به گزارش پایگاه عدالت خواهان"«متینگ دهه هشتادیها»، این عنوانی بود که تعدادی از نوجوانان تهرانی را چند ساعتی مقابل یک مجتمع تجاری در غرب تهران (کوروش) دور هم جمع کرد؛ تجمعی که قرار آن در کانال تلگرامی که گفته می شود ۲۰هزار عضو دارد، گذاشته که با حواشی ای و تحلیل و تفسیرهایی همراه بود.

نگاه و پرداختن به این دست از «متینگها» از زوایای مختلف از جمله سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی قابل تحلیل است.
** عباس عبدی: جوانان دنبال هویت هستند
عباس عبدی تحلیگر «سیاسی» در گفتگویی با روزنامه شرق درباره این تجمع می گوید: “درباره اینگونه پدیدههایی که از پیش تصوری از آن نداشتهایم نیازمند گذر زمان و دستیابی به دادههای بیشتر است. به نظرم از هر دو وجه میتوان این اتفاق را تحلیل کرد. در این اتفاق یک نکته مهم وجود دارد و آن وجود ظرفیت مناسب برای سرمایه اجتماعی است که در جریان این میتینگ دور هم جمع شدهاند. سرمایه اجتماعی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر در جهان مورد توجه بیشتری بوده و حساسیت بسیاری نسبت به آن پیدا کردهاند. داشتن این نوع مشارکتها و ارتباطات بهشکلی که یک مجموعه از افراد بتوانند دور هم جمع شوند برای هر کشوری سرمایه است. کشورهایی که از چنین سرمایه اجتماعیای بهرهمند هستند میتوانند از آن در امور مثبت استفاده کنند. اما اینکه از نظر برخیها حساسیت منفی نسبت به این موضوع وجود دارد دلیلش این است که ما با نوعی فقدان اعتمادبهنفس در ساخت رسمی روبهرو هستیم که به هر ظرفیتی با بدگمانی نگاه میکنند. درصورتیکه اگر چنین اعتمادبهنفسی وجود داشته باشد از این اتفاقات استقبال و تلاش میشود از ظرفیت چنین اتفاقاتی در امور مثبت استفاده کنند.”

این تحلیلگر اصلاح طلب در ادامه با ادعای این مسئله که ” این افراد به این دلیل که نمیتوانستند جای دیگر و حول محور اشتراکات، مطالبات و خواستههایشان دور هم جمع شوند” می گوید: “چیزی که مقامات باید به آن توجه داشته باشند اتفاقا همین است که اگر گروهها و قشرهای مختلف جامعه نتوانند فرصتهایی برای دور هم یا یکی بودن داشته باشند، با انگیزههای دیگر که ممکن است از نظر ما مهم نباشد یا حتی توخالی به نظر برسد، تجمع میکنند. چراکه نیاز و مطالبه اصلی، ارتباط است که در جامعه ما پاسخ داده نمیشود و در نتیجه این نیاز خودش را به شکلی نشان میدهد که برای ما و نسلهای بزرگتر باورکردنی نیست. اتفاقا این نشاندهنده نوعی ضعف و ناکارآمدی در جامعه است. همیشه میگوییم در کشور ما نتیجه انتخابات غیرقابلپیشبینی است. درصورتیکه اگر اجازه دهیم گروههای مختلف مردم بتوانند مطالباتشان را بروز دهند، انتخاباتشان هم قابلپیشبینی میشود. بحث این است اگر جایی که باید امکان طرح مطالبه و پیگیری آن را داشت اجازه داده نشود؛ اتفاقی که انتظارش را نداریم در جای دیگری رخ میدهد.”

وی همچنین درباره چرایی حضور نوجوانان در این تجمع می گوید: “این قشر از جامعه بهدنبال نوعی هویت و بروز شخصی هستند. البته همه گروهها و اقشار مختلف جامعه چنین نیازی دارند ولی این قشر چون جای دیگری ندارد تا این هویت و بروز شخصی را اعمال کند، به تجمع و گردهمایی به این شکل روی خوش نشان میدهد. البته ممکن است گفته شود دوهزار نفر تعداد زیادی نیست ولی فراموش نکنیم اینها مشت نمونه خروار است. ”
** خواب نهادهای فرهنگی و امنیتی در پس فراخوان دیروز غرب تهران
جهان نیوز در مطلبی درباره ابعاد فرهنگی و امنیتی و مسوله شبکه های اجتماعی می نویسد: فضای مجازی به ویژه نرم افزارهای موبایلی به مدد کوتاهی نهادهای فرهنگی دولتی و غیردولتی آن چنان دچار ولنگاری شده است که پس از راه اندازی ساده یک کانال و جمع شدن چند صد پسر و دختر در فضای مجازی در کنار یکدیگر، به توان زمینه هرگونه هنجارشکنی را کلید زد. نبود نظارت دقیق و بالاتر از آن نبود تولید محتوای در تزار انقلاب اسلامی موجب شده است که بازخورد افرادی که طولانی مدت در مواجهه با این گونه نرم افزارها هستند، یک فرد لا ابالی عقیدتی باشد.

