چاپ صفحه

لحظه‌شماري جوانان انقلابي براي رويارويي مستقيم با استکبار جهاني

به گزارش پایگاه عدالت خواهان گلستان": حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران، در ديدار اخير خود با مسئولان نظام و سفراي کشورهاي اسلامي که به مناسبت عيد مبعث برگزار شد؛ طي فرازي از بياناتشان با تأکید بر اینکه ملت ایران همواره در مقابل تروریسم و حامیان آنها بوده و خواهند بود، گفتند: ملت ایران با همه کسانی که در عراق، سوریه، لبنان و سرزمین های اشغالی در مقابل خطرناک‌ترین تروریست‌ها و صهیونیست‌های تروریست ایستاده‌اند، همکاری خواهد کرد.

معظم‌له همچنين با بيان اينکه ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد، تصريح فرمودند: «ملّت یمن ملّت مظلومی است، ملّت بحرین ملّت مظلومی است، ملّت فلسطین دچار مظلومیّت مزمن است و سال‌های متمادی است این ملّت زیر فشار است. ما هر مقداری که بتوانیم از مظلوم حمایت میکنیم و هر مقداری که توانایی‌های ما و وسع ما باشد وظیفه‌ی ما است؛ اسلام به ما گفته است که «کُن للِظّالِمِ خَصماً وَ لِلمَظلومِ عَونا» این سفارش امیرالمؤمنین است...مظلوم هرکسی هست باید از او حمایت کرد»

اين دفاع و حمايت هميشگي...

مقام معظم رهبري در فرازهاي اشاره شده از بيانات خود، بخشي از راهبرد نظام و انقلاب اسلامي را مورد اشاره قرار داده‌اند که پيش از اين نيز بارها و بارها در پيشگاه افکار عمومي به منصه ظهور رسيده است.

افکار عمومي جهان به روشني به خاطر دارد حضور ايران و مستشاران و نظاميان ايراني را در «بوسني و هرزگوين» و شرکت در جنگي در قلب اروپا که مقام معظم رهبري در يکي از سخنراني‌هاي خود آن را «مهمتر از دفاع مقدس» ارزيابي کردند.

جنگي که طي آن، صرب‌ها اقدام به کشتار و نسل‌کشي مسلمانان اروپايي کردند و تنها صداي حمايتي که از مردم کوزوو، سربنيتسا، سارايوو، گروزني و... بلند شد؛ صداي جمهوري اسلامي ايران بود.

صدايي که البته با حمايت‌هاي عمده تسليحاتي، نظامي، رسانه‌اي و حضور مقامات بلندپايه کشور در بوسني و هرزگوين همراه بود و اگرچه در آن مقطع نيز زمزمه‌هاي اعتراض خارجي و داخلي نسبت به اين اقدام انقلابي شنيده مي‌شد اما سياست اصولي نظام اسلامي در حمايت از بوسنيايي‌ها قطع نشد و کمک‌ها ادامه يافت تا مقطعي که صلح (اگرچه بصورتي نامطلوب) در بوسني حکمفرما شد.

و البته بعد از همان حضور پررنگ مستشاران نظامي جمهوري اسلامي ايران در قلب اروپا بود که استکبار جهاني طعم تلخ ضرب شست ايران در جنگ‌هاي نيابتي خاورميانه را نيز چشيد و در جنگ‌هاي ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، ۸ روزه و ۵۱ روزه در لبنان و فلسطين و ايضاً در افغانستان و سوريه و عراق بوضوح مشاهده کرد که آنچه را که نظام جمهوري اسلامي در چارچوب سياست بازدارندگي خود مد نظر دارد؛ محقق خواهد شد نه آنچه که آمريکا بخواهد.

