چاپ صفحه

اصولگراها بایدشکست مطلق در تهران و شهرستان ها را آسیب شناسی کنند!!

به گزارش عدالت خواهان گلستان"با فروکش کردن هیجانات انتخابات هفتم اسفند ماه فرصت مناسبی است تا جریان اصولگرایی بتواند با آسیب شناسی شکست مطلق در تهران و شهرستان ها!! بتواند دوباره در عرصه قدرت با هویت اسلامی و انقلابی منویات مقام ولایت را در تحقق تمدن اسلامی محقق سازد.

 

جریان های فکری و سیاسی نیز گاهی مانند بدن انسان دچار آفت و ویروس می شوند که اگر توجه جدی به آن ها صورت نگیرد آن را دچار انحراف و اضمحلال می کنند. شناخت واقع بینانه این آسیب ها به خصوص پس از فروکش کردن هیجانات قبل از انتخابات و برنامه ریزی صحیح می تواند در آینده پیروزی را نصیب این جریان کند.

 

مهمترین بحث در این آسیب شناسی قبول شکست مطلق است به خصوص در تهران و اینکه نبایداصولگرایان همدیگر را در این شکست متهم کنند بلکه باید ریشه تر با آن برخورد شود.به نظر می رسد بی هویتی و دور شدن از اصل اصولگرایی و محافظه کاری می تواند دو عامل مهم در شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری 92 و مجلس دهم باشد که هر کدام را به صورت مجزا بررسی خواهیم کرد:

 

بی هویتی

 

یکی از اتفاقات مهمی که در چند سال اخیر برای جریان اصلاحات رخ داد اعتراف رهبر این جریان و تعدادی از روشنفکران آن بود که تعریف معینی از اصلاحات از دوم خرداد 76 ارائه نشد. این اعتراف به معنای این است که این جریان فکری دارای هویت مشخص نبوده است و هر کسی می توانست با هر طیف فکری خود را وابسته به این جریان بداند و شکست هایش را به پای این جریان سیاسی بنویسد همین نکته مهم شاید باعث شده است که جریان اصلاحات بعد از فتنه 88 متحمل خسارت های جبران ناپذیری شود. بی هویتی جریان اصولگرایی در آسیب شناسی مربوط به حوزه فکری و نظری است . اگرچه جریان اصولگرایی بارها سعی کرده است تعریف مشخصی از اصولگرایی داشته باشد و به عنوان مثال پایبندی به اسلام ناب محمدی(ص) و انقلاب اسلامی در جامعه سازی و آرمان های امام راحل و مقام معظم رهبری را اصول خود بداند ولی اتفاقاتی که در دو انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و مجلس دهم افتاد نشان داد که این جریان نیز در زیر پوست خود از بی هویتی رنج می برد و نیاز به بازتعریف اصول و مبانی دوباره خود را دارد. اینکه این جریان در ابتدا از احمدی نژاد حمایت می کند ولی بعد ها زیر آن می زند یعنی اصول مشخص و معینی را در عمل برای سنجش افراد ندارد.و صرف چند شعار مرتبط فرد وارد جرگه اصولگرایی شده و وقتی در عمل دچار مشکل می شود به راحتی قابلیت حذف شدن را دارد. نبود هویت ، اصول و معیار مشخص است که افراد در داخل این جریان همدیگر را متهم به افراط و تفریط می کنند و چنان می شود که تعدادی از این افراد در لیست اصلاح طلبان وارد می شوند وگرنه هیچ گاه یک فرد اصولی و معتقد نمی تواند با جریانی وارد اشتراک نظر شود که سابقه آنها در فتنه انگیزی علیه انقلاب واضح است. اما نکته بسیار مهم در این مورد وحدت اصولگرایان و اصلاح طلبان در برخی استان ها و شهرستان ها بر سر لیست واحد یا نفر واحد است که در برخی موارد نیز موفقیت هایی نیز حاصل شد. حال این سوال کلیدی مطرح می شود که اگر جریان اصولگرایی اگر اصول و معیار واضح و مشخصی دارد و فتنه 88 را بنا به فرمایش مقام معظم رهبری خط قرمز نظام می داند چگونه می تواند با جریانی که در سال 88 کشور را با یک بحران مواجه کرده بود به اشتراک برساند؟ آیا این شائبه ایجاد نخواهد شد که اصولگرایان نیز به مانند اصلاح طلبان اعتقادات مردم را به بازی گرفته اند و وارد سیاست بازی های کثیف حزبی شده اند؟ اینگونه اصولگرایان در سال 95 و در گرامیداشت حماسه نهم دی ماه چه پاسخی به مردم خواهند داد؟ آیا آنها می توانند به مردم بگویند که گرامیداشت حماسه نهم دی ماه اعتقادی است و نه سیاسی؟ اگر اعتقادی است پس خط مرزبندی شما با فتنه گران چیست؟ اینجاست که صحبت از بی هویتی است و نیاز به بازتعریف دوباره اصول و معیارها می شود . داشتن مرزهای شفاف فکری و عقیدتی باید دوباره مرور شود تا این اتفاقات رخ ندهد.اینجاست که خطر تحریف امام (ره) و بازی با اعتقادات مردم به میان می آید . امید است که بزرگان جریان اصولگرایی که بی شک خط قرمزشان اسلام ناب محمدی (ص) است و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست وضعیت اصولگرایان را در استان ها و شهرستان نیز مورد ارزیابی دقیق قرار دهند .