این پایگاه در ادامه مینویسد: نهادها و سازمان هایی که در کشور وظیفه رصد فضای مجازی را دارند و از کنار تیم های رصد و مونیتور خود در این گونه نرم افزارها ردیف بودجه بالا تعریف کرده اند، دقیقا در کجای فراخوان غیر قانونی دیروز بوده اند که با تأخیر آن هم ساعتی بعد از برگزاری میتینگ دختران و پسران نوجوان، از عمق ماجرا با خبر شده اند؟ مگر نه اینکه نیروهای امنیتی ـ اطلاعاتی در این گونه اتفاقات اجتماعی باید چند گام جلوتر از لحظه حادث شدن آن باشند؟
فیلم/ درگیری چند دختر نوجوان در پارک نزدیک به محل برگزاری میتینگ دهه هشتادیها
جهان نیوز با هولناک خواندن ابعاد فرهنگی این دست تجمع ها می نویسد: “مهمترین نکته از فراخوان دیروز چیزی نبود جز آشکار شدن لایه های پنهان تهاجم فرهنگی به کشور. دختران و پسرانی که در جلوی این مجتمع تجاری گرد هم جمع شدند قشری از نسل جدید و محصول تهاجم فرهنگی غرب در دهه ۷۰ به کشور هستند که در چنین تجمعاتی خود را بروز می دهند. نوجوانانی که هیچ ارتباطی به آن چیزی که قرار بود خروجی نوجوانان در انقلاب باشد، ندارند و به خوبی از ظواهر آنان عیان است که دستپخت شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی بیگانه و کم کاری و سهل انگاری نهادهای داخلی و خانواده های این روزهای کشورند.”

پیش از این، تجمع گسترده برخی علاقه مندان به مرحوم مرتضی پاشایی، خواننده موسیقی پاپ از طریق فراخوان های شبکه های اجتماعی که برخی منابع خبری تعداد حاضران در مراسم وی را تا ۲۰ هزار نفر نیز تخمین زده بودند شکل گرفته بود. بسیاری از تحلیلگران سیاسی این پدیده را آزمونی برای تست این شیوه فراخوان، برای تجمعات حساس سیاسی و اجتماعی قلمداد کرده و نسبت به توجه نهادهای مربوطه در این باره هشدار داده بودند. اکنون بار دیگر در وسعتی به مراتب کمتر این شیوه آزمون موفق دیگری را پس داد.

هویت غرق شده
میکائیل دیانی، از فعالان دانشجویی در گفتگویی با خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ با تحلیل اجتماعی این پدیده می گوید: این افراد در حالت گذار از سنت به مدرنیته هستند که نه نظام ارزشی سنت را دارند و نه ارزش های مدرنیته روی آنها سوار است.
وی با بیان این مطلب که این افراد “دچار بحران شدید هویتی هستند” ادامه می دهد: هویتشان بواسطه غرق شدن در فضای مجازی طوری شکل گرفته که فرق تمیز دادن بین فضای مجازی و فضای واقعی را ندارند.

این فعال دانشجویی با اشاره دلایل درگیری های پیش آمده در این تجمع نیز می گوید: این افراد در هنجارهایشان نه عفت جریان دهه شصت را دارند نه بازی جوامع غربی را پذیرفته اند و لذا در مواجهه به جنس مخالفشون دچار مشکل اند! فکر می کنند همان کاری که در فضای مجازی انجام میدهند در فضای واقعی هم باید انجام بدهند! حال آنکه تفاوت چشمگیری بین فضای مجازی و واقعی وجود دارد.
فیلم/ درگیری دو نوجوان دختر و پسر در حاشیه میتینگ دهه هشتادیها
دیانی در پایان گفت: این افراد در مورد ملاک برتری بین همدیگرشان بجای درسخوانی، ورزشکاری و یا داشتن یک فن یا هنر یا تکنیک، بالا بودن فالور و یا سکه های کلش آف کلنز سنجیده میشوند. که این نشان می دهد این افراد از طبقه متوسط هستند.
به هر حال تحلیل این پدیده ها نباید همچون ماجرای متینگ مرحوم پاشایی به سرعت به فراموشی کشیده شود؛ اگر برای این ظرفیت «فعال» چند میلیونی جوانان و نوجوانان که «شبانه روز» در شبکه های اجتماعی هستند، نتوان محتوایی «بروز» توسط نهادهای فرهنگی که بودجه فراوانی در اختیار دارند در اختیارشان قرار دهند؛ قطعا این ظرفیت در آینده تبعات جبران ناپذیر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خواهد داشت.
منبع:خبرنامه دانشجویان