اشکال جديدي از حمايت ما از مستضعفين عالم در راه است؟

حقيقت آنست که ما بصورتي محرز از بوسني و هرزگوين دفاع کرديم. مقام معظم رهبري در همان سال‌ها و طي ديداري با رئيس جمهور بوسني و هرزگوين که به ايران سفر کرده بود، فرمودند: «باید ترتیبی‌ داده‌ شود که‌ ملت‌ بوسنی‌ بتواند در برهه‌ کنونی‌ با اقتدار و توانائی‌ بیشتری‌ در میدان‌ نبرد از خود دفاع‌ کند تا در سایه‌ آن‌ تأمین‌ منافع‌ بیشتر مسلمانان‌ امکان‌پذیر شود.» و در ادامه همين سخنراني آمادگی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ را برای‌ عمل‌ به‌ تکلیف‌ خود در زمینه‌ حمایت‌ از مسلمانان‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌ مورد تأکید قرار دادند.

به گزارش يالثارات، اگرچه ماجراي حمايت ما از بوسني و نحوه‌ي اين حمايت بعدها و به صور ديگر و حتي تأثيرگذارتري در لبنان و سوريه و فلسطين و عراق و افغانستان و ونزوئلا تکرار شد؛ اما حقيقت ديگري هم در اين ميان هست و آن اينکه تغيير شرايط منطقه شايد اشکال جديدي از اين حمايت‌ها را نيز طلب کند.

شاهد اين احتمال نيز اشاره صريح مقام معظم رهبري به مظلوم بودن يمن و بحرين و حمايت ايران از مظلوم است.

مستندي از حمايت‌هاي جمهوري اسلامي ايران از مظلومان عالم

تدقيق در سابقه حمايت ايران اسلامي از مستضعفان و مجاهدان عالم، انبوهي از روش‌هاي حمايتي را در پيش چشم هرکسي قرار مي‌دهد. از حمايت‌هاي لجستيکي، مالي و تسليحاتي گرفته تا حمايت‌هاي ديپلماتيک، مشاوره نظامي و حمايت‌هاي اطلاعاتي و ...

امروز ديگر دوست و دشمن مي‌دانند که فناوري ساخت موشک را ايراني‌ها بودند که به غزه انتقال دادند. اين، سردار جعفري، فرمانده کل سپاه پاسداران بود که در سال ۹۱ و طي سخناني گفته بود: ما تکنولوژی و فناوری خود را در بعد نظامی به غزه و دیگر ملل محروم و مسلمان که در مقابل زورگویان و مستکبران مقابله می‌کنند انتقال داده و خواهیم داد.

فرمانده کل سپاه پاسداران همچنين با اشاره به موشک‌هاي فجر ۵ که در غزه به سمت رژيم صهيونيستي شليک شدند تصريح کرده بود: ما این موشک ها را به طور مستقیم به غزه نفرستاده‌ایم بلکه فناوری آن از ایران به مقاومت منتقل شده است و مقدار بی‌شماری از این موشک‌ها در حال تولید است.

همين رخداد درباره حزب‌الله لبنان نيز بارها تکرار شد و حتي صور جديدتري نيز به خود گرفت. سيدحسن نصرالله در جريان عمليات نفوذ «پهپاد ايوب» به آسمان سرزمين‌هاي اشغالي و بهت اطلاعاتي و عملياتي صهيونيست‌ها از اين رخداد؛ طي يک سخنراني اذعان کرد که پهپاد ايوب، يک پهپاد ايراني بوده که در اختيار حزب‌الله لبنان قرار گرفته است. قضيه‌ي مشاوره‌هاي نظامي ايران به گروه‌هاي مجاهد و ملت‌هاي مظلوم نيز سوابقي ديرينه دارد.

