چاپ صفحه

خبرهای ویژه / اول قرار نبود!؟ / از مفسدان حمایت نکنید مبارزه با فساد پیشکش!

 

برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرامی «جدیدترین اخبار» اینجا کلیک کنید

جنجال برای برجام نفتی بعد از برجام خسارت بار هسته‌ای
حامیان دولت و مسئولین وزارت نفت با کلید زدن طرح «برجام نفتی» در حالی از ضرر 80 میلیارد دلاری صحبت می‌کنند، که هنوز پس از گذشت 6 ماه از اجرای «برجام هسته‌ای» معلوم نیست 18 میلیارد دلار سود وعده داده شده کجاست؟!
به گزارش رجانیوز: در حالی که اشکالات فراوانی به قراردادهای جدید نفتی IPC وارد شده و رهبری انقلاب نیز در دیدار دانشجویی فرمودند: «تا وقتی متن قراردادها اصلاح نشود، هیچ قراردادی نباید بسته شود»، روزنامه شرق در مطلبی تحت عنوان «چه کسانی 80 میلیارددلار به ایران ضرر زدند» به نقل از رئیس بازنگری قراردادهای نفتی وزارت نفت می‌گوید: با توجه به اینکه بیش از 6 ماه از اجرای برجام می‌گذرد و با وجود تمایل شرکتهای بین‌المللی در حوزه‌های نفت و گاز برای سرمایه‌گذاری در ایران هنوز تکلیف قراردادهای نفتی مشخص نیست و تأخیر در اجرای قراردادهای نفتی، ماهیانه 8 تا 10 میلیارد دلار به کشور ضرر می‌زند، و با توجه به نهایی شدن قراردادهای جدید نفتی در آذرماه گذشته، رقمی معادل 80 میلیارد دلار تا به امروز به کشور زیان وارد شده است.
پیش از این شهریور ماه 94 در حالیکه کمیسیون برجام مشغول بررسی متن این توافق بود و ابهامات زیادی درباره نقاط ضعف آن مطرح می‌شد؛ حامیان و مسئولین دولتی با هدف تحت فشار قرار دادن نهادهای رسمی نظام که مسئول بررسی و تصویب برجام بودند، ادعا می‌کردند تأخیر در اجرای برجام روزانه 100 تا 150 میلیون دلار به کشور ضرر وارد می‌کند.
ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور در همان زمان گفت: «هر یک روز تأخیر مجلس در بررسی برجام، 100 میلیون دلار به اقتصاد کشور آسیب می‌رساند؛ اما آقای وزیر اقتصاد در این باره می‌گوید عدم تصمیم به موقع درباره برجام، روزی 150 میلیون دلار خسارت می‌زند.»
در همان ایام نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور نیز در کمیسیون بررسی برجام مدعی شده بود: «تأخیر در اجرای برجام روزانه 130 میلیارد تومان هزینه برای ملت ایران دارد».
سیروس ناصری عضو تیم اسبق هسته‌ای نیز در مهر ماه همان سال ادعا کرد: «روزی 100 تا 150 میلیون دلار هزینه تأخیر در اجرای برجام است.»
براساس ادعای ضرر روزانه حداقل 100 میلیون دلار ناشی از تأخیر برجام و همچنین گذشت بیش از 6 ماه از توافق هسته‌ای یا به عبارتی 180 روز، با یک محاسبه ساده، می‌بایست تاکنون بیش از 18 میلیارد دلار نصیب ملت ایران شده باشد.
امروز حامیان دولت و مسئولین وزارت نفت با کلید زدن طرح «برجام نفتی» در حالی از ضرر 80 میلیارد دلاری صحبت می‌کنند، که هنوز پس از گذشت 6 ماه از اجرای «برجام هسته‌ای» معلوم نیست 18 میلیارد دلار سود وعده داده شده کجاست؟! دولت ابتدا 18 میلیارد دلار سود ادعایی برجام را به ملت پرداخت نماید و حساب خود را با مردم صاف کند،‌بعد از سود ماهیانه 10 میلیارد دلاری قراردادهای نفتی صحبت کند.