 

محافظه کاری

 

بی شک محافظه کاری و تن دادن به حفظ وضع موجود علیرغم هشدارهای مقام معظم رهبری به خصوص اشاره به پیچ تاریخی و حساس در این برهه زمانی ریشه در همین دور شدن از اصول دارد. وگرنه کیست که نداند پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و ادامه آن تا به امروز مرهون خون هزاران شهید و امید مستضعفان بوده است و کوتاهی در حفظ و حراست از آن عقوبتی سنگین خواهد داشت. اینکه اصولگرایان خود را پیروز انتخابات در شهرستان ها و کل کشور می دانند آیا این پیروزی به لحاظ آماری است یا کیفی؟ اگر آماری است مگر مجلس نهم نیز اصولگرا نبود که برجام را با آن همه فجایع و افتضاحاتش در عرض 20 دقیقه تصویب نکرد؟ و توپ را در زمین رهبری انداخت تا ایشان نیز شروط 9 گانه را بر آن اضافه کنند . امروزه تحقق منویات مقام معظم رهبری با محافظه کاری پیش نخواهد رفت اگرچه کل مجلس خود را اصولگرا ! بداند . این روحیه محافظه کاری است که باعث می شود مقام معظم رهبری در بحث مفاسد اقتصادی تذکر دهند که مگر من سال ها پیش نگفتم که جلوگیری کنید و نشد و امروز وضع به اینجا رسید.کدام اصولگرای انقلابی و اصولی پیگیر این منویات بود؟ کدام اصولگراست که انقلابی در مقابل این دولت بایستد و بگوید که مگر مقام معظم رهبری نفرمودند که مذاکره فقط در موضوع هسته ای است؟ و رئیس جمهور محترم بدون هیچ گونه اظهار نظری در خصوص فجایع و هزینه های سنگین برجام در نشست مطبوعاتی بگوید:ما می توانیم به هیئت مذاکره کننده اجازه دهیم راجع به بقیه موضوعات هم با دنیا صحبت کنند!!!

 

اگر قرار باشد مجلس دهم نیز به مانند مجلس نهم به نام اصولگرا باشد و همان اتفاقات مجلس نهم در آن اتفاق بیافتد اصولگرایان باید خود را آماده شکست های سنگین تر در آینده بکنند. اصولگرایان باید محافظه کاری را کنار بگذارند و تغییرات را با جان و دل بپذیرند و با تربیت نیروهای جوان مومن و حزب اللهی و تحول خواه وارد عرصه رقابت های سیاسی شوند.که مقام معظم رهبری در این خصوص فرمودند:«بنده با این جوانهای انقلابی تا حدود زیادی و از دور و نزدیک اُنس دارم ، که هم انقلابی‌اند هم خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقّلشان هم از بعضی از بزرگ‌ترها خیلی بیشتر است، خوب میفهمند، خوب تحلیل میکنند، خوب مسائل را تشخیص میدهند و سینه‌چاک انقلابند، سینه‌چاک اسلامند »

 

اصولگرایان باید بدانند که دشمنان به دنبال حذف همین روحیه انقلابی و بسط محافظه کاری است و عده ای هم در داخل به همین استراتژی عمل می کنند.همین روحیه انقلابی است که باعث شد جوانان سپاهی دستان سربازان آمریکایی را بالای سر برده و آنها را تحقیر کنند و نشان شجاعت از رهبر و مولایشان دریافت کنند همین عمل بود که مقام معظم رهبری فرمودند خطوط مرزی سیاسی باید مد نظر قرار گیرد تا در صورت تجاوز دشمن برخورد صورت گیرد.

 

نویسنده : سید رحمانی