چاپ صفحه

آقای روحانی ! از وعده های بی عمل شما و پرتاب توب به زمین دیگران خسته شده ایم و دلشکسته

به گزارش پایگاه خبری عدالت خواهان گلستان"پیرامون اینکه هدف غایی دولت یازدهم از هنگام آغاز به کارش در تابستان 92 تا به حال چه بوده، چند نکته را باید مد نظر قرار داد:

1. آنها معتقد بودند در 8 سال گذشته، انبوهی از ویرانی، خراب‌کاری، فساد، ظلم، اختلاس، دزدی از بیت‌المال، عوام‌فریبی، بیکاری، رکود، تورم، گرانی، تعطیلی کارخانه‌ها و ... بر جای مانده که علت همه‌ی آنها به دو عامل «بی‌عرضگی مسئولان در آن 8 سال» و «تحریم‌های ناشی از سیاست خارجیِ غلطِ برآمده از قلدریِ دولت‌مردان در آن 8 سال» بر می‌گردد. لذا روحانی تصمیم گرفت با شعار تنش‌زدایی و تعامل با جهان و در رأس آنها آمریکا، کشور را از این منجلاب نجات دهد تا هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ کارخانه‌ها و زندگی مردم.

به همین دلیل بود که روحانی از بین همه‌ی وزارت‌خانه‌های دولت، فقط برای آغاز به کار وزارت امور خارجه که مسئولیتش بر عهده‌ی محمدجواد ظریف گذاشته شد، حضور یافت و روبان آنجا را قیچی کرد.

2. روحانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری مانند همه‌ی کاندیداها وعده‌هایی داد که البته در این میان، وعده‌های روحانی از جذابیت و ارزش بیشتری برخوردار بودند. مثلا او گفته بود:

- برنامه‌ی مدون من علاوه بر راه‌حل‌های [بلندمدت] برای رفع این مشکلات؛ راه‌حل‌های کوتاه‌مدت یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی پیش‌بینی شده است که ما می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.

- ما برای اشتغال یک برنامه‌ی جدی خواهیم داشت و من جدی‌ترین برنامه‌ی اقتصادی‌اَم در ماه‌های اول، حل معضل اشتغال است و مخصوصا برای آنهایی که تحصیل‌کرده‌ی دانشگاه‌ها هستند و وقتی این مشکل حل شد خودبه‌خود ما می‌توانیم دانشجویان تحصیل‌کرده‌ی خارج از کشور را هم به داخل کشور جذب کنیم و استفاده بکنیم.

- دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آن‌چنان مردم را از درآمد سرشار کند که اصلا به یارانه‌ی ۴۵ هزار تومانی نیازی نداشته باشند.

- اگر می‌خواهید ریال ایرانی به جای اول خود برگردد، اگر می‌خواهید گذرنامه‌ی ایرانی به احترام خود برگردد، پای صندوق آراء بشتابید.

- سانتریفیوژها باید بچرخد و زندگی مردم نیز باید بچرخد؛ باید یادمان باشد کشور توسعه می‌خواهد؛ ما برای بمب که هسته‌ای نمی‌خواهیم، به دنبال توسعه‌ایم و اگر دنبال توسعه هستیم باید درست رفتار کنیم و این بسیار تدبیر می‌خواهد...

 

 

باید خاطرنشان کرد که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۱۴ خرداد سال ۹۲، در همان ایام انتخابات فرمودند: «من به نامزدهای گوناگون عرض می‌کنم، جوری حرف بزنید که اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوی خودتان گذاشتند یا پخش کردند، شرمنده نشوید؛ جوری وعده بدهید که اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما کشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید که نگذاشتند، نشد. کاری را که می‌توانید انجام دهید، وعده بدهید.»

3. بالاخره حسن روحانی با اختلاف 260 هزارتایی آرا، مستقیماً وارد پاستور شد و هم‌زمان با ورود رئیس‌جمهور به کاخ ریاست‌جمهوری، روزشمار 100 روزه‌ی وعده‌هایش آغاز به کار کرد. او در نخستین گزارش 100 روزه‌ی خود به جای بیان اینکه در 100 روز گذشته چه کرد و چه رونقی به اقتصاد کشور داد، لیست بلندبالایی از مشکلات کشور را برشمرد و تا می‌توانست علیه دولت قبل سخن گفت.