تقصیر شکست‌های اصلاح‌طلبان متوجه موسوی لاری و رهامی است
بحث انحلال فراکسیون امید و ایجاد فراکسیونی مجزا برای اصلاح‌طلبان بالا گرفته است.
پیش از این علی تاجرنیا (عضو حزب منحله مشارکت و فراکسیون این حزب در مجلس ششم) به ایلنا گفته بود فراکسیون امید باید پالایش و یک فراکسیون جدید به اسم اصلاح‌طلبان تشکیل شود تا بتواند با انسجام بیشتری پیش برود.
پس از وی مهدی آیتی دیگر عضو فراکسیون مشارکت در مجلس از وضعیت اصلاح‌طلبان در عرصه سیاسی کشور گفت: باید فراکسیون اصلاح‌طلبان با همان هشتاد یا نود نماینده تشکیل شود، زیرا مهم داشتن یک فراکسیون کیفی است نه کمی. اگر یک فراکسیون اقلیت باشد اما کیفیت داشته باشد، می‌تواند در بودجه، عزل و نصب وزرا، سیاست‌گذاری‌های دولت و مجلس و قوه قضائیه و صدا و سیما دخالت کند. می‌تواند با طرح سؤال و استیضاح در کمیسیون اصل نود پیگیر تخلفات شود. ما به یک فراکسیون با کیفیت نیاز داریم. لیدرهای سیاسی ما باید هوشمند و با تجربه و شجاع باشند. شجاعتی که علی مطهری اصولگرا دارد در بسیاری از اصلاح‌طلبان وجود ندارد. ما امروز علی مطهری اصولگرای شجاع را، به هر اصلاح‌طلب محافظه‌کار ترجیح می‌دهیم.
به گزارش بهارنیوز مهدی آیتی در خصوص عملکرد ضعیف اصلاح‌طلبان در مجلس و عدم تشکیل فراکسیون گفت: مشکل مجلس دهم به دو سه سال قبل برمی‌گردد. یعنی ریشه در زمانی دارد که آقای موسوی لاری به نمایندگی از رئیس دولت اصلاحات شورای هماهنگی اصلاحات را منحل و یک شورای غیرقانونی تحت عنوان شورای سیاست‌گذاری تأسیس کرد. این اقدام موجب شد که یک سردرگمی و اختلاف و انشقاق در شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب به وجود بیاید.
وی ادامه داد: قبلاً شورای هماهنگی اصلاحات متشکل از 18 گروه از نمایندگان ادوار مجلس با اسم گروه‌های هجده‌گانه بود که به صورت دوره‌ای مدیریت آن تغییر می‌کرد. این کار آقای موسوی لاری باعث شد مدیریت شورای هماهنگی اصلاحات مدیریتش از دست برود. همین اشتباه به آقای رهامی هم منتقل شد که دبیر آن شورا است و نهایتاً منجر به این شد که در شورای چهارم شهر تهران با وجود اینکه نصف اعضای آن اصلاح‌طلب هستند؛ نه شهردار از اصلاح‌طلبان شد و نه رئیس شورا. یعنی هم محسن هاشمی در شهرداری شکست خورد و هم آقای مسجد جامعی موفق نشد کرسی ریاست را حفظ کند و کاملاً منزوی و فراموش شد و هیچ تأثیری ندارد. حالا هم شورا و شهرداری در اختیار کسانی است که نه تنها اصولگرا هستند بلکه در دوران احمدی‌نژاد هم در این مقام بودند. لذا باید قبول کنیم که اصلاح‌طلبان اینجا باختند و قطعاً مقصر آقایان موسوی لاری و رهامی هستند.
آیتی افزود: همین وضعیت و قصور در مجلس دهم اتفاق افتاد. شورای هماهنگی اصلاحات منحل و شورای سیاست‌گذاری جایگزین شد و عده‌ای ناراحت و ناراضی از شورا رفتند و کار به جایی کشیده شد که امروز با اینکه 30 نفر نماینده تهران همه از اصلاح‌طلبان هستند اما متأسفانه آقای عارف نه رئیس مجلس شد و نه نایب رئیس، نه رئیس کمیسیون و نه رئیس مرکز پژوهش‌ها. یعنی الان ایشان در مجلس به اندازه یک نماینده بسیار معمولی پایین فراموش شده و منزوی نشسته است.
