به گزارش پایگاه عدالت خواهان"چندی قبل و بعد از گسترده شدن فضای هجمه و تخریب برعلیه دکتر قالیباف از سوی افراطیهای جریان تزویر اصلاحات و برخی از رسانههای معاند و ضدانقلاب، مطلب کوتاهی در رابطه با همسویی و هماهنگی ضدانقلاب و جریان تزویر در تخریب قالیباف به رشته تحریر درآوردم که با انتقاد یکی از اساتید و فعال رسانهای اصلاحطلب روبرو شد.
ایشان در نقد کوتاهی که بیشتر روی سخنش با دکتر قالیباف بود، نوشت: مادامیکه این طرفداران رادارید که منتقدین شمارا با ضدانقلاب یکی میدانند، دیگر نیازی به دشمن ندارید و این رفتارها فضایی را برای نقد شما نمیگذارد و درنهایت بیشترین آسیب را به خود شما خواهد زد. ...
هرچند همانجا بنده بر اساس رویه معمول، پاسخ شبهات ایشان را که گویا از یادگاران و جانبازان دوران دفاع مقدس هم میباشند، دادم، بازهم عاجزانه از ایشان درخواست میکنم که به چند سؤال ساده زیر پاسخ دهند:
چگونه میتوان برنامهریزی گسترده تشکیل اطاق فکر برای تخریب دکتر قالیباف را اسمش نقد گذاشت؟ آیا این سؤال را از خود نمیپرسید که تا قبل از منتفی شدن حضور احمدینژاد بهیکباره نوک پیکان حمله چرا بهسوی قالیباف رفت؟
قالیبافی که بعد در 38 سال پیروزی انقلاب اسلامی در رأس مدیریتهای کلان اجرایی مشغول خدمت بیمنت بوده است، شما و جریان مزبور مدعی دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه و این روزها دولت راستگویان!! کجا و کی توانستید از ایشان حاشیه یا نقدی علمی، فنی و تخصصی و دلسوزانه که واقعاً به معنی اهم نقد باشد، مطرح نمایید؟!! وایشان پاسخ نداده باشد؟!!
همانگونه که ملت شریف ایران اسلامی شاهد بوده و همیشه بر رفتار و کردار مسئولان و جریانات سیاسی نظارت دارند، آیا عروسی دختر قالیباف، تهمت به فرزند بیگناه وی و اتهام اختلاس 8000 میلیاردی و زیر سؤال بردن همسر محترم ایشان را در زمره نقد برمیشمارید یا از برنامههای طراحیشده جریانی ناکارآمد برای تخریب دکتر قالیباف؟
راستی مگر شما نشنیدید دکتر قالیباف مظلومانه در جلسه علنی شورای شهر تهران از تخریب گران درخواست نمود بنده را بزنید، به خانواده من چکار دارید؟!!
بدون شک مطلع هستید که آقای حکیمی پور همان فعال اقتصادی و عضو اصلاحطلب شورای شهر تهران در یک اقدام غیراخلاقی، لیستی مخدوش، محرمانه و خارج از استنادات قانونی را در اختیار مدیرمسئول سایت فیلتر شده معماری نیوز قرار داد و فارغ از اهداف ایشان که مرغ پخته هم قادر به درک آن میباشد، دیدیم که با کلمه کلیدی املاک نجومی، چه تخریبهایی که برعلیه شهردار موفق تهران صورت گرفت و این در حالی بود که هم دادستان پاسخ این رفتار غیراخلاقی را داد، هم سایت متخلف فیلتر شد و هم مدیرمسئول بازداشت شد. از سویی هم اصلاحطلبان در این زمینه به روشنگری و البته توجیه اقدام غیراخلاقی حکیمی پور و نوچه رسانهای ایشان پرداختند وهم عدهای از بیگناهانی که اسمی از آنها برده شده بود خبر از پشتصحنه این بهظاهر افشاگری دادند.
آیا انتشار لیست املاک و نام بردن از افراد بیگناهی که بههیچعنوان در ان لیست حضور نداشتهاند، نقد قالیباف بود یا تخریب هدفمند و با برنامه وی؟!
بعد تهمت املاک، حادثه پلاسکو خیلی از عقدهها و بغضها را برملا کرد و از سویی خدمتگزاران واقعی و دلسوز مردم را با توطئه گران و دشمنان ملت بهخوبی متمایز ساخت.حادثهای که دل هر بینندهای را ولو در ان سوی مرزها را به درد آورد و اشکها را از چشمان جاری ساخت، چه قلب یا ماهیتی میتواند از اصل واقعه جدا شود و به توطئه و تشویش اذهان و فضاسازی و تخریب مشغول شود؟!!
انصافاً اگر پلاسکو را منصفانه مورد تجزیه تحلیل قرار دهیم، اینهمه تخریبی که روانه قلب و روحیه دکتر قالیباف میشود، آیا میتوان آن را در زمره نقد، آنهم نقد منصفانه قرارداد؟!
آنهایی که در رسانههای خود در روزهای جمعآوری آوارهای پلاسکو، بجای همدردی با مردم و شهردار تهران و آتشنشانان که مردانه پایکار بودند، تیتر درشت «قالیباف استیضاح» را درج کرده بودند و در رسانههای اقماری اجتماعی-مجازی خود تخریبهای شدیدتری را دنبال میکردند و از سویی رسانههای ضدانقلاب هم هماهنگ همان تخریبها را فریاد میکردند، آیا میتوان باور کرد، هدفشان نقد بوده است؟!