علي‌اکبر ولايتي، مشاور مقام معظم رهبري در امور بين‌الملل؛ طي سخناني در شهريور ماه سال گذشته، براي نخستين بار پرده از حمايت‌هاي نظامي ايران از احمدشاه‌مسعود اسطوره مقاومت و جهاد افغانستان کنار زد و در کنفرانسي خبري گفت: طالبان تمام افغانستان را به جز دره پنجشیر که در دست احمدشاه مسعود بود گرفتند. ولی فقط دره پنجشیر سقوط نکرد و برای اولین بار این مطلب را عنوان می‌کنم که علت سقوط نکردن احمد شاه مسعود به دلیل حمایت‌های ایران بود که از راه تاجیکستان و از منطقه جیحون کمک کرد تا طالبان نتواند بر دره پنجشیر مسلط شود و براین اساس کمک ایران و تاجیک‌ها باعث شد تا طالبان نتواند بر کل افغانستان مسلط شود.

و در سوريه و عراق نيز، حفظ حاکميت اين کشورها و دفاع از بقاع متبرکه و عتبات عاليات با تقديم ده‌ها سردار شهيد و شهداي مدافع حرم، گوياي چگونگي حضور ايران در کشورهاي مورد حمايت خود است.

حضوري که زماني در صحبت‌هاي هادي العامري، دبير کل سازمان بدر، اينگونه جلوه‌گر شد که «ما ياد و خاطره مجاهدان ايراني که در کنار ما جنگيدند و براي دفاع از عراق شهيد شدند را گرامي مي‌داريم» و زماني ديگر در شهادت سردار الله‌دادي، در منطقه قنيطره و همراه با تني چند از مجاهدان حزب‌الله...

حمايت‌هاي ايران از کشورهاي دوست و مظلومان و مجاهدان عالم صدالبته فقط نظامي و تسليحاتي نبوده است. کمک‌هاي مالي به حزب‌الله لبنان که چند وقت قبل در سخنراني سيدحسن نصرالله بصورتي واضح مورد اشاره قرار گرفت و يا اقداماتي نظير ايجاد خط اعتباري يک ميليارد دلاري براي کشور سوريه نيز از جمله همين حمايت‌ها به شمار مي‌رود که رويکردي اقتصادي دارد.

اعزام «کشتی نجات» به سمت یمن نیز که اخبار آن در روزهای اخیر منتشر شد، از جمله همین حمایت‌هاست.اقدامی که پس از تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت حمایت از مظلومین در یمن صورت گرفت و با حمایت نیروهای مسلح کشورمان نیز همراه شد.

اگرچه این کشتی هنوز به مقصد نرسیده و برخی کشورهای عضو ائتلاف حمله به یمن اعلام کرده‌اند که قصد بازرسی آنرا دارند اما کشتی مذکور هم‌اکنون در اسکورت ناوهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، عازم یمن است و نیروهای مسلح نیز اعلام کرده‌اند که هرگونه تعرض به این کشتی به مثابه اعلان جنگ به جمهوری اسلامی ایران تلقی خواهد شد و عکس‌العملی شدید را در پی خواهد داشت.

چيستي حمايت‌هاي ايران و تبلور مظلوميت در يمن و بحرين

قبل از هرچيز نياز به توضيح است که مفهوم «حمايت از مظلوم» با چيزي به نام «دخالت در امور کشورها» متفاوت است.

دخالت در امور يک کشور، مستقيماً به معناي ناديده گرفتن حقوق مردم آن کشور است.
از سوي ديگر، در مسئله دخالت، صرفاً کسب منافع مطرح است و مشروع و نامشروع بودن طرق اين کسب منفعت نيز به هيچ وجه مد نظر نيست.

اما «حمايت از مظلوم» بعنوان راهبردي ايراني ـ‌ اسلامي متضمن حفظ حقوق مردم در کشور غير است، ضمن آنکه طرق مختلفي را نيز مي‌پيمايد و اگرچه شايد در بخش‌هايي از اين حمايت نيز منافع ما حاصل شود اما اين همه‌ي قضيه نيست و امر حمايت، در جاهايي صرفاً بايد بدون هيچ چشمداشتي از کسب منفعت صورت گيرد. کما اينکه در سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران نيز چنين امري بوضوح قابل مشاهده است.