وی تصریح کرد: البته امروز آقای عارف به خوبی می‌داند که چطور این اتفاقات افتاد. ما دو سال پیش هم در بنیاد امید به ایشان گفته بودیم که رئیس جمهور با آقای لاریجانی درباره ریاست مجلس دهم به توافق رسیده‌اند. شما هم دیدید که بعد از انتخابات مجلس همان آقایانی که فرصت‌طلبانه با حضور در لیست اصلاحات به مجلس راه پیدا کردند، حمایت خودشان را از آقای لاریجانی اعلام کردند و آقای عارف را تنها گذاشتند. الان آقای عارف برای تشکیل و ریاست فراکسیون‌ها حتی آن تعداد رأی که می‌گویند هم ندارند. این در حالی است که ما اطلاع داریم آقای لاریجانی حدود 200 رأی برای تشکیل فراکسیون ولایت همراه خود دارند و حتی در تمامی انتخابات رؤسا و نائب رئیسان کمیسیون‌ها اعمال نظر کرده است.
وی ادامه داد: در کنار افرادی که کار را به اینجا رساندند یک نفر سومی هم هست که به علت مشاوره‌های غلط به دکتر عارف باعث شرایط موجود برای ایشان شد، مشاور عالی وی یعنی آقای حسن رسولی است. ایشان در سه سال گذشته از بنیاد باران خارج شدند و به بنیاد امید رفتند و با مشاوره‌هایشان آقای عارف را بر لبه پرتگاه قرار دادند. لذا فراکسیون امید دچار پراکندگی و آشفتگی است.

از مفسدان حمایت نکنید مبارزه با فساد پیشکش!
وکیل مدافع طیفی از مفسدان سیاسی و اقتصادی، در روزنامه ایران برای مبارزه با فساد قلمفرسایی کرد.
علیزاده طباطبایی در روزنامه ایران نوشت: قدرت سیاسی اگر در مقابل قانون پاسخگو نباشد و خود را برتر از قانون بداند زمینه برای فساد سیاسی بروز می‌کند و قدرت و سلطه گروه‌های سیاسی با سیمان فساد مستحکم می‌شود. اگر نظارت قضایی مستقل و به دور از نفوذ سیاسی وجود نداشته باشد فساد سیاسی گسترش می‌یابد. وقتی مسئولان دولتی به هر دلیل احساس کنند از مصونیت برخوردارند و چند صد میلیارد دلار درآمدهای نفتی را بدون نظارت دستگاه‌های مسئول هزینه می‌کنند طبیعی است که یک جوان 30 ساله بتواند بیش از یکصد هزار میلیارد ریال از منابع عمومی را به یغما ببرد و کسانی که زمینه این فساد گسترده را فراهم کرده‌اند مورد مؤاخذه قرار نگیرند. وی ادامه می‌دهد: برخورد با پرداخت‌های غیرمتعارف که خوشبختانه با عزم ملی مواجه شده نیاز به اصلاح ساختار دولت بخصوص به احیای سازمان برنامه و بودجه دارد. این پرداخت‌ها امروز شروع نشده که با یک دستور یا بخشنامه متوقف شود.
علیزاده به این حقیقت اشاره نکرده که بابک زنجانی در مصاحبه با نشریه کارگزارانی آسمان تأکید کردند درآمدهای رانتی را از دولت سازندگی و با درآمد روزانه 17 میلیون تومانی توزیع انحصاری دلار در بازار (به نیابت از بانک مرکزی) شروع کرده و با درآمد آن در خیابان میرداماد دفتر خریده است.
رئیس دولت سازندگی زمانی گفته بود اگر در یک پروژه سدسازی 10 میلیاردی 500 میلیون تومان هم سوء استفاده شد، عیبی ندارد.
همچنین گفتنی است برخی اعضای دولت سازندگی و سپس متحد آن- دولت اصلاحات- جزو غیرپاسخگوترین و خودکامه‌ترین مدیران بودند.
