چاپ صفحه

چرا دانش آموزان امروز شوق جشن انقلاب را ندارند؟

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"دو هفته پیش‌تر تکاپوی ما در مدرسه آغاز می‌شد، گروه‌های سرود تشکیل می‌‌دادیم، کاغذ دیواری‌‌هایی که با هزار شوق از هر چیز با ربط و بی‌‌ربطی در آن می‌‌نوشتیم، هر نفر از خانه تکه‌‌ای کاغذ رنگی که از تولد فک و فامیل و برادر و خواهرش برایش مانده بود به مدرسه می‌‌آورد و دیوارها با احساسات رنگی و بی‌‌شیله پیله بچه‌‌های کلاس تزئین می‌‌شد، هرکس شاید 25 تومان خالی شریک می‌‌شد برای سفارش کیک روز 22 بهمن؛ هرچند که این وسط همیشه یکی بود که جر بزند یا بخواهد از زیر بار آن 25 تومان دربرود اما به هرحال جشن انقلاب مدارس برپا می‌‌شد؛ زنگ اول روز جشن، درس تعطیل بود و معلم هم همراه با بچه‌‌های کلاس ... شور و شوقی بود مثال‌نزدنی. مدیر و معاون هم گشتی بین کلاس‌‌ها می‌‌زدند تا ببینند کدام کلاس بیش از دیگری سنگ تمام گذاشته است ...

بچه‌‌های مدرسه ما همه یک پا معلم پرورشی بودند، خوب طرح می‌‌ریختند، خوب اجرا می‌‌کردند، انقلابی می‌‌شد در مدرسه‌‌مان که شیرینی‌‌اش تا دهه فجر سال آینده به کام‌مان حس می‌‌شد؛ آن روزها هرچه بود شور و شوق دانش آموزی بود و خبری از گزارش آمار و عملکرد و نشست و امثالهم نبود، هر چه بود ما بودیم و شوری که جشن انقلاب و پیروزی در جانمان به پا می‌‌داشت. اما امروز چه؟!

رعنا رستمی در توصیف خاطرات جشن انقلاب در دهه‌‌های هفتاد و هشتاد در گفت‌وگو با آناج خاطرنشان می‌کند: ما هرسال با هماهنگی بچه‌‌های کلاس برنامه‌‌های خاصی را تدارک می‌‌دیدیم و هربار نیز حواسمان به کلاس‌‌های دیگر بود که هرطور شده جشن‌مان بهتر از آنها باشد که در این رقابت‌‌ها سعی می‌‌کردیم معلم را نیز با خودمان همراه کنیم.

وی ادامه می‌دهد: خاطره جشن انقلاب دوم راهنمایی‌‌مان را به یاد دارم که برنامه‌هایمان تا جایی پیش رفت که یکی از بچه‌‌های خوش ذوق کلاس تصمیم گرفت روز جشن با خود ارگ بیاورد و آهنگ‌‌های درخواستی را در مدرسه بنوازد! وقتی آهنگ ارگ در ساختمان مدرسه به صدا درآمد نه تنها بچه‌‌ها، بلکه معلمان دیگر کلاس‌‌ها نیز مقابل کلاس ما جمع شدند و آخر سر به این نتیجه رسیدیم که برنامه را از کلاس به سالن منتقل کنیم.

آن روزها حتی بچه‌‌های شرور کلاس نیز پای کار جشن انقلاب بودند

دانش آموز دیروز و دانشجوی ارشد امروز به خبرنگار آناج می‌گوید: با توجه به دانش آموزان اطراف خود احساس می‌کنم امروزه این فضا تضعیف شده و شاید حالت دو قطبی نیز به وجود آمده است به گونه‌‌ای که فقط برخی از دانش آموزان از قشرهای به اصطلاح مذهبی وارد این برنامه‌‌ها می‌‌شوند ولی در دوران ما همه درگیر فعالیت‌‌های دهه فجر می‌‌شدند و اتفاقا فردی که برنامه ارگ را پیاده کرد شاید از شلوغ ترین بچه‌‌های کلاس بود که مظاهر مذهبی را نیز کمتر رعایت می‌‌کرد.

مهدی لزیری در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرهنگی آناج فضای دانش آموزی در دهه فجر را فاقد شور و اشتیاق دهه‌های پیشین دانسته و عنوان می‌کند: کودکان و دانش آموزان تحت تاثیر فضای خانه، جامعه و اعمال ما هستند و آنچه را که در دل داریم و در زبان نداریم، می‌بینند و می‌فهمند.

