چاپ صفحه

نقدی بر سخنان روحانی حقوقدان تحصیل کرده انگلیس درباره جایگاه شورای نگهبان+عکس

۱-جناب آقای روحانی شما فرموده اید:« همه از نظر دولت برابرند و آن جایی که باید بگوید فردی برای شرکت در انتخابات صالح است یا نه هیأت‌های اجرایی هستند و ما هیأت اجرایی نداریم که یک جناح را تأیید صلاحیت کند و یک جناح دیگر را تأیید صلاحیت نکند. شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری. مجری انتخابات دولت است. دولت مسئول برگزاری انتخابات است و دستگاهی هم پیش‌بینی شده که نظارت کند تا خلاف قانون صورت نگیرد. شورای نگهبان چشم است و چشم نمی‌تواند کار دست را بکند، نظارت و اجرا نباید مخلوط شوند باید به قانون اساسی کاملاً توجه کرده و عمل کنیم.»

اگر این بیانات را یک فرد عادی مطرح می نمود جای تعجب نداشت ،اما شما که حقوقدان هستید و آگاهی نسبت به قانون اساسی دارید جای تامل دارد؛باید دقت نمود که مرتبه بالاتر از هیات اجرایی برای تایید و احراز صلاحیت شورای محترم نگهبان می باشدکه این نظارت بر اساس اصل ۹۹ قانون اساسی برعهده این شورا قرار داده شده است.در این اصل آمده است:

« شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را به عهده دارد.»

مسأله ای که همواره در محافل سیاسی و حقوقی مطرح است این است که منظور قانون گذار از این نظارت چیست و کدام معنا از نظارت در این اصل مراد است؟ طبیعی است که در این جا باید دید که تفسیر قانون اساسی بر عهده ی چه نهادی است؟ بر اساس اصل ۹۸ قانون اساسی «تفسیر قانون اساسی به عهده ی شورای نگهبان است» و شورای نگهبان در سال ۱۳۷۰ نظر تفسیری خود را در زمینه ی اصل ۹۹ قانون اساسی چنین اعلام کرده است:

«نظارت مذکور در اصل ۹۹ قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات، از جمله تأیید یا رد صلاحیت کاندیداها می شود.»

بنابراین از منظر شورای نگهبان، به عنوان تفسیرکننده ی قانون اساسی، نظارت مزبور استصوابی، عام و مطلق است. این نوع نظارت را مجلس شورای اسلامی نیز در چهارم مردادماه سال ۱۳۷۴، تأیید کرد و به رسمیت شناخت:

«نظارت بر انتخابات مجلس، برعهده ی شورای نگهبان است. این نظارت استصوابی، عام و در تمام مراحل، در کلیه ی امور مربوط به انتخابات جاری است.»

پس نظارت استصوابی از این لحاظ به صورت قانون عادی در آمده است. می دانیم که مجلس شورای اسلامی قانوناً حق دارد در همه ی امور کشور که مصلحت بداند، قانون تصویب نماید و در صورتی که مصوبه ی آن به تشخیص شورای نگهبان، خلاف اسلام و قانون اساسی نباشد، قانونی و رسمی است.

برخی از افراد سعی دارند که نظارت شورای محترم نگهبان را یک نظارت استطلاعی جلوه دهند. نظارت استطلاعی، آن است که ناظر تنها حق دارد از فعل مجری اطلاع یابد; اما حق دخالت در کار او را ندارد و وظیفه ی او تنها اعلام و گزارش عملکردهاست. که این برداشت مخالف صریح تفسیر قانون اساسی و قوانین عادی و مبانی فقهی می باشد که تحلیل حقوقی آن در این مجال نمی گنجد.مجری بودن دولت نفی کننده صلاحیت و نظارت استصوابی شورای نگهبان نخواهد بود.

جناب آقای دکتر روحانی در بیانات خویش تمثیلی را بیان نموده اید که اصلا شاید ارتباطی به این بحث نداشته باشد اما می توان مثال شما را این گونه تحلیل نمود که برای یک فرد هم عضوی به نام دست مورد نیاز است وهم چشم .حال این چشم را افراد به دو صورت تعبیر می کنند: یک گروه می گویند همین که فرد دارای یک چشم مصنوعی باشد کفایت می کند و فرد با دست خود همه کارها را انجام می دهد اما گروهی دیگر عقیده دارند که مراد از چشم چشم واقعی است واین چشم می تواند راه صواب را از ناصواب نشان دهد ودر بعضی از مواقع که دست علیل است ویا خود را به علیل بودن می زند این چشم واقعی وظیفه اصلی خود را نشان خواهد داد.که قطعا چشم زمانی رسالتش را انجام می دهد که نظاره گر و بینا باشد.