علیزاده طباطبایی وکیل مهدی هاشمی بود که به خاطر برخی مفاسد اقتصادی و امنیتی سنگین محکوم به زندان شد.

هاشمی: با 20 درصد از نقدینگی موجود می‌توان اقتصاد را رونق داد
هاشمی رفسنجانی گفت می‌توان با 20 درصد از نقدینگی موجود در کشور به اقتصاد رونق داد.
وی در دیدار جمعی از مدیران و کارشناسان حوزه رسانه و صنعت، به موضوع افزایش 900 هزار [1017] میلیاردی نقدینگی کشور و معمای محل نگهداری و مصرف آنان پرداخت و گفت: اگر 20 درصد این نقدینگی‌ها برای تأمین نیازهای واحدهای تولیدی تعطیل شده برگردند، علاوه بر برگشت رونق به اقتصاد، مشکل بیکاری جوانان تحصیل کرده، مخصوصاً کارگران بیکار شده را حل می‌کند که معضل بسیار خطرناک برای جوانان، خانواده‌ها و جامعه شده است.
پیش از هاشمی، کارشناسان اقتصادی بارها خطاب به دولتمردان عنوان کرده‌اند که با به خدمت گرفتن ظرفیت 2/5 برابر شده نقدینگی می‌توان رونق اقتصادی ایجاد کرد، حتی برخی حامیان دولت نظیر احمد خرم معتقدند به واسطه بخش‌هایی نظیر مسکن مهر می‌توان نقدینگی را به سمت تولید و اشتغال سوق داد.
هاشمی در بخش دیگری از سخنانش گفته است «عقلای قوم کم‌کم دارند متوجه می‌شوند که سوراخ کردن کشتی انقلاب همه را غرق می‌کند. البته من مأیوس نیستم، چون بنیان اصلی کار آگاهی مردم است که می‌فهمند علل این مسایل و عقب‌ماندگی‌های کشور چیست.»
آنچه در مقایسه با این اظهار نظر عجیب است رفتار هاشمی در ماجرای فتنه و آشوب 88 و در قبال جریان ضد انقلابی است که به قصد انهدام اصل اسلام و انقلاب و نظام به میدان آمده بود و متأسفانه مورد حمایت آقای هاشمی قرار گرفت. شعار آنها این بود «اصل نظام نشانه است».

نیویورک تایمز: اجرای تعهدات برجام چیزی عاید ایران نکرده است
نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: یک سال پس از توافق برجام، ایران هنوز از مزایای اقتصادی آن بهره‌مند نشده و این می‌تواند آینده توافق را به خطر اندازد.
در حالی که 22 تیر ماه سالگرد اعلام توافق ایران و 5+1 در ژنو است، روزنامه نیویورک تایمز نوشت: یک سال از توافق هسته‌ای میان ایران و پنج قدرت هسته‌ای جهان می‌گذرد. این توافق به طور اساسی توانایی ایران برای تولید ماده قابل انشقاق که ترکیبات کلیدی برای ساخت یک بمب هسته‌ای است را محصور کرده و بالطبع جهان را هم امن‌تر ساخته است.
آژانس که مسئول نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران است می‌گوید از ژوئیه گذشته که توافق به امضا رسید تاکنون ایران همانگونه که از او خواسته شده بود دو سوم از تعداد 19 هزار سانتریفیوژ موجود در انبارهایش را که تحت نظارت آژانس قرار دارد را از میان برداشته است. همچنین، تمام ماده اولیه هسته‌ای را از نیروگاه «فردو» که زمانی سری بود از میان برداشته است. ایران ضمن آن؛ موجودی انبار اورانیوم غنی شده خود شامل 12 هزار کیلوگرم اورانیوم با خلوص 5 درصد را هم کاسته است و آن را به 300 کیلوگرم رسانده است که خلوص آن به بیشتر از 3/67 درصد نمی‌رسد. هسته مرکزی رآکتور آب سنگین «اراک» هم با سیمان پر شده است. این روزنامه نوشت: هدف غایی از این محدودیت‌ها این است که چنانچه ایران تصمیم بگیرد به اندازه کافی ماده قابل انشقاق تولید کند که با آن بتواند یک سلاح هسته‌ای بسازد؛ این روند با توافق بدست آمده برای ایران حداقل یک سال طول کشد. اما اگر این توافق بدست نیامده بود؛ این مدت زمان برای ایران فقط به دو تا سه ماه زمان نیاز داشت.
