در وهله اول پرسشی که در ذهن اهالی استان گلستان نقش می بندد اینست که این جشنواره قرار است برای استان چه بکند و چه دستاوردی داشته باشد؟ معمولا در چنین همایش ها و جشنواره هایی اهداف اقتصادی و سودآوری و ورود ارزش افزوده به داخل استان مد نظر است اما آیا این جشنواره توانسته حتی یک ریال ارزش افزوده به استان گلستان بیاورد؟
مروری بر عملکرد این جشنواره در 9 دوره گذشته و هزینه های چند صد میلیون تومانی نشان می دهد نه تنها نتواسنته ایم در سودآوری و اقتصادی کردن این جشنواره کاری بکنیم بلکه خسارتهای مالی بسیاری نیز بر استان مخصوصا در این ایام بی پولی و تحریم ها وارد شده است .
هزینه اجاره 100 میلیون تومانی فقط برای اجاره چهارروزه نمایشگاه بین المللی و از طرف دیگر تامین معیشت و هزینه های مهمانان و بریز و بپاش سفرا و هدایا برای آنها نیز هزینه هاییست که بر گردن استان افتاده است .
اما اجحاف و خیانت دیگری که اینجا صورت گرفته ، در حق فرهنگ است . نام جشنواره "فرهنگ "اقوام ایران زمین است اما گویا فرهنگ اقوام ایران زمین فقط در ساز و موسیقی و چند تا صنایع دستی خلاصه شده است .
هر مخاطبی با ورود به محوطه نمایشگاه اقوام صدای طبل و ساز و فلوت را می شنود و ناخودآگاه این موضوع در ذهنش نقش می بندد که گویا به مراسم عروسی دعوت شده است .
وقتی در یکی از غرفه های اقوام دو نفر دو ساعت و نیم سنتور و ساز بزنند نتیجه این افراط در بخش موسیقی این می شود که در گوشه ای دیگر از نمایشگاه دو تن از مهمانان و مشاهده کنندگان برنامه به رقص بیفتند .
فاجعه بدتر از اینکه دو زن در میان این همه مشاهده کننده مرد در روز روشن برقصند و این دهن کجی و هنجار شکنی را چه کسی پاسخ می دهد ؟ مگر کسی بر این جشنواره نظارت نمی کرد ؟
متاسفانه در عرف جامعه خیانت را نامردی شوهر به زن و یا بالعکس و دزدی را در بردن مال دیگری تعبیر می کنند اما در عرصه فرهنگ به همین راحتی خیانت و دزدی می شود اما هیچ مسئولی حاضر به عذرخواهی و پاسخگویی نیست ؟
گویا سرگرم شدن مسئولین استان به کار اقتصادی، آنها را از فرهنگ غافل کرده وگرنه این امور به این بدیهی را نمی توان براحتی گذشت ، چرا که انقلاب اسلامی با خون هزاران شهید که پیامشان مانند پیام امام خمینی (ره) اسلام بود آبیاری شده و امروز دیدن تک خوانی زنان در جشنواره اقوام و رقص زنان و دختران نمی تواند قابل قبول باشد.