4. روحانی که با گذشت بیش از دو سال از عمر دولتش، تقریبا هیچ‌گونه عملکرد قابل قبولی در عرصه‌ی اقتصاد و معیشت مردم نداشت، تصمیم گرفت در یک حرکتی هماهنگ با اعضای کابینه، همه‌ی مشکلات کشور را بر گردن تحریم‌ها بیندازد و البته توضیح هم می‌داد که آن تحریم‌ها در اثر سیاست‌های نادرست آن 8 سال بر ایران اعمال شدند. یعنی روحانی کماکان از کوپن «آن 8 سال» استفاده می‌کرد. او حتی مشکل «آب خوردن» مردم را نیز به تحریم‌ها گره زد و به همه‌ی مردم گفت که اگر خواهان رفع مشکلات اقتصادی، بزرگ‌شدن سفره‌ها، پُر ‌شدن جیب‌ها، اشتغال بیکارها، چرخیدن چرخ کارخانه‌ها و غیره هستید باید به برجام ایمان بیاورید و آن را تکریم کنید.

5. برجام با همه‌ی حرف و حدیث‌هایی که داشت، به امضای طرف‌های مذاکره رسید و دیگر همه‌ی مردم منتظر لمس اثرات آن بودند؛ یعنی همان وعده‌های پیشابرجامی. اما روحانی اسفندماه سال گذشته، در پاسخ به خبرنگار یک رسانه‌ی انگلیسی که گفته بود برجام تأثیری بر اقتصاد کشور نگذاشته و به نظر می‌رسد فقط محدوده اثرگذاری آن بر خیابان پاستور بوده است، گفت: «مردمی که سوار هواپیما می‌شوند برجام را لمس می‌کنند. مردم ما برجام را در قطار هم حس می‌کنند. مردم به خوبی برجام را لمس می‌کنند.»

رفته‌رفته لمس برجام، بهتر و بیشتر از قبل صورت گرفت. هفته‌ی اول فروردین‌ماه آمریکایی‌ها تحریم‌های جدیدی را علیه برنامه موشکی ایران اعمال کردند که البته از نظر مقامات ارشد وزارت امور خارجه ناقض برجام اعلام نشد. هم‌چنین مسئولان دولتی کم‌کم به سنگ‌اندازی آمریکایی‌ها و عدم تحقق همه‌ی وعده‌های پسابرجامی خود اعتراف کردند و مدعی شدند که برای دیده‌شدن اثرات برجام، به ماه‌ها زمان لازم دارند. آنها تصمیم گرفتند برای کاهش این مدت‌زمان، که قطعا به عدم مداخله‌ی آمریکایی‌ها در روابط تجاری ایران با سایر کشورها مربوط می‌شد، مجددا پشت درهای بسته با مقامات آمریکایی مذاکره کنند تا مرهمی باشد بر عواید «تقریبا هیچ» ایران از برجام!

6. اما ماجرا با مصادره‌ی 2 میلیارد دلاری اموال ایران توسط یک دادگاه محلی آمریکایی و تأیید دیوان عالی این کشور، وارد فاز جدیدی شد که البته پیش‌بینی واکنش مسئولان چندان هم غیر ممکن نبود. ایران در یک دادگاه آمریکایی به اتهام دست داشتن در حادثه بمب‌گذاری سال 1983 لبنان که منجر به کشته شدن ده‌ها سرباز آمریکایی شد، محکوم به پرداخت 2 میلیارد دلار غرامت گردید و دیوان عالی ایالات متحده نیز این حکم را تأیید کرد.

پس از آن «جان کربی»، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز ایران را به «حمایت از تروریسم» متهم نمود و از حکم دادگاه، استقبال کرد.

مقامات وزارت امور خارجه ایران، برای اولین بار، کمی فیتیله‌ی مواضع خود نسبت به آمریکا را بالا کشیدند و این عمل آمریکایی‌ها را «دستبرد» خواندند. هم‌چنین هیچ مقامی در وزارت امور خارجه ایران، نسبت به ادعای واهی حمایت ایران از تروریسم، عکس‌العملی نشان نداد.

عمق فاجعه آنجاست که این اقدام آمریکا نه ناقض جسم برجام عنوان شد و نه ناقض روح آن؛ و در عوض، «آن 8 سال» است که باید نسبت به این اتفاق پاسخ‌گو باشد، نه این 3 سال!

 

 

روز گذشته، دولت‌مردان بار دیگر از کوپن «آن 8 سال» استفاده کردند و بدین ترتیب اسحاق جهانگیری و ولی‌الله سیف در اقدامی هماهنگ، مدعی شدند: «با بی‌تدبیری دولت قبل، آمریکا توانست دو میلیارد دلار اوراق خریداری‌شده را مصادره کند.»

غافل از آنکه مدت‌هاست کفگیر «آن 8 سال» به ته دیگ رسیده و بعید است روحانی بتواند با این حربه، ریاست جمهوری خود را تمدید کند. او باید به «اقدام و عمل» روی بیاورد نه رفع تکلیف کردن از خود!