۲-جناب آقای دکتر روحانی شما با بیان این که مجلس شورای اسلامی آینده متعلق به یک حزب و جناح نخواهد بود، فرمودید که:«این نظر مقام معظم رهبری و گفته قانون اساسی ماست و مگر می‌شود جناحی بگوید که من یک خم رنگرزی پیدا کرده‌ام که می‌توانم آنجا را به هر رنگی که بخواهم درآورم؛ اینگونه نیست.»

به لطف خدا عملکرد شورای نگهبان در سال های گذشته نشان داده که در احراز صلاحیت ها دید جناحی وحزبی ندارد به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲؛ جناب آقای مشایی که متصل به جناحی خاص ونیز در ارتباط با رئیس جمهور وقت بود صلاحیتش احراز نگردید و خود شما صلاحیتتان توسط شورای محترم نگهبان مورد تایید قرار گرفت و با اینکه مجریان انتخابات مربوط به طیف اصولگرایی بودند شخص شمابه عنوان رئیس جمهور انتخاب گردیدید.

۳- جناب آقای روحانی شما فرمودید:« همانگونه که دنیا پس از به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای با دیده احترام به ایران نگاه می‌کند باید انتخاباتی برگزار کنیم که دنیا با افتخار و احترام به آن نگاه کند.»

اما باید گفت که منظور شما از دنیا چه کسانی هستند ؟؟۵+۱؟ از نظر ما آن دنیایی که ۸سال جنگ را بر ما تحمیل نمودند ،هواپیمای مسافربری ما را منهدم و بر گردن ناخدای آن مدال افتخار نهادند،جنایات و نسل کشی را در غزه و عراق و یمن ایجاکرده اند،احترام شان ذره ای برای ما ارزش ندارد. جمهوری اسلامی ایران مورد احترام مظلومان عالم بوده است و خواهد بود و در این ۳۴ سال از وقوع انقلاب اسلامی هدفمان از برگزاری انتخابات کسب افتخار از دنیا نبوده است کما این که در انتخابات سال ۸۸ که برخی از این کشور های دنیا، ندای تقلب سر دادند،آن لحظه هم برای ما ذره ای ارزش نداشت.

جناب آقای رییس جمهور؛ این نامه را با گفتاری از وصیت نامه ی سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) خاتمه می دهم:

« از شورای محترم نگهبان می خواهم و توصیه می کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینده، که با کمال دقت و قدرت، وظایف ملی و اسلامی خود را ایفا نماید و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشود و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی، بدون هیچ ملاحظه، جلوگیری نمایند و با ملاحظات ضرورت کشور که گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود، توجه نمایند.»
* مدرس دانشگاه

 

 

 

 





دکتر مهدی کوچک زاده ، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در وبلاگ خود نوشت:

حسب مندرجات اسناد مجلس شورای اسلامی، آقای حسن روحانی رئیس جمهور از دوره اول مجلس شورای اسلامی با عنوان «دکتر» عهده دار سمت نمایندگی بوده اند در حالیکه مطابق مندرجات سایت مرکز تحقیقات استراتژیک (تحت مدیریت خود ایشان)، ایشان طی سالهای منتهی به  74 برای تحصیل در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا در یکی از دانشگاه‌های انگلستان ثبت نام نموده اند و اکنون نیز حسب اظهارات معاون شان، آقای نوبخت، استاد تمام دانشگاه بوده و از آن محل حقوق دریافت می دارند! در این رابطه سوالاتی بشرح زیر مطرح است که لازم است مراجع ذیربط برای روشن شدن اذهان و افکار عمومی بدان پاسخ دهند.

1- در فاصله سالهای  مجلس اول تا سال 74 که ایشان مدرک دکترا گرفته اند از حقوق و امتیازات عنوان «دکتر» استفاده نموده اند؟ اگر بلی با چه مجوز قانونی و شرعی؟

2-  چگونه همزمان با تحصیل در انگلستان در پست های خطیری مثل نایب رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و ... انجام وظیفه شده است؟

3- ایشان در هیئت ممیزه کدام دانشگاه و با کدام سوابق پژوهشی موفق به کسب عنوان «استاد تمام» شده اند؟

4- در دوران تحصیل از بورس استفاده کرده اند یا با هزینه شخصی در انگلستان درس خوانده اند؟ اگر بورسیه بوده اند با شرکت در کدام آزمون و یا با کدام مجوز قانونی از بورسیه استفاده نموده‌اند؟