به گزارش پایگاه عدالت خواهان" حسین پایین محلی فعال سیاسی و فرهنگی با ارسال یاداشتی به این پایگاه نوشت:قدی بر برگزاری مراسمات استانی درجلین. بگذارید به قول معروف همان اول حرف آخر رابزنم !اولین سوال ومهمترین سوال این نوشتاراین است.چرا درمراسمات استانی که بعضا درطول سال برگزارمیشود سخنران ومجری ومداح از خارج ازجلین انتخاب میکنند!!!مگر قحط الرجال است!؟
بیشک استفاده از چهره های استانی امری است ممدوح اما تاکی باید نشست ونیروسازی نکرد واز ظرفیتهای داخلی استفاده نکرد؟!
چراهرساله باید خروجی ستاد تصمیم گیری به این نقطه مشترک خاتمه پیداکند که از شهری بااین همه نیروی ارزشی وولایی وتحصیلکرده تنهاباید به عنوان تماشاگر وسیاهی لشگراستفاده کرد.حقیر به شخصه بعدازسالها برگزاری مراسماتی این چنینی دچارنوعی ذهنیت شده که پرسشها ذهنم را قلقلک میدهند ونمیتوانم ازکناراین مسئله به سادگی عبور کنم.چراتابه حال کسی طرح پرسش نکرده؟آیااکثریت اعضای ستاد برگزاری مراسم یادبود شهدا وامام(ره)غیربومی اند یا تصمیم نهایی راکسی میگیرد که برنادیده گرفتن از ظرفیت داخلی تاکید میکند؟!آیا تراز یک شهر درحد یک روستای کوچک چند خانواری پایین نمی اید!؟اجازه بدهید یک تشبیهی داشته باشیم بین این نوع مدیریت وتصمیم گیری بافوتبالمان!سالهاست وقتی بین سرخ ها وآبیها مسابقه برگزارمیشود ازبیرون کشور داورمی اورند تا حاشیه ای ایجاد نشود-تاانجایی که حقیرمیداند عمدتاازداور خارجی استفاده شده-کسی نیست بپرسد تاکی وکجا وچرا باید اینگونه باشد!اگرهم مسئله ای هست که چرا اینگونه باید مسایل پیش برود که مثلا شاهدیم.
وقتی درچنین شهری ما شخصیتهایی درترازهای علمی واجرایی ومدیریتی داریم ایاازبرگزاری یک مراسم دوساعته بانیروهای داخلی قاصریم!؟
پیداست که یک جای کارمی لنگد اما کجا وچگونه وراه حلش برای ما کمی غامض است.آیاخودمان راباورنداریم؟آیا ستاد تصمیم گیری با مسایلی روبروست که ماازکنه ان بیخبریم ونهایتااین خروجی تکراری هرسال رقم میخورد که ازمجری وسخنران ومداح راازبیرون بیاوریم؟!(به قول نعمت زاده بریم ومدیرازخارج بیاریم!)ویا ماجرابه گونه دیگری است.بیشک توسعه پایدارهنگامی رخ خواهد داد که درحوزه فرهنگی به خود باوری رسیده ومطابق جغرافیای تاریخی وفرهنگی برنامه ریزی کنیم.
روزگاری دربسیاری ازمسایل جلین زبانزد بود.چه درحوزه ورزشی وفوتبال و کشتی وچه درحوزه برخی صنایع دستی ودستبافت ودرحوزه باغداری مثل انار والحمدالله الان تعاونی اعتبارامید درقامت کاسپین.نگارنده به خاطردارد سال هشتاد آقای حاج علیرضاطاهریان مدیرجهادی کاسپین ازمابرنامه مدون یکساله میخواست!آنهم درشانزده سال پیش!چنین نگرشی به رشد غیرقابل تصور تعاونی اعتبارامید منجرشد وسند افتخار شهرمان دراستان وکشور.وهمین طور دامنه این افتخارات رامیتوان به دفاع مقدس هم مرتبط کرد وشهادت دادکه در دوران دفاع مقدس وحضوردرجبهه های حق علیه باطل. و...تنها درحوزه فرهنگی فاقد یک برنامه یکساله (چه برسد به چشم انداز فرهنگی!) آنهم ازنوع فرهنگی نه ضرورت تقویمی هستیم.خلا برنامه ریزی فرهنگی برای شهرجلین دراین سالهانکته ای بود که بارها تاکید اما نادیده گرفته شده ونگارنده نمیداند تاکی باید طرح این مسئله نادیده گرفته ویاپاک شود!؟