پس از اين مقدمه بايد به اين مسئله پرداخت که با توجه به صراحت کلام مقام معظم رهبري مبني بر مظلوم بودن ملت يمن و ملت بحرين و در ادامه تأکيد معظم‌له بر حمايت ايران از مظلومان؛ اين حمايت مي‌تواند و يا بايد چه اشکالي داشته باشد؟!

و در ادامه همين سؤال واضح، فتح بابي از يک مبحث ديگر نيز ايجاد مي‌شود مبني بر اينکه آيا مثلاً فرمول حمايت جمهوري اسلامي ايران از ملت و نظام سوريه نيز قرار است تا هميشه به منوال فعلي باشد يا اينکه ممکن است آن هم شاهد تغييراتي باشد؟!

پر واضح آنکه قبل از طرح فروض ممکن براي پاسخ به سؤالات مذکور بايد بر اين نکته تأکيد کرد که در نظام فکري و اجرايي جمهوري اسلامي ايران، همه راه حل‌ها و پيشنهادات در اموري همچون شيوه و طرز حمايت ايران از ملل مظلوم؛ صرفاً بايد با اذن ولي فقيه به منصه اجرا وارد شوند.

طرح پيشنهادات و بررسي راهبردها امری بلااشکال است و از جانب هرکسي ممکن؛ اما اينکه بسته به شرايط زمان و مکان و مصلحت امور در حال و آينده؛ کداميک از اين راه‌حل‌ها را بايد اجرا کرد؛ مسئله‌ايست که نظر مقام معظم رهبري تعيين‌کننده آن خواهد بود.

براي حمايت از مظلومين چه کنيم؟!

آنچه که مشخص است، آنست که راهبرد «حمايت از مظلوم» صرفاً به يکسري راهبردهاي خاص اطلاق نمي‌شود و هر اقدامي که منجر به دلگرمي مظلوم و رهانيدن او از حیطه شرّ تلقي شود در اين چارچوب مي‌گنجد.

البته در اين ميان، منافع کشور حمايت کننده نيز حائز اهميت است و في‌الجمله نبايد قضيه به گونه‌اي پيش برود که که قاعده عقلايي اهمّ و مهم ناديده گرفته شود.
پس از ذکر اين مقدمه طولاني اکنون نوبت به ترسيم پيشنهاداتي مي‌رسد که هر يک مي‌تواند بعنوان يک راهبرد يا ابزار فشار در جهت اعمال قدرت جمهوري اسلامي ايران در هر نقطه‌اي از عالم که گروه يا ملتي مورد حمايت ايران قرار دارند؛ به‌کار روند.

يکم: تنگه هرمز
گلوگاه يا تنگه هرمز که بيش از ۸۰ درصد از انرژي جهان بصورت روزانه از آن عبور مي‌کند؛ گذرگاهي استراتژيک است که اگرچه دو سوي آن در کنترل دو کشور ايران و عمان است اما همه مي‌دانند که تنها قدرت بلامنازع اين تنگه «جمهوري اسلامي ايران» است.
اهميت اين گلوگاه استراتژيک تا آنجا هست که مقامات دولت آمريکا بارها از آن بعنوان خط قرمز آمريکا ياد کرده‌اند که بسته شدنش هرگز تحمل نخواهد شد!

جمهوري اسلامي ايران نيز نشان داده است که طي ۳۷ سال گذشته از خويشتن‌داري لازم در قبال تنگه هرمز برخوردار است و گرهي را که با دست باز مي‌شود؛ با دندان باز نمي‌کند.

اما با اين همه، جهان مي‌داند که صبر ايران هم ممکن است در قبال برخي تهديدات خود يا همپيمانانش لبريز شود.

سرلشکر فيروزآبادي، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح نيز چند سال قبل و در بحبوحه يکي از تنش‌ها پيرامون تنگه هرمز صريحاً اعلام کرد که اگر مقام معظم رهبري دستور بسته شدن تنگه هرمز را صادر کنند، اين تنگه توسط ايران بسته خواهد شد.