این روزنامه آمریکایی افزود: اما در مقابل همه این اجابت‌های ایران از توافق؛ تهران هنوز طعم شیرین مزایای اقتصادی توافق را نچشیده است. این مشکل موقعیت اصلاح‌طلبانی مانند «حسن روحانی» رئیس جمهور را بشدت تضعیف کرده است.
روزنامه آمریکایی نوشت: ایران میزان صدور نفت خود را به دو برابر افزایش داده و آن را به 2 میلیون بشکه در روز رسانده، امان هنوز آن سطح از سرمایه‌گذاری خارجی که روحانی قول آن را داده بود دریافت نکرده است. تحریم‌های بین‌المللی از میان برداشته شده اما اکثر تحریم‌های آمریکا مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران پابرجاست از قبیل ممنوعیت دسترسی به دلار. این ممنوعیت کار ایران را برای معامله کردن و قرارداد بستن فوق‌العاده سخت کرده است ضمن آنکه بانک‌های خارجی را هم که از خطر کردن گریزانند ناگزیر ساخته است از تجارت با ایران چشم‌پوشی کنند و از این بابت بشدت عصبانی‌اند.
این روزنامه نوشت: آنچه که مهم است این است که ایران مزایای عمل به تعهداتش را لمس کند. ایران این توانایی را دارد که با بهره بردن از گسترش روابطش با آمریکا و سایر قدرت‌های بزرگ جهان نقشی سازنده‌تر در سایر موضوعات ایفا نماید به خصوص در مورد بحران سوریه که آنجا تهران از «بشار اسد» رئیس جمهور این کشور حمایت به عمل می‌آورد. ایران بابت آزمایش موشک‌های بالستیکش و همچنین بابت کارنامه‌اش در مورد نقض حقوق بشر و نیز کمک به گروه‌‌های تروریستی، همچنان از جانب آمریکا هدف تحریم قرار دارد. با احتساب این دستاوردها و مخاطرات کار؛ ابرهای تردید برفراز آسمان توافق سایه افکنده است و معلوم نیست آیا این توافق می‌تواند تا پایان راه پایدار بماند یا نه.

 
 

اول قرار نبود!؟(یادداشت روز)


دیروز که صحبت‌های سفیر کره‌جنوبی   درباره چگونگی تامین هزینه‌های سفارت منتشر شد، ناخودآگاه تقارن این سخنان با  تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز درباره برجام به ذهن تداعی شد! سفیر کره‌جنوبی گفته بود:« تاسف‌آور است که سفارت کره‌جنوبی با وجود سپری شدن 6 ماه از اجرایی شدن توافق برجام هنوز پول سفارت خود را از طریق قاچاق به ایران می‌آورد.» این سخنان را نه یک دلواپس،نه یک مخالف دولت و نه یک منتقد برجام گفته است.پولی که او به ایران می‌آورد هم به اندازه امورات معمول یک سفارتخانه است نه بیشتر! اما همین مبلغ ناچیز را هم نمی‌تواند از طریق سیستم بانکی منتقل کند!
قضاوت درباره آثار برجام و میزان تحقق وعده‌های فراموش نشدنی دولت در این خصوص،به عهده مردمی است که در طول این یکسال تا چه اندازه از آن بهره برده و یا آثار ادعایی آن را لمس کرده‌اند! اما واقعیت‌های رخ داده قبل و بعد از برجام،بعنوان بخش مهم و غیرقابل محو از تاریخ سیاسی معاصر ایران، باید بارها و بارها مورد بررسی و نقد قرار بگیرد، نقاط قوت و ضعف آن ارزیابی شود و چرایی نرسیدن به اهداف و وعده‌ها یا رسیدن به آنها مورد کنکاش قرار گیرد. دلیل ضرورت این امر هم پرواضح است؛چون از همان روزها تا حالا،رئیس جمهور و برخی مقامات دولتی و یا حامیان آنها،بر ضرورت الگوگیری از برجام برای مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی و انعقاد برجام‌های دو و سه و ... تاکید دارند. در چنین شرایطی، ارزیابی نسخه اصلی و دستاوردهای آن، راه را برای تکثیر یا عدم تکثیر نسخه‌های بعدی باز می‌کند.