دانش آموزان سرخورده شده‌اند/ این چه وضع یک کشور اسلامی است؟

وی می‌افزاید: در واقع آنها نیز مانند بزرگ‌ترها وقتی برخی مسائل را می‌‌بینند سرخورده می‌‌شوند چرا که آنان نسل بعد از انقلاب هستند و در شرایطی زندگی می‌‌کنند که کشور ما اسلامی است و مدام با این سوال مواجه می‌‌شوند چرا وضعیت کشور اسلامی ما اینگونه است؟!

مربی پرورشی دهه شصتی توضیح می‌دهد: فرض کنید دانش آموزی پدرش را می‌‌بیند که صبح تا شب به سختی کار می‌‌کند اما آخر سر دارائی‌‌شان هیچ به هیچ است و در عین حال فردی را می‌‌بیند که میلیاردها اختلاس کرده و بارش را می‌‌بندد؛ در چنین شرایطی افراد سرخورده می‌‌شوند و دیگر بهانه‌‌ای برای شور و شوق دهه فجر ندارند!

اگر ما انقلابی باشیم دانش آموزان هم انقلابی می‌‌شوند

وی تشریح می‌کند: اگر می‌‌خواهیم شور و اشتیاق انقلابی را به محیط دانش آموزان باز گردانیم، ابتدا خود باید به اخلاقیات و تعهدات دوران دهه شصت بازگردیم و در عمل مطابق با اصول انقلابی رفتار کنیم.  

بسیار می‌‌بینیم برنامه‌‌هایی را که توسط نهاد و سازمان‌‌های مختلف در ایام دهه فجر و حتی پیش از فرارسیدن آن، طرح ریزی و اجرا می‌‌شوند که مدارس نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ سالانه در هر مدرسه برنامه‌‌های متعددی برای جشن انقلاب تدارک می‌‌بینند اما این اقدامات هیچ یک شور و شوق سابق را در میان دانش آموزان زنده نمی‌‌کنند.

در گذشته شور و اشتیاق دهه فجری از دل خانواده‌‌ها نشأت می‌گرفت

طاهرعلمی در پاسخ به چرایی این مساله به خبرنگار آناج می‌گوید: در گذشته جو حاکم بین دانش آموزان در ایام الله فجر، تابع شور و اشتیاقی بود که در خانواده و در جامعه وجود داشت و والدین از فعالیت‌‌های پرورشی استقبال می‌‌‌کردند در حالی که امروزه والدین بر بعد آموزشی بیشتر تاکید دارند و فرزندان خود را کمتر به فعالیت‌‌های پرورشی و فرهنگی سوق می‌دهند.

وی بیان می‌دارد: در گذشته تبلیغات جامعه نیز در این زمینه بیشتر بود که همگی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می‌‌داد اما امروز همگرایی لازم بین خانواده، جامعه و مجموعه‌‌ی پرورشی مدرسه وجود ندارد.

باید مرز بین فعالیت‌‌های آموزشی و پرورشی را از بین ببریم

معاون پرورشی اداره کل آموزش و پرورش استان با اشاره به سایر عوامل مدرسه در ترویج فرهنگ انقلابی در بین دانش آموزان، اظهار می‌کند: باید مرز بین فعالیت‌های آموزشی و پرورشی را از بین ببریم تا چنین تصور نشود که مثلا کار معلم صرفا آموزشی و کار مربی پرورشی صرفا امورات پرورشی است؛ بلکه هر دو همزمان مسئولیت آموزش و پرورش دانش آموزان را برعهده دارند.

وی خاطرنشان می‌کند: شایسته است مدارس دانش آموزان را در فعالیت‌‌های فوق برنامه، به خصوص برنامه‌های مربوط به دهه فجر شرکت بدهند تا آنها فعالانه و هدفدار درگیر این امر بشوند چرا که علاقه دانش آموزان به کارهای پرورشی معمولا بیشتر از کارهای آموزشی است.

اگر بگوییم این تغییر منفی هشداری مهم برای جامعه انقلابی است، اغراق نکرده‌‌ایم چراکه امروز هر دانش آموزنمایی از ایران فرداست که تلخی استبداد و حلاوت آزادی را درک نکرده و گویی انقلاب را از خود و خود را از انقلاب نمی‌پندارد. حال راهکار آن چه دست والدین باشد چه مدیران و مدبران بخش اعظمی از وضعیت امروز محصول بی تدبیری‌هایی است که انقلاب را به کام خود مصادره کرده و میدان برای جولان دشمنان فراخ‌تر نمودند.