مبحث «بستن تنگه هرمز» البته هم در دوران جنگ تحميلي و هم در دوران کنوني توسط برخي چهره‌هاي کشور بعنوان يک ابزار فشار مورد اشاره قرار گرفته است که در وقت مقتضي و در هنگام ايجاب برخي شرايط مي‌تواند مورد استفاده مطلوب جمهوري اسلامي ايران قرار گيرد.

استفاده مطلوبي که گستره‌اي دارد از وضع مقررات آمد و شد بر اين تنگه استراتژيک تا اخذ ماليات از عابران آن و يا بستن محدود و در مواقعي نامحدود آن.

دوم: تحريم
مقام معظم رهبري، در بهمن‌ماه سال گذشته و در ديدار با جمعي از مردم آذربايجان، در بياناتشان گزينه‌اي با عنوان «تحريم غرب از سوي ايران» را مورد اشاره قرار داده و فرمودند:«اگر بنابر تحریم باشد، ملت ایران هم می تواند تحریم کند و این کار را خواهد کرد. بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ملت ایران است و اروپا احتیاج به این گاز دارد...ملت ایران اراده بسیار قوی دارد و جمهوری اسلامی، در هر مسئله‌ای که وارد شده است، عزم راسخ خود را نشان داده است»

اگرچه اين فصل از بيانات رهبر انقلاب ناظر به عکس‌العمل احتمالي ايران در قبال تحريم‌هاي غرب ايراد شده است اما پر واضح آنکه ممکن است ايران اسلامي در جايي که منافع مادي و معنوي‌اش اقتضا کند؛ از همين امکان براي حمايت از مظلومان نيز استفاده جويد.

قطع به يقين نيز بايد گفت که تحريم‌هاي ايران فقط در حوزه انرژي نيست بلکه «دست دراز» ايران را مي‌توان به اعمال قدرت در گذرگاه‌هاي بين‌المللي در اختيار ايران، قطع صادرات برخي محصولات پتروشيمي، قطع فعاليت شرکت‌هاي بزرگ چندمليتي در بازار ايران، ارائه فناوري‌هاي مختلف به گروه‌هاي جهادي و غيره نيز تعميم داد.

اگرچه مشخص نيست که ايران اسلامي لزوماً زماني به اين نتيجه برسد که براي حمايت از مظلومان؛ نيازي به استفاده از ابزار تحريم دارد يا خير؟! اما توجه به وجود چنين ابزار بکري که صرفاً بحث و تدقيق درباره آن مي‌تواند لرزه بر اندام دشمنان ايران و ظالمان عالم بياندازد؛ مفيد فايده خواهد بود.

سوم: مشاوره نظامي
بي‌ترديد يکي از اصلي‌ترين علاقه‌مندي‌هاي ملل مظلوم جهان و مجاهداني که به پشت‌گرمي جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي دست به جهاد و معارضه عليه استکبار جهاني و حکّام جور زده‌اند؛ استفاده از توانمندي‌هاي مديريتي و نظامي جمهوري اسلامي ايران است.

مسئله‌اي که صد البته وجوه مختلف آن زماني در افغانستان جلوه‌گر شد، در مقطعي در بوسني و هرزگوين و بعدها در لبنان و فلسطين و سوريه و عراق.

مشاوره‌هاي نظامي جمهوري اسلامي ايران به گروه‌هاي در حال جنگ؛ بارزترين ثمره خود يعني «ناکام گذاشتن دشمن» را بارها به اثبات رسانيده است.

ايران بود که در بوسني و هرزگوين نگذاشت؛ نسل‌کشي صرب‌ها ادامه یابد. سرداران ايراني بودند که در لبنان و افغانستان و سوريه؛ در مقابل صهيونيست‌ها، متجاوزين خارجي و تکفيري‌ها ايستادند و به مدافعان اين کشورها آموختند که چگونه بايد در مقابل دشمن، دفاعي اصولي و تمام‌کننده را انجام داد.

