به گزارش پایگاه عدالت خواهان"مقداد خ با ارسال یاداشتی به این پایگاه توشت: میدانم فیلم تروا را دیده اید یانه؟واگر ندیده اید آیا درباره آن چیزی خوانده یاشنیده اید؟ماجرای تروانیز ابتدابه زعم بسیاری چون شهر پمپئی درهاله ای از افسانه بود ولی بعدها کاوشگران وباستان شناسان با تحقیقات وبرخی تاریخنگاران به استناد برخی نوشته ها توانستند به اثبات ان بپردازند
شاید قبل از کشفیات باستان شناسان خیلی رابراین تصوربود که تروا تنهاافسانه ای است که هومر درایلیاد خلق کرده.حتی اگر ماجرای تروا افسانه هم بود باید ازاین تمثیلها واستعارات وداستانها درس گرفت چراکه اولابه زعم اسطوره شناسانی چون میرچیاالیاده ژرف ساخت این افسانه ها ریشه درواقعیت دارد وبه تعبیر یونگ این افسانه هاراباید نشانه ای از تجلی روح تاریخی یک قوم قلمدادکرد
بااین مقدمات به مسئله اصلی میپردازیم وان ماجرای رویارویی شهر تروی(تروا)با یونانیها(غربیها)است.
تروی قابل نفوذ نیست وشهرتروا یاتروی بادژمستحکمی که دارد دربرابر ارتش آتنیان محفوظ است وغیرقابل نفوذ.یونانیها با نهان روشی که دارند اسب چوبی بزرگی طراحی میکنند وسربازان جنگجوی خودرادرآن پنهان می کنند.اهالی تروی تصور می کنند این اسب چوبی هدیه است لذاآن رابه داخل شهرمی برند وازاینجا نفوذ محقق می شود.نفوذی که به فروپاشی شهر وتمدن عظیم تروی منجر می شود.دراین جنگ آشیل قهرمان اسطوره ای یونان نیز حضور دارد واین نشان از اهمیت این نبرد ورویارویی تمدنی دارد.تروی سقوط میکند ودراین نبرد آشیل نیز کشته میشود واین بیانگراین است غرب برای رسیدن به هدف خود حاضر به اسطوره کشی وخودزنی نیزهست وحتی حاضربه ازدست دادن برخی از سرمایه های خود است-چنانچه دربرجام به زعم تدبیریها غرب امتیازهایی داده-درحالیکه این وضعیت برای یونان پیروزی رابه ارمغان آورده وتروی چیزی بیش از اسب چوبی نصیبش نشد که آن راهم یونانیهابعدازفتح شهربه آتش کشیدند.
بانگاهی به داستان یاافسانه وفیلم تروا(تروی)می توانیم به همذات پنداری بین ما و تروی وتقارن آتنیان با غرب امروز-پنج به علاوه یک!-رسید.
مسئله ای که مدتی است امام خامنه ای تحت عنوان نفوذ مطرح کردند ودرانسوی نیز طرف مقابل علنا از ورود به ساختار تصمیم سازی وتصمیم گیری در نظام سیاسی ما میگوید وتحدید قدرت نظامی مارا به عنوان دستاورد برجام واف تی ای اف قلمداد میکند.
اگر غرب امروز بادادن امتیازاتی حاضر به ذبح قهرمان خود-آشیل-است این اسطوره کشی چه دستاوردی برای اودارد ویا به دنبال چه هدفی است؟آیا ما درسیاست خارجی به دنبال بازی برد برد هستیم ویا باتصور چنین انگاره ای وارد تئوری اسب تروا شده ایم؟ایا این روند به تجدید ماجرای تروی ختم نمی شود؟!