چاپ صفحه

ناگفته‌های یک پلیس از همدستی ظالمانه دولت و خودروسازان / خودروسازان واقعا ما خودروساز هستند یا خودروبنداز؟

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"سرهنگ سیدهادی هاشمی، رئیس اسبق پلیس راهور تهران بزرگ، پشت پرده حمایت دولت از خودروسازان را برملا می کند و بر این نظریه پافشاری می‌کند که مردم تقصیر چندانی در آلودگی هوا ندارند. در ادامه بخش هایی از این مصاحبه را که همشهری انجام داده است را می خوانید.

  • دلیل پدیده «تک‌سرنشینی»:

1- ما حمل‌ونقل عمومی پویایی که مدنظر شهرداری هست را نداریم چون همیشه دولت‌ها در اجرای بخش عمده‌ای از تعهداتشان به شهرداری برای توسعه حمل‌ونقل عمومی کوتاهی کرده‌اند.

2- عامل دومش به فرهنگ مردم برمی‌گردد. خیلی از مردم ما علاقه‌مند نیستند شخص دیگری را در ماشین خودشان سوار کنند تا حجم مسافران در راه مانده کم‌شود. ترس از اینکه مسافر بزهکار باشد یا یک کسی ممکن است آدم شکاک یا وسواسی‌ای باشد.

- تا زمانی که حمل‌ونقل عمومی‌مان را توسعه نداده‌ایم حق نداریم بگوییم خودروی تک‌سرنشین نباشد.

یعنی چکار کنیم؟

یعنی کاری کنیم که اگر کسی خواست از وسیله نقلیه شخصی استفاده کند، بیاید و بهای سنگین استفاده از وسیله شخصی را بپردازد؛ مثلا در سطح شهر رینگ یک و دو و سه درست کنیم و بابت هر کدامش از رانندگان پول بگیریم. آن وقت کسی که صبح با ماشین شخصی‌اش بیرون می‌آید و شب به خانه برمی‌گردد باید روزی یک میلیون تومان پرداخت کند. در این وضعیت یک شهروند طبقه متوسط و حتی طبقه بالا به راحتی از ماشین شخصی‌اش استفاده نمی‌کند. در این حالت می‌توانیم بگوییم عدالت اجتماعی ایجاد شده است.

  • مسافر در راه‌مانده را سوار می کنید؟

با عرض شرمندگی نه. من یک‌بار این کار را کردم و نتیجه خوبی نداشت. ما نباید اصل را رها کنیم و دنبال فرع بگردیم. اصل این است که باید حمل‌ونقل عمومی خوب داشته باشیم و حمل‌ونقل عمومی در شهر تهران به‌خاطر ماجراهای سیاسی درست شدنی نیست. اصل، خودخواهی در این رفتارهای سیاسی است نه رفتار شهروندان.

  • دولت چقدر مقصر است؟

گفتم که اصل، خودخواهی در این رفتارهایی است که مسئولان به‌خاطر منافع شخصی، گروهی و جناحی‌شان انجام نمی‌دهند. ببینید! دولت‌ها ۲ وظیفه مهم دارند:

1- یکی اینکه تعهداتشان را در حوزه توسعه حمل‌ونقل عمومی به شهرداری پرداخت کنند.

2- دوم اینکه دولت به‌عنوان یک نهاد حاکمیتی، مطالبات مردم را از دستگاه‌هایی مانند شهرداری مطالبه کند. دولت‌ها حتی این کار را هم نمی‌کنند چون خیلی اعتقادی به این چیزها ندارند و بابت کارهای دیگر خیلی سرشان شلوغ است. یک زمان دولتی پیش‌بینی کرد که ۲۰درصد جابه‌جایی ما در شهر تهران با تاکسی باشد. کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ تاکسی وسیله نقلیه عمومی نیست؛ وسیله حمل‌ونقل نیمه عمومی لوکس است. تاکسی هرجا بخواهد می‌رود و هر چیزی بخواهد جابه‌جا می‌کند. این مصوبه غلط و غیرکارشناسی بود اما تصویب شد.

  • خودروسازان با حمایت دولت گردن­ کلفتی می کنند

در کشور ما نمی‌شود از خودروساز حرف زد. چون آنها تخم‌دوزرده می‌کنند! وزارت صنایع در بخش خودرو یا برای خودش دولت تشکیل می‌دهد و یا هر جا عرصه را تنگ می‌بیند پشت دولت مخفی می‌شود. در همه جای دنیا تصادف اتفاق می‌افتد. در کشور ما تصادف فوتی است ولی در کشورهای پیشرفته خسارتی. آلایندگی و مصرف سوخت خودروهای ما بسیار بالاست. این همه دولت‌ها از خودروسازان حمایت می‌کنند و انصافی هم ندارند که کمی به فکر مصرف‌کننده و محیط‌زیست و… باشند. خودروسازهای ما خودروهای خوب را هم بد مونتاژ می‌کنند. قطعات چینی بلای جان مردم و هوای پاک شده است.

معلوم نیست دولت ما دولت خودروسازان است یا دولت مردم! دولت، خودروساز را به جان و مال و زندگی مردم ترجیح می‌دهد. معلوم نیست پشت قضیه چه ماجرایی است. خودروسازی در کشور ما فاجعه است. آیندگان ما را لعن و نفرین خواهند کرد. تا کی باید به‌خودروسازان باج بدهیم؟ دولت یک روز باید بگوید آقای خودروساز خودروی خودت را به مدد کیفیت بفروش نه با رانت دولتی. اگر رانت دولت برداشته شود اینها نمی‌توانند محصولات خودشان را بفروشند. چه‌کسی می‌آید این ماشین‌ها را بخرد؟ چقدر مردم باید بمیرند یا هوای آلوده تنفس کنند تا دولت به‌خودش بیاید؟ چقدر کشته بدهیم تا دولت رضایت‌دهد که از خودروساز حمایت نکند؟ دولت بیاید مرز تعیین کند، بگوید ۲۰۰هزار نفر دیگر که بمیرند من دیگر از خودروساز داخلی حمایت نمی‌کنم. دولت اعلام کند که هر شهروند ایرانی ماهانه مبلغی بدهد تا کارمندان خودروسازی دست از کار بکشند و در خانه‌شان بخوابند. مردم پولشان را می‌دهند تا جانشان حفظ شود. اینها به بهانه حمایت از کارگر چندین سال است هم دولت را می‌چاپند، هم بانک‌ها را و هم مردم را. ولی واقعا چقدر به کارگران در صنایع خودروسازی رسیدگی می‌شود؟ آن چیزی که ما می‌شنویم این است که مدیران خودروساز برای خودشان پاداش‌های چندصدمیلیون تومانی درنظر می‌گیرند آن وقت حقوق کارگرها عقب می‌افتد. برای همین است که می‌گویم دولت با غرور و خودخواهی مردم را رها کرده و پشت سر خودروساز ایستاده است. اگر سیاستگذاری‌های وزارت صنایع اصلاح بشود، اگر خودروسازها دست از تولید خودروی بی‌کیفیت بردارند مطمئن باشید وضعیت هوای کلانشهرها حداقل۵۰-۴۰درصد بهتر می‌شود.

  • مقصر اصلی آلودگی هوا مردم، نهادهای دولتی یا مدیریت شهری؟

من مردم را خیلی مقصر نمی‌دانم. دکتر روحانی ۲ بار تذکر دادند که خودروهای ما باید باکیفیت شوند. شما بروید بررسی کنید که آیا خودروسازان برای این حرف حداقل یک جلسه گذاشته‌اند؟ وزارت صنایع باید دستور رئیس‌جمهور را نصب‌العین قرار دهد. خودروهای ما غیرایمن و تقلبی هستند. خودروسازان ما گندم نمای جوفروش هستند. مقصر این ماجرا وزارت صنایع است. کیفیت بنزین ما پایین است. مصرف سوخت در خودروها و موتورسیکلت‌ها زیاد است چون موسسه استاندارد دارد سهل‌انگاری می‌کند. راه‌های ما اشکال دارند چون وزارت راه و شهرسازی کارش را درست انجام نمی‌دهد.

اگر خیلی خوش‌بینانه نگاه کنیم در زمینه آلودگی و ترافیک ۲۰درصد مردم مقصر هستند و ۸۰درصد دولت و نهادهای مسئول. ولی ما ۸۰درصد را کنار گذاشته‌ایم و مدام توپ را در زمین ۲۰درصد می‌اندازیم. اگر وسیله نقلیه عمومی کارآمد باشد، مگر مردم کم‌عقل هستند که از وسیله شخصی خودشان استفاده کنند؟ من اگر مطمئن باشم که اتوبوس بعد از ۲دقیقه می‌آید و راحت روی صندلی می‌نشینم و بعد از چنددقیقه سرکار می‌رسم، چه کاری است که با ماشین شخصی‌ام بزنم بیرون. من اگر۲ بار ببینم همکارم با مترو یا اتوبوس آمده سرکار و نیم ساعت زودتر از من که با ماشین شخصی‌‌ام آمده‌ام رسیده چرا باید با ماشین بیرون بیایم؟! برای همین از نظر من بحث خودروهای «تک‌سرنشین» یک جمله انحرافی است.

  • تاکسی‌ها هم مقصرند؟

رفت‌وآمد ۹۵هزار تاکسی در تهران وحشتناک است. اگر این تعداد تاکسی در هسته مرکزی شهر ماشین خودشان را خاموش کنند چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟ ما هسته مرکزی شهر را خالی می‌کنیم و در اختیار تاکسی‌ها قرار می‌دهیم. تاکسی‌ها هم هر کاری دلشان بخواهد می‌کنند. شما از مدیر تاکسیرانی بپرسید در روز برفی چه تعداد تاکسی داری؟ در دیگر کشورهای دنیا حداکثر ۲تا ۴درصد جابه‌جایی‌ها را تاکسی انجام می‌دهد. ما یک کار عجیب و غریب می‌کنیم. تاکسی‌های ما به‌صورت میانگین ۱/۶ درصد سرنشین دارند. ولی یک اتوبوس از سر خط تا ته خط ۷۰نفر مسافر را جابه‌جا می‌کند. ۳۵تاکسی کار یک اتوبوس را انجام می‌دهند. یک اتوبوس ۲۰متر طول دارد ولی ۳۵دستگاه تاکسی حدود ۱۵۰ متر مسیر را اشغال می‌کنند. بعضی از تاکسی‌ها جنس بازاری‌ها را جابه‌جا می‌کنند و نقش وانت‌بار را دارند. بعضی از آدم‌های پولدار تاکسی دارند و با آن به طرح ترافیک می‌روند. همیشه ۲۰درصد تاکسی‌ها ناپدید هستند. تعدادی هم در اختیار خودشان هستند و هروقت دلشان بخواهد می‌آیند و می‌روند. این چه جور حمل‌ونقل عمومی است؟ این سیاستگذاری که مصوبه هیأت دولت است اشکال دارد. رانندگان تاکسی قشر زحمتکش و محترمی هستند ولی درنظر داشته باشیم در هیج جای دنیا، تاکسی وسیله نقلیه عمومی محسوب نمی‌شود