در آن دوره در بسیاری از منبرها، شبنامهها و رسالههای سوال و جواب با این دختران مظلوم ابراز همدردی میشد تا یک فضای همدلی میان آحاد ملت ایجاد شود. همچنین در فضای ملتهب پس از انقلاب مشروطه در جلسههای مجلس اول و روزنامههای آن دوران نقل دختران قوچان و پیگیری برای بازگشت آنها به یکی از خواستهای اساسی ملت تبدیل شد که بحثها و حرف و حدیثهای بسیاری را نیز در میان مجلسیان برانگیخت.
علیاکبر دهخدا نیز در روز اول کار کمیسیون رسیدگی به ماجرای فروش دختران قوچان و اسارت زنان باشقانلو در ستون «چرند و پرند» نشریه «صوراسرافیل» تصنیفی را درباره این داستان به چاپ رساند در بخشی از این تصنیف آمده است:
بزرگان جملگی مست غرورند
ای خدا کسی فکر ما نیست
ز انصاف و مروت سخت دورند
ای خدا کسی فکر ما نیست
رعیت بی سواد و گنگ و کورند
ای خدا کسی فکر ما نیست
هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی فکر ما نیست
منبع: حکایت ناتمام دختران قوچان، فاطمه باباخانی، روزنامه دنیای اقتصاد