چاپ صفحه

عارف یا لاریجانی؟ یا هیچکدام

به گزارش عدالتخواهان "پرونده‌ی انتخابات مجلس دهم بسته شد و در حال حاضر با اطمینان بیشتری می‌توان درباره‌ی رئیس آینده‌ی مجلس سخن گفت. این‌که لاریجانی فاتح صندلی ریاست می‌شود یا عارف و یا این‌که آیا پای شخص ثالثی هم در کار است یا خیر را باید در موارد زیر جستجو کرد.

عارف، قبل از آن‌که چهره‌ای سیاسی باشد، شخصیتی علمی و آکادمیک دارد؛ نفر دوم کنکور سراسری در سال 1349 که بعدها توانست دکترای خود را در رشته‌ی برق-مخابرات با معدل فوق‌العاده‌ی چهار از چهار از دانشگاه استنفورد بگیرد. داشتن این ویژگی‌ها در کنار تألیفات علمی بسیارش کافی بود تا او را به سرپرستی شرکت مخابرات برساند. پس از آن به قائم‌مقامی وزارت فرهنگ و آموزش عالی نائل آمد و در نهایت رئیس دانشگاه تهران شد. سپس سید محمد خاتمی او را برای تصدی وزارت پست و تلگراف برگزید و بعدها اولین رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور شد.

عارف در دولت دوم اصلاحات، با ارتقا یافتن به معاون اولی رئیس‌جمهور، به یک‌باره چهره‌ای سیاسی به خود گرفت. چرا که قرارگرفتن در چنین سِمتی خواه‌ناخواه برخی کنش‌های سیاسی را بر انسان تحمیل می‌کند و عارف نیز از این موضوع، مستثنی نبود.

با پایان‌یافتن عمر دولت اصلاحات، عارف نیز در زمره‌ی منتقدان دولت‌های نهم و دهم قرار گرفت و صدایش در میان فریادهای بلند سایر چهره‌های اصلاح‌طلب، تقریبا به گوش نمی‌رسید. تا آنکه تصمیم گرفت در انتخابات 92 حضور یابد و دو سه روز مانده به انتخابات، به دستور خاتمی و به نفع روحانی کنار بکشد.

با توجه به عقبه‌ی سیاسی عارف و برخی ویژگی‌های شخصیتی که او را فردی نامعتدل جلوه داده، علی‌رغم اشتراکات زیادی که بین او و دولت وجود دارد، اما با این حال، وی نمی‌تواند در نظر دولتی‌ها بهتر از لاریجانی باشد؛ چرا که پیش از او لاریجانی در ماجرای تصویب برجام، ظرف مدت بیست دقیقه، چنان از دولت دل‌ربایی کرد که عارف با کنار کشیدنش به نفع روحانی، نکرد.

به همین دلیل، این ماجرا می‌تواند به چالشی جدی در روابط بین دولت و اصلاح‌طلبان منجر شود. چنان‌چه عارف نتواند لاریجانی را کنار بزند، شکست سختی برای اصلاح‌طلبان رقم خواهد خورد؛ زیرا در این صورت با تمایل برخی نمایندگان اصلاح‌طلب به لاریجانی، ماهیت ایدئولوژیک اصلاح‌طلبان خدشه‌دار می‌شود.

هم‌چنین دولت به دلایل دیگری نیز لاریجانی را به عارف ترجیح می‌دهد:

اولا عارف با تکیه بر صندلی ریاست مجلس می‌تواند هویت اصلاح‌طلبی را تا حدودی بازسازی و احیا کند. مثلا ادبیات سیاسی مختص به اصلاح‌طلبان را به کار گیرد، مسائلی مانند جامعه‌ی مدنی و آزادی و ... را که ریشه در دوم خرداد دارند برجسته نماید و هر از گاهی نیز از شکست حصر و بهره‌برداری تبلیغاتی دولت از این موضوع سخن بگوید. به عبارت بهتر، عارف می‌تواند آن بخش از پایگاه اجتماعی روحانی را که متعلق به اصلاح‌طلبان است به سود نماینده‌ای اصلاح‌طلب‌تر از روحانی در انتخابات 96 جذب نماید.

ثانیا با توجه به ناکارآمدی دولت در حل مشکلات اقتصادی و فهم تدریجی مردم نسبت به ناتوانی برجام در گره‌گشایی‌های اقتصادی و معیشتی، اصلاح‌طلبان می‌توانند با کمک عارف پروژه‌ی «عبور از روحانی» را کلید بزنند؛ به گونه‌ای که اصل برجام به عنوان نمادی از رابطه با آمریکا در امان بماند، اما عملکرد اقتصادی دولت یازدهم زیر ذره‌بین رسانه‌های اصلاح‌طلب قرار گرفته و آن فهم تدریجی که تا کنون از سوی رسانه‌های منتقد دولت صورت می‌گرفته، توسط رسانه‌های اصلاح‌طلب تسریع یابد.

سابقه‌ی سیاسی اصلاح‌طلبان نشان داده که اگر آنها کوچک‌ترین فرصتی جهت حذف رقیب و بالا کشیدن خود به دست آورند، آن فرصت را حرام نکرده و با نوشتن «عالی‌جناب سرخ‌پوش» رقیب را از صحنه‌ی سیاسی حذف خواهند کرد. سابقه‌ای که روحانی به‌خوبی از آن آگاهی دارد و همین آگاهی، او را به سمت لاریجانی متمایل کرده است.

لاریجانی استاد لابی‌گری است و این فن را از باهنر آموخته و شاید هم باهنر از او. قطعا توانایی‌های مدیریتی او بیشتر از عارف است و همین امر در جلب نظر نمایندگان مستقل مجلس که تعدادشان هم بالاست، تأثیر خواهد گذاشت.

این نگرانی هم در قبال ریاست عارف وجود دارد که ممکن است با بیان برخی حرف‌های تنش‌زا، آن بخش از نمایندگان اصولگرای مجلس را برای اقداماتی در جهت مخالفت با رفتارهای جناحی عارف تحریک کند که در این میان، دولت یازدهم نیز در امان نخواهد بود.

اکنون باید منتظر ماند و دید که چه کسی بر صندلی ریاست مجلس دهم می‌نشیند؟ عارف یا لاریجانی؟