ما در اين راه شهداي بزرگي را نيز تقديم کرده‌ايم. ما در بوسني و هرزگوين، «رسول حيدري» را تقديم کرديم. شهيدي که رهبر انقلاب در رساي او فرمود: «ما دلمان برای از دست دادن این عزیز و سایر عزیزان می سوزد لکن سعادتی از این بالاتر نیست و نمی‌شود که جوانی برود داخل میدان و شهید نشود. من بارها گفته‌ام میدان بوسنی، جنگ اسلام و کفر تنها نیست بلکه از این بالاتر است، دروازه ورود به غرب و اروپا است، آنجا مسأله‌اش بالاتر از جنگ عراق و ایران است. کسی که برود آنجا و محیط امن خانواده را رها کند مقامش خیلی بالاتراست» و همينطور در افغانستان «احسان پارسي» شهيد شد.

و در سوريه «الله‌دادي» و «کج‌باف» و «بادپا» و ديگران و ديگران. اما اين خون‌ها و شهادت‌ها ثمراتي بس عميق در تسهيل پيشرفت انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي به همراه آورد که شايد بزرگترين آنها، عملي شدن رسالت نظام مبني بر حمايت از ملت‌هاي مظلوم بود.

و چهارم: اعزام نيرو و عمليات نظامي
غامض‌ترين مسئله‌اي که در مسئله ضرورت عقلي حمايت جمهوري اسلامي ايران از منافع معنوي و مادي خود و از ملت‌هاي مظلوم جهان وجود دارد و البته کمتر درباره آن صحبت مي‌شود، مسئله «اعزام نيرو» است.

اگرچه زماني و در جريان انتفاضه فلسطين در حوالي سال ۲۰۰۰ ميلادي، يکي از مسئولان کشور به تلويزيون آمد و از احتمال اعزام نيرو توسط جمهوري اسلامي ايران به مناطق اشغالي سخن گفت اما گويا عده‌اي ترجيح مي‌دهند کمتر در اين باره سخن بگويند.

پيرامون اين مبحث؛ در وهله اول بايد توجه داشت که عمده ملت‌ها و گروه‌هايي که در مواجهه با حکّام جور و استکبار جهاني قرار دارند؛ با مشکلي به نام «عده» و «تعداد» مواجه نيستند.

بلکه آن چيزي که نياز اصلي اين گروه‌ها به نظر مي‌رسد در حوزه‌هايي غير از نيروي انساني است که مقولاتي مثل تسليحات، کمک‌هاي مالي، استشاره‌هاي نظامي، حمايت‌هاي ديپلماتيک و حمايت‌هاي رسانه‌اي را شامل مي‌شود.

کما اينکه در ماجراي کرانه باختري نيز شاهد بوديم رهبر معظم انقلاب به صحنه آمده و با وجود تحفّظ برخي سياسيون و خواص و مقامات کشور اما شجاعانه تصريح کردند که: «این اعتقاد ماست که کرانه‌ی باختری هم مثل غزه باید مسلح بشود. دست قدرت (لازم است) کسانی که علاقه‌مند به سرنوشت فلسطین‌اند، اگر می‌توانند کاری بکنند، کار این است؛ در آنجا هم باید مردم را مسلح کنند. تنها چیزی که ممکن است از محنت فلسطینی ها بکاهد، عبارت است از همین که دست قدرت داشته باشند، بتوانند قدرت نمایی بکنند»

اما با تمام اين تفاسير بايد پذيرفت که بحث «اعزام نيرو از خاک ايران» و «عمليات نظامي ايران براي حفظ منافع خود و حمايت از مظلومان»، بحثي عقلايي است که نه‌تنها هيچگاه از سبد راهکارهاي موجود جمهوري اسلامي ايران خارج نشده بلکه در مواقعي مطابق با آن نيز عمل شده است.