ماجرای برجام دو بخش مهم دارد،بخشی که به آمریکا (بعنوان کشور محوری در بین کشور‌های 5+1) و پایبندی به تعهداتش مربوط می‌شود و بخشی که به داخل کشور و نحوه تعامل ما با آنها بازمی‌گردد. در هردو بخش، سخنان فراوانی گفته شده و در اینجا و سالگرد برجام، به برخی از آنها اشاره‌ای مجدد می‌شود.
1- شکی نیست که آمریکا در بالاترین افق‌، بدنبال منصرف کردن ایران از همه اهداف و آرزوهای انقلاب اسلامی است و این مسیر را بصورت یکنواخت از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون دنبال کرده است .هرچند به لطف خدا موفق نبوده اما این استمرار را شاهدیم. در موضوع مذاکرات، بیم از بدعهدی و مکر و خدعه آنها از نخستین روز وجود داشت  و رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در این باره تذکر دادند. به عنوان نمونه ایشان در 21/12/93 در موضوع مذاکرات فرمودند: «من نگرانم؛ چون طرف مقابل، طرف حیله‌گری است. از جمله چیزهایی که غالباً پنهان می‌ماند از چشمها، حیله‌گری اشخاص یا جهاتی است که دارای ظاهر بزرگ و فربهی هستند؛ آدم فکر نمی‌کند که اینها هم حیله‌گر باشند. خب امروز آمریکا ظاهر فربهی دارد؛ قدرت مالی، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی، قدرت نظامی، قدرت امنیّتی، و غفلت می‌شود از اینکه همین دستگاه صاحب قدرت، اهل موذی‌گری‌های آدم‌های ضعیف هم باشد، ولی هست؛ اهل حیله‌گری است، اهل خدعه است، اهل خنجر از پشت زدن است؛ این‌جوری است. ما نباید این‌جور تصوّر بکنیم که حالا اینها چون مثلاً بمب اتم دارند یا وسایل نظامی قدرتمندی دارند، بنابراین احتیاجی ندارند به اینکه دست به حیله و خدعه بزنند؛ نه، اتّفاقاً احتیاجشان هم زیاد است و عمل هم می‌کنند و واقعاً خدعه‌گری می‌کنند؛ این ما را نگران می‌کند. باید مراقب شگردهای دشمن باشیم. هر وقتی‌که یک زمان معیّن شده است برای پایان مذاکرات و ما به این زمان نزدیک می‌شویم، لحن طرف مقابل - بخصوص لحن آمریکایی‌ها - تندتر، سخت‌تر، خشن‌تر می‌شود؛ این برای این است که جزو شگردهای اینها است، جزو حیله‌ها و خدعه‌های اینها است.»