ضمن اعتراف اکثر کارشناسان خبره درزمینهٔ روشن شدن حقایق و حضور مخلصانه دکتر قالیباف درصحنه خطر بهعنوان مدیریت بحران و از سویی موضعگیری برخی از خواص اصلاحات که فارغ از نگاههای سیاسی به حقایق پرداختند، فاصله بین نقد و تخریب بهخوبی ترسیم شد و مردم هم متوجه حقیقت در بتن وسعت گسترده تخریب شهردار تهران و همسویی ضدانقلاب در این رابطه شدند.
در حقیقت حیرتانگیز است که برخیها بااینکه بهخوبی میدانند که نقد کجاست و تخریب چیست، اما عامدانه و هوشیارانه خود را به خواب غفلت زده و سرخود را مانند کبک زیر برف بردهاند و آنگاه در یک فرافکنی و فرار روبهجلو به توجیه بداخلاقیها و اقدامات زشت و پلشت خود میپردازند، طوری که گویا قرار است هر چه آنها میگویند وحی منُزل باشد و عقل و شعور مردم هم تعطیل باشد.
تمام ظرفیت رسانههای زنجیرهای و مزدوران شبکههای اجتماعی-مجازی، با بیعت نمودن پشتصحنه با رسانههای معاند و ضدانقلاب بعد از منتفی شدن حضور احمدینژاد در انتخابات 96 قبراق و آماده، پایکار تخریب دکتر قالیباف گردآمدهاند که ممکن است رقیب احتمالی حسن روحانی باشد و لذا از هیچ تهمت و دروغی ابایی نداشته و ندارند و صرفاً بیرون راندن حریف خود در انتخابات آتی را دنبال میکنند.
برنامهریزی و برنامهسازی و تولید محتواهای تخریبی از مهمترین اولویتهایی است که این جریان در حال از یک سال قبل دنبال میکنند و در این مسیر با اختصاص بهترین زمان پخش رسانههای ضدانقلابی چون صدای آمریکا، بیبیسی فارسی و برخی شبکههای سلطنتطلب بهزعم خود به اهداف عملیاتی خود جامه عمل میپوشانند.
در همین رابطه شب گذشته مهدی فلاحتی که یکی از بدنامترین مجریان شبکههای ضدانقلاب است که در تجاوز به همکاران و فسادهای گوناگون به شهرت زیادی رسیده است، در برنامه صفحه آخر به بازنشر تهمتها و دروغهایی که قبلاً از سوی رسانههای ضدانقلابی همچون آمد نیوز منتشرشده بود، پرداخت که فارغ از محتوای این برنامه که تکراری و سرتاسر کذب است که بهمرور و هرگاه به شبههای در این زمینه پاسخخواهیم داد، توجه مخاطبین عزیز را به نکاتی جلب مینمایم:
1_ پرواضح است که برای دریافت یک خبر، آنجایی که حقیقت و واقعیت مدنظر مخاطب باشد، ابتدا باید به دو نکته عقلایی توجه دقیقی شود که اول گوینده خبر چه کسی است؟! دوم اصل خبر چیست؟! حقیقت است یا کذب؟! و خبر بررسی شود و بعد پذیرفته شود.
حال در مورد سؤال اول که گوینده خبر کیست، بسیار منطقی است که باید دید گوینده خبر دارای چه شهرت و یا شخصیتی است؟!
یعنی اگر طرف فردی باسابقه بد، دروغگو و منفعتطلب، کاسبکار و از همه مهتر فاسد و فاسق باشد، چگونه میتوان به خبری که میدهد اعتماد نمود؟!
حال شخص مهدی فلاحتی به نظر شما شرایطش چگونه است؟!
گزینه اصل خبر چیست و یا حقیقت است یا کذب، در این رابطه فرمولی هست که میگویند اساساً از اول بهحق و حقیقتی باید توجه کرد که دارای سند، شواهد متقن و محکمی است، چراکه اگر قرار باشد جریانی به خاطر منافع خود دروغهایی منتشر نمایند و درحالیکه گوینده یا جریان راوی خبر آنچنان هویت درستی هم نداشته باشد، مطلبی را به خورد مخاطب دهد و بدون راستی آزمایی و حقطلبی موردپذیرش قرار بگیرد، اینجاست که حتی مهدی فلاحتی هم خود را محور حق میداند و علیرغم سابقه کثیف خود برای منافعی هرچند ناچیز، دست به این تخریبها میزند.
اما نکته بسیار بااهمیت در این ماجرا که بنده معتقدم یک پیوند نانوشته بین ضدانقلاب و برخی از افراطیهای اصلاحات وجود دارد، همین برنامه مهدی فلاحتی است که با سر هم نمودن دروغ و تهمتهای ناروا به افراد بیگناه، زمینه تخریب را برای رسیدن به قدرت عدهای که سابقه خوبی در خدمت به مردم و کارآمدی ندارند را مهیا مینماید.
در طول برنامه، فلاحتی در صفحه آخر این هفته، حتی یکبار هم کمتر از آقای حسن روحانی نگفت و در تمامی جملات تخریب قالیباف مشهود بود.هشدارنیوز