کما اينکه در جريان اشغال افغانستان توسط طالبان، جمهوري اسلامي ايران طرح هجوم به بخش‌هايي از مواضع طالبان در خاک افغانستان را بررسي کرد.

سردار يحيي رحيم‌صفوي، فرمانده وقت سپاه پاسداران در اين زمينه مي‌گويد: «وقتی که طالبان سیزده دیپلمات را به شهادت رساند، حضرت آقا در مشهد بودند و من همانجا خدمت ایشان رسیدم. آن موقع من فرمانده کل سپاه بودم. ما ظرف ۴۸ ساعت دو لشکر را از طریق هواپیما در مرز تایباد پیاده کردیم. یک نقشه عملیاتی را طراحی کرده و خدمت حضرت آقا بردم که از ايشان اجازه بگیرم ما با چند لشکر تا منطقه هرات پیشروی کنیم. گفتم: «اجازه بدهید ما برای تنبیه طالبان با چند لشکر برویم تا هرات این‌ها را قلع و قمع بکنیم و گوشمالی بدهیم، منهدم بکنیم و برگردیم»

رحيم‌صفوي در ادامه با اشاره برخي صلاحديدهاي مقام معظم رهبري در طرح مذکور، به بازطراحي اين عمليات اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «من اجازه خواستم که طرح دیگری را ببریم و همین کار را هم کردم. طرحی را بردیم که این پاسگاه‌های مرزی طالبان را در یک زمان کوتاه، اول با توپ‌خانه و خمپاره بزنیم، بعد هم برویم پاسگاه‌ها را با لودر و بولدوزر منهدم کنیم؛ که حضرت آقا با این طرح موافقت فرمودند. آن کسی هم که فرماندهی این عملیات را بر عهده گرفت «سردار شهید نورعلی شوشتری» فرمانده سپاه مشهد و فرمانده لشکر خراسان بود»

جداي از طرح حمله به مواضع طالبان؛ اخبار موجود حکايت از آن دارد که جمهوري اسلامي ايران در چند مقطع، مواضع دشمنان خود را در برخي خاک‌هاي فرامرزي مورد هجوم قرار داده است.

موشک‌باران مواضع منافقين در خاک عراق در دهه هفتاد و همچنين موشک‌باران مواضع برخي گروه‌هاي تروريستي در نقاط فرامرزي جنوبشرق کشور؛ اخبار مرتبطي هستند که شايد بايد براي فهم بهتر اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران و شناخت انواع راهبردهاي ايران براي دفاع از منافع خود؛ بيشتر به ابعاد آن پرداخت.

نتيجه‌گيري

مقامات جمهوري اسلامي ايران بارها اعلام کرده است که مواردي مثل «سوريه» و عتبات عاليات در «عراق» براي جمهوري اسلامي ايران يک خط قرمز محسوب مي‌شوند.
در همين زمينه تأکيدات زيادي از سوي سران نظام مبني بر ضرورت حمايت از مظلوم و تعيين مصاديق اين مظلوميت نيز انجام شده است.

نگاه به اين حقايق صحنه، سبب آشکارسازي معناي بزرگي مي‌شود که در پي آن، امت حزب‌الله و مردمان مبارز و انقلابي جمهوري اسلامي ايران، اعم از زن و مرد و پير و جوان بايد خود را براي تمامي عرصه‌هاي خطير حمايت از مظلومان عالم و يا به تعريف ديگر، دفاع از منافع نظام و خطوط قرمز انقلاب اسلامي آماده کنند.

عرصه‌اي که تمامي وجوه يک جهاد مخلصانه شيعي را شامل مي‌شود؛ از نيت اسلام‌خواهي و دعا براي ملل مظلوم گرفته تا قدم گذاشتن در راه مبارزه مسلحانه و رويارويي مستقيم با استکبار جهاني، با جريان تکفيري و با حاکميت جور." انصارحزب الله