به حضور شما، نيروهاي بسيجي دارد، وظيفه خودم دانستم كه در جبهههاي جنگ حق عليه باطل شركت نمايم. و اين پنجمين باري است كه به جبهه ميروم و خداوند چنين توفيقي عنايت كرده است كه با سپاه حضرت مهدي(عج) اعزام شود.
حضور در جبهه، وظيفهي شرعي، هر كسي است كه ميتواند.
فروع دين واجب است در صورتي كه امام امت فرمودند. جنگ امروز از اهم واجبات و از فروع دين هم بالاتر است. اگر شما نجنگيد، چه كسي بايد بجنگد؟
واقعاً ما شيعه هستيم و پيرو ولايتيم، شيعه بودن براي كساني هست كه هم جنگ دارد و هم نماز، هم روزه دارد و هم اسارت، هر كس كه ميتواند در اين راه گام بردارد، بفرمايد:
مرگ اگر مرد است، گو نزد من آي تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
اين قيام، زمينهساز حكومت مهدي(عج) است، شما بايد از ولي امر اطاعت كنيد، بايد اطاعت كنيد از ولايت فقيه و نايب امام زمان(عج)، نماز خواندن تنها كافي نيست، نماز كه بدون روح باشد فايدهاي ندارد، آيا نماز خواندن تنها، كافي است؟ آيا درست است كه به ديگر مسائل جامعه كار نداشته باشيم؟ وقتي بيگانگان به كشور ما حمله كردهاند و به ناموس ما تجاوز ميكنند، آيا بايد فقط به عبادت و نماز بپردازيم و به جنگ و مسائل جنگ و اينكه چه بلايي به سر آنها ميآيد، كاري نداشته باشيم، بپا خيزيد و از كشورتان دفاع كنيد، گر صد سال زير سنگ باشيم، بهتر از آن است كه زير ننگ باشيم.
شمايي كه قدرت و توانايي داريد با تمام قدرت با دشمنان خدا بجنگيد و كساني كه قدرت جنگيدن ندارند با مال و و با زبان و اعمال خود به اين انقلاب كمك كنند تا كشورهاي بيگانه كه در سرتاسر دنيا بر عليه اين انقلاب تبليغ ميكنند، نتوانند كاري از پيش ببرند.
ما اگر حكومت جمهوري تنها ميخواستيم، كسي بر عليه ما تبليغ نميكرد، اما چون جمهوري اسلامي را انتخاب كردهايم. با ما مخالفت ميكنند و اين جنگ را به ما تحميل كردهاند.
شما بايد عليه دشمنان خدا و اسلام قيام كنيد. لبنان و فلسطين، سالهاست كه در حال جنگ با اسرائيل هستند و مردم فلسطين هم به جرم مسلمان بودنشان زير شكنجه آنها قرار دارند.