2- اما حیله و خدعه احتمالی آمریکایی‌ها چه بود که در خصوص آن بارها هشدار داده شد!؟بی شک عمل به تعهدات بصورت یکطرفه و انتظار برای راستی آزمایی آن توسط آمریکایی‌ها و سپس آغاز اجرای این تعهدات، بزرگترین نگرانی ممکن در این زمینه بود. رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند:« اینکه آمریکایی‌ها تکرار می‌کنند که «ما قرارداد با ایران می‌بندیم، بعد نگاه می‌کنیم ببینیم اگر به قرارداد عمل کردند تحریم‌ها را برمی‌داریم» این حرف حرف غلط و غیرقابل قبولی است؛ این را ما قبول نداریم. رفع تحریم‌ها جزو موضوعات مذاکره است، نه نتیجه‌ مذاکرات؛ آن کسانی که دست‌اندرکار هستند، فرق این دو را بخوبی می‌فهمند. این یک خدعه آمریکایی است که می‌گویند قرارداد می‌بندیم، نگاه می‌کنیم به رفتارها، بعد تحریم‌ها را برمی‌داریم! این‌جوری نیست؛ همین‌طور که مسئولین ما صریحاً گفته‌اند و رئیس‌جمهور محترم صریحاً گفت، رفع تحریم‌ها باید بدون هیچ فاصله‌ای در هنگام رسیدن به توافق انجام بگیرد، یعنی رفع تحریم جزء توافق است نه چیزی مترتّب بر توافق.» (94/10/9)
3- خواست ایران و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای از مذاکرات طولانی و طاقت‌فرسایی که رهبر عزیز انقلاب از دست‌اندرکاران آن بابت این زحمات، تشکر کردند، برداشته شدن تحریم‌ها بود. این موضوعی بود که علت‌العلل مذاکرات بوده و تمام مقامات مرتبط، بارها و بارها برآن اصرار و تاکید ورزیدند و به مردم ایران وعده آن را دادند. افزون بر رهبر معظم انقلاب که رفع تحریم‌ها را جزو توافق دانستند و نه نتیجه آن، رئیس‌جمهور محترم در این باره تصریح کرده بود:« به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق، تمامی تحریم‌ها حتی تحریم‌های تسلیحاتی‌، موشکی و اشاعه‌ای هم ... لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های مالی، تمام تحریم‌های بانکی‌، تمام تحریم‌های اقتصادی بطور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق» عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای هم گفته بود:« همه تحریم‌های اقتصادی و مالی در همان روز اجرا برداشته می‌شود.» همچنین علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در این باره تصریح کرده بود:«تمامی تحریم‌ها رفع می‌شود و وضعیت تجاری و اقتصادی و داد و ستد مالی و بقیه امور جاری در ابعاد اقتصادی و مسائل تحریم مملکت  بصورت عادی برخواهد گشت» این تصریحات و دهها نمونه دیگر مشابه آن‌، به قدری گویا بود که جای هیچ تردید و تفسیر باقی نمی‌گذاشت و این امید را در دل مردم ایجاد می‌کرد در برابر آنچه از دست می‌دهیم، ستانده خوبی خواهیم داشت و به بخشی از حقوق خود یعنی لغو تحریم‌ها خواهیم رسید.
4- اما متن سند منتشر شده موسوم به برجام، به روشنی گویای آن بود که همه هشدار‌ها درباره خدعه آمریکایی نادیده گرفته شده و امتیازات نقد در برابر وعده‌های نسیه مبادله شده است! کیهان همان زمان و با توجه به متن یکطرفه برجام نوشت: «برد برد نتیجه داد، هسته‌ای می‌رود، تحریم‌ها  می‌ماند!» آن روز تیتر کیهان مورد اعتراض برخی قرار گرفت و کیهان متهم به شتابزدگی در قضاوت شد! در حالی‌که متن به روشنی گویای آن بود که ما‌، پذیرفته‌ایم همه تعهداتمان را بصورت یکطرفه اجرا کنیم و بعد منتظر راستی‌آزمایی دشمن شویم، برخی دعوت به صبر و سکوت می‌کردند و تا بر ما ثابت شود که اشتباه می‌کنیم!
5- اندکی بعد، ایران براساس متن برجام به تعهداتش عمل کرد. جمع‌آوری سانتریفیوژها و پر کردن قلب رآکتور با سیمان، ارسال آب سنگین، ارسال اورانیوم غنی شده و ... یکی پس از دیگری و با سرعتی خیره‌کننده انجام شد. در این مقطع هم به تذکر مشفقان در خصوص مرحله به مرحله و هم سطح انجام دادن تعهدات‌، توجهی نشد و همه این دلسوزی‌ها با برچسب‌های تلخ و توهین‌آمیز رئیس‌جمهور با منتقدان نظام مواجه شد! همه این حرف‌ها تحمل شد به این امید که بالاخره نوبت مردم ایران هم خواهد رسید و تحریم‌ها لغو می‌شود. و به روزی رسیدیم که ما‌، هیچ تعهد انجام نشده‌‌ای نداشتیم.