شاید جوهری ندیدن فرهنگ ونگاه عرضی داشتن به عنوان یک اسیب درفرهنگ معاصرما وجود داشته باشد که همواره نگاه روزمره انهم نه از نوع واقعیت عینی بلکه بر اساس یک ذهنیت اشتباه به خروجی های اینچنینی منجرشود اما راهگشایی تاریخ را برای ما با عسرت مواجه خواهد کرد وانسدادهای اجتماعی بسیاری دراین انگاره معرفتی به وجود می اید بااین حال درسطح خودمان باید مصرفی بودن مفاهیم مهم تاریخی را به نقد کشید چراکه فرهنگ به تعبیر مقام معظم رهبری حکم هوارابرای جامعه دارد وبرخورد مقطعی وگزینشی با رویدادهای مهم نه تنها مارا ازماهیت این پدیده ها دورمیکند بلکه دربازه زمانی کارکرد این وقایع راهم کم رنگ تر می کند ونهایتا یاباید به بازتولید مفاهیم دست زد که با این تحدیدهای تاریخی راه را مشکل میکند ویا به جایگزینی مفاهیم اندیشید که این ممکن است به گسست فرهنگی وگسیختگی تاریخی بیانجامد که نهایتا مارا به نقاط مجهولی خواهد برد که نمیتوان ازان به حرکت روبه جلو یاد کرد
مخلص کلام اینکه باید به خود باوری رسید وخود باوری راتقویت کرد واز ظرفیتهای داخلی استفاده کرد وراه را برای نخبگان داخلی ونسل جوان هموارکرد وانحصار تاریخی راشکست وگرنه به تعبیر برخی متفکران فرهنگی این اسیب درقالب چیزی غیرقابل پیشبینی ظهورپیداکند وشاهد جرقه های فرهنگی شویم چنانکه پیشترنیز با برخی تصمیمات شخصی وجریانی برای جامعه خودمان هزینه تراشی کردیم.اگرتااینجا این نوشتارکمی رنگ انتقاد داشت به این دلیل است که نمیشود ونباید چشمها رابرمشکلات واسیبها بست وطرح این موارد اگرچه باعث رنجش برخی میشود اما واقعیت تلخ از دروغ شیرین مارا بهترکمک میکند لذا با تبیین وضعیت کنونی وخلا برنامه ریزی توسط کسانیکه انتظارمی رود نگارنده پیشنهاد میکند قرار
گاه٬ اتاق فکر ٬شورای فرهنگی٬یا درشورا وشهرداری به عنوان ارگان رسمی واحد فرهنگی تشکیل شود که دران نخبگان ٬پیشکسوتان ٬خواص فرهنگی(نه سیاسیون الزما!)و علاقه مندان به فعالیتهای فرهنگی وبرنامه ریزان فرهنگی جمع شوند وبه ترسیم نقشه فرهنگی بپردازند وبرای هرسال برنامه های شاخص ماهیانه٬فصلی وسالانه درسطح شهرستان واستان وکشوری بپردازند.پیشترنیزبرنامه هایی چون غذاهای محلی٬بازیهای محلی٬پوشش محلی٬وبرنامه هایی چون یادواره امام(ره)٬یادواره شهدا٬فعالیتهای فرهنگی درحوزه هنر اعم از ادبیات وشعروداستان تانقاشی وعکس٬وبلاگ نویسی٬ایجادشبکه های اجتماعی٬تشکیل بانک اطلاعاتی ازنخبگان٬راه اندازی کارگروه هایی مثل پزشکان وکشاورزان ومعلمین ومهندسین٬ایجاد خانه فرهنگ وکلاسهای مشاوره٬نشست ادبی ٬نقد کتاب ٬معرفی کتاب ونقد سینمایی٬محافل دانشجویی باموضوعیت علوم انسانی ونهضت تولید علم وهمایش چهره های ماندگار٬برگزاری مسابقات کشتی٬تقویت فرهنگ محلی درراستای احیا خرده فرهنگها وهویت محلی دربرابر تهاجم فرهنگی غربی و ...میتواند مورد توجه و در برنامه ریزی فرهنگی مورد عنایت قرار بگیرد.استفاده از ظرفیت بسیج ومناسبتهای دینی مثل ماه مبارک رمضان ومحرم وصفر و....هم میتواند در تقویت فرهنگ اسلامی موثرباشد.بیشک اگر نگاه فرهنگی وجود داشته باشد واز ظرفیت هااستفاده شود در عین ترسیم چشم انداز طولانی مدت که ضروری است ونقشه فرهنگی را ایجاب میکند برنامه سالانه درسطوح مختلف فرهنگی میتواند به ایجاد همگرایی فرهنگی ووحدت وپرنمودن شکاف های تاریخی وفرهنگی وکم کردن اسیبهای اجتماعی منجرشود.نگاه مناسبتی وتقویمی به فرهنگ نقش پدیده ها ومولفه های فرهنگی درتاریخ راکم رنگ نموده ونگاهی که به عدم استفاده از ظرفیت داخلی تاکید دارد نیز راه به جایی نخواهد برد.باامید به اینکه درجهان جهانی شده که مرزهای فرهنگی برداشته شده وشاهد حاکمیت رسانه ها هستیم برای حفظ وترویج فرهنگ دینی وملی ضرورت توجه به فرهنگ وترسیم نقشه فرهنگی وبرنامه ریزی جهت تحقق پویایی فرهنگی راشاهد باشیم وازظرفیتهای داخلی استفاده کنیم.این نوشتار را باغزلی ازحافظ به اتمام می رسانیم:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تأیید نظر حل معما میکرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدا را میکرد
این همه شعبده خویش که میکرد این جا
سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گلهای از دل شیدا میکرد