چاپ صفحه

صمد آقاهای آبادی ما و نقاشی شکل مار

پایگاه عدالت خواهان گلستان"آقای عباسی فعال فرهنگی با ارسال یاداشتی تحت عنوان صمد آقاهای آبادی ما و نقاشی شکل مار  به این پایگاه نوشت:

1. نمای دور:
مجموعه سینمایی «صمد آقا»، فیلم – سریالی بود که پیش از انقلاب اسلامی پخش می شد و آنان که اکنون دوران میانسالانی و بالاتر را می‌گذرانند احتمالاً آن را به یاد دارند. اگر ابتذال زیاد دامنگیر این مجموعه را کنار بگذاریم، داستان های طنز صمد آقا ناخودآگاه راوی واقعیاتی تلخ از حال و احوال جامعه ما و نمایان گر جامعه‌ای بحران زده در میانه سنت و مظاهر مدرنیته و ارمغان شهر برای روستا و زندگی سالم آدم های ساده «آبادی» بود. 

در این مجموعه، «صمد» که اصرار دارد «صمدآقا» بخوانندش، پسری بسیار ساده‌لوح است که سادگی‌اش ماجرا آفرینی می‌ کند. به همین خاطر، ترفندهای جالب وی برای دستیابی به هر چیزی در اغلب موارد موجب از دست رفتن آن می شود!. گرچه با همین سادگی، حس ریاست طلبانه اش باعث شده است تا دوستانش از او حساب ببرند و وی به نوعی لیدر فکری دوستانش نیز هست.

در قسمتی از این سریال، وقتی معلمی به ده آمده و با تلاش زیاد سعی در باسوادکردن مردم دارد، کارشکنی صمد دیدنی است. وی برای این که ثابت کند که راه معلم اشتباه است، یک نقاشی از «مار» را در برابر واژه «مار» که معلم نوشته در برابر دوستانش قرار می دهد و از آن ها می خواهد که بگویند «مار» کدام است!. و البته نتیجه معلوم و معلم مغلوب است!.

سریال صمد، یک شخصیت جالب دیگر هم دارد و آن، «عین ا.. باقرزاده» فرزند یکی از اهالی پولدار آبادی است که چون گاه به شهر رفت و آمد داشته، با ظاهر متمدنانه به ویژه یک کراوات پهن و بزرگ، اظهارنظرهایی مبتنی بر مشاهداتش از شهر دارد و البته «پیشنهاداتی که در شهر به وی شده است» مورد حسرت دوستان شهر نرفته اش است.

نتیجه وجود سایه جهل و دیدن مظاهر تمدن، دردسرها و تنش هایی است که برای آبادی به ارمغان آورده می شود و آرامش مردم و روابط انسانی آن ها را تحت شعاع خود قرار داده و در نهایت در رقابت دستیابی به مظاهر مادی متمدنانه، جز خسارت چیزی عاید آن ها نمی کند.

 

-نمای نزدیک:2
حالا، حکایت این روزهای یک شهر شمالی است و عین ا.. های کراوات بسته غرق در مظاهر شهری، که راوی قصه تمدن شده اند و از سوی دیگر، صمد آقاهایی که می کوشند معلم مزاحم را از آبادی بیرون کنند و به جای حروف «مار»، درک مردم از شکل «مار» را سواددار بودن مردم القا کنند!.

ادبیاتی که با جعل مفاهیم دهن پرکن توسعه محور،‌ قصد دارد احداث چند پروژه پل رو گذر و زیرگذر را که از نظر کارشناسان امر از تصویب تا اجرا با مشکلات عدیده روبروست ، نه به عنوان راه حلی برای یک مشکل، که نمادی از توسعه شهری جا بزند؛ نقشی جز شکل ماری دارد که  صمد آقا روی تخته می‌کشید؟

وقتی فردی را در مقام مسئولیتش، «منجی» (احتمالا منظور همان ناجی است!) یک شهر خطاب می کنند، وقتی نشانه‌های مردم‌سالاری دینی را به حمایت از یک فرد، از شهر پاک می‌کنند، وقتی در هر مجلس و محفل، حمد و ثنا را جایگزین تحلیل‌های کارشناسانه می‌کنند... شاهد رفتار عوام فریبانه نیستیم؟ همان که صمد آقا را محبوب می‌کرد؟

وقتی توسعه مندی بدون داشتن اندک دانش توسعه‌ نسخه پیچی شود، و نماد توسعه شهر، اتاق چند صد میلیونی و ماشین چند صد میلیونی «منجی»‌اش می شود، به جای ساماندهی تمام مشکلات به جای مانده از گذشته و مرهم گذاشتن بر دردهای شهری آسیب دیده ،‌ زخم های تازه ای می نشاند و با تبلیغات بزرگ نمایانه ، همه چیز را دلرباتر از آن چه هست می‌نمایاند،‌ شما را به یاد که می‌اندازد؟

 3. نمای متوسط: نگاهی به اطراف شهر ژولیده / آسمان ملول / پنجره‌های پژمرده
رضا عباسی _ فعال فرهنگی اجتماعی

 

عدالت حواهان گلستان: انتشار مطالب خبري و تحليلي رسانه‌هاي داخلي و خارجي و یادداشت های وارده به این پایگاه خبری الزوما به معناي تاييد محتواي آن نيست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضاي رسانه‌اي منتشر مي‌شود.