6- همزمان، آمریکایی‌ها انواع خباثت‌ها را از خود نشان دادند و ثابت کردند که پیش‌بینی‌های حکیم انقلاب درباره بدعهدی و حیله‌گری آنها حقیقت محض است. آنها تحریم‌های جدید اعمال کردند، افراد تازه‌ای را به فهرست سیاه اضافه کردند و ازمعامله و مراوده شرکت‌ها با ایران جلوگیری کردند.
7- رهبر عزیز انقلاب‌، نوروز امسال در جوار حرم مطهر رضوی(ع) در تشریح رفتار دشمن،تعبیر عجیب و مهم «خسارت محض»را بکار بردند و فرمودند:« در همین توافقی هم که ما با آمریکایی‌ها در مسئله‌ هسته‌ای کردیم، آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید می‌کردند انجام ندادند. ... آمریکایی‌ها گفته‌اند که ما تحریم‌ها را برمی‌داریم و روی کاغذ هم برداشتند امّا از طرق دیگر جوری عمل می‌کنند که اثر رفع تحریم‌ها مطلقاً به‌وجود نیاید و تحقّق پیدا نکند. بنابراین، کسانی که امید می‌بندند به اینکه بنشینیم با آمریکا در فلان مسئله مذاکره کنیم و به یک نقطه‌ توافقی برسیم -یعنی ما یک تعهّدی بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهّدی بکند- از این غفلت می‌کنند که ما ناگزیر باید به همه تعهّدهای خود عمل کنیم [امّا] طرف مقابل با طُرق مختلف، با شیوه‌های مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز می‌زند و به تعهّدهایی که کرده است عمل نمی‌کند. این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌بینیم؛ یعنی خسارت محض.» اندکی بعد ایشان در باب اصرار بی‌مورد برخی مسئولان بر این موضوع که تحریم‌ها لغو شده فرمودند:« من خواهش می‌کنم کسانی که دست‌اندرکارند توجّه کنند، دقّت کنند؛ مدام نگوییم تحریم‌ها برداشته شده؛ نه، مسئله‌ معامله‌ بانک‌ها حل نشده و بانک‌های بزرگ معامله نمی‌کنند.»(25/3/95)
8- حالا و با این مرور بسیار فشرده از داده‌ها و ستانده‌ها و با مروری بر وضعیت اقتصادی کشور، بهتر می‌توان فهمید برجام، الگوی مناسبی برای تکرار در موضوعات دیگر هم هست یا نه و چرا رهبر عزیز انقلاب با آن قاطعیت و صراحت تاریخی، راه برجام‌های بعدی را بستند و محکم در برابر آن ایستادند!
اما در خاتمه، یک موضوع را در کنار آنچه مرور شد نباید نادیده گرفت. اینکه آمریکایی‌ها خدعه‌گر هستند درست. اینکه خباثت در ذات آنها هست قبول. اینکه تیم مذاکره‌کننده زحمت کشید هم قبول. اما این قابل قبول نیست که با گذشت یکسال از برجام و نبودن اثری در زندگی مردم، و با وجود ده‌ها خباثت و کارشکنی آمریکا، معاون وزیر خارجه کشورمان‌، به سفید کردن چهره خباثت آمیز آنها بپردازد و مثلا بگوید نقض مهمی (!) اتفاق نیفتاده! یا بگوید از اول قرار نبود با برجام تحریم‌ها لغو شود! واقعا از اول قرار نبود!؟ اگر نبود بر سر چه مذاکره کردید!؟ چرا همه چیز را دادید!؟ یعنی همه آن مذاکرات برای تنها و تنها برای به مسلخ بردن  صنعت هسته‌ای بود!؟ واقعا از اول قرار نبود!؟ بالاخره آقای عراقچی معاون وزیر خارجه ایران است نه نماینده آمریکا و بیش از اینها از وی انتظار می‌رود.
